علوم انسانی - فایلخون

تحقیق درباره زاويه انحراف از راه توده

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره زاويه انحراف از راه توده

محصول * تحقیق درباره زاويه انحراف از راه توده * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 139
 
همگام با جنبش
مجموعه مقالات هاتف رحمانی
1384-1381
نگاهي به ( چه بايد كرد ؟) م.چشمه
شرايط پر التهاب كنوني جامعه ايران افراد بسياري را به صحنه حضور كشانده است . همه با سعي در پاسخ ((چه بايد كرد؟)) مطالب وراهكارهايي را پيشنهاد مي نمايند . سنجه ي اين ((چه بايد كرد ها ))در حوزه نقدي اگاهانه وصادق شايد راه گشاي حل بسيار از گره هايي باشد كه تاريخ تلنباري ديرينه اي دارند .
يكي از آخرين اين ((چه بايد كردها؟)) نوشته م .چشمه است كه در سايت اخبار روز انعكاس يافته است . مواضع نويسنده درمسائلي كه بدان پرداخته است قابل توجه وتاملند . اشاره اي هرچند كوتاه به برخي نكات اين نوشته شايد خالي از لطف نباشد .
1ـ نويسنده محترم به درستي پس از احصائ شرايط كنوني نتيجه مي گيرد كه درشرايط كنوني آنچه كه امروز ميتوان بعنوان يك اقدام عملي و عاجل پيشنهاد نمود، ايجاد جبهه واحدي است كه كليه نيروهاي ترقي خواه را با مرام هاي متفاوت بدور يك رشته مبارزات عملي ، و در اين مرحله مسالمت آميز، بمنظور سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي در درون خود گرد آورد. ايشان نيروهاي شركت كننده در اين جبهه واحد را سه طيف و يا نحله فكري مهم كه ميبايست در اين جبهه شركت داشته باشند عبارت مي دانند از: يكم ، جريانات چپ. دوم ، جريانات مذهبي آزاديخواه ، از جمله بدنه اصلي جبهه دوم خرداد و نيروهاي ملي- مذهبي و سوم ، جريانات جمهوريخواه ملي و طرفداران مشروطه سلطنتي.
حال ببينيم نظر ايشان در مورد سه نيروي تشكيل دهند جبهه واحد چيست ؟ نيروهاي چپ طيف وسيعي را در داخل و خارج تشكيل ميدهند. اشكالات و انحرافات سياسي اين طيف را ميتوان چنين خلاصه كرد: جناحهائي از چپها بخاطر جزم انديشي و عدم استقلال فكري ، در گذشته همواره بصورت آلت دست سياست خارجي ابر قدرت سابق در آمده بودند و در اوايل انقلاب اسلامي نيز خميني و رژيم او را “ضد امپرياليست” و مترقي ارزيابي نموده، در صدد سازش و همكاري با او بر آمدند؛ و البته بخاطر اين اشتباه بهاي سنگيني نيز پرداختند يعني اين طيف ول معطلند والبته چند سطر پيش تر هم ايشان حكمشان را درمورد برخي از اين طيف چنين فورموله كرده اند در مورد ايران معاصر، بدلايلي كه بحث آن از حوصله اين مقاله خارج است سازمانهاي مترقي ، تجدد گرا، منسجم و گسترده وجود نداشته و كماكان وجود ندارند. دو سازمان سياسي مهم يعني حزب توده و سازمان مجاهدين خلق كه هر يك دردورانهاي گذشته شانس نزديك شدن به چنين تشكيلاني را داشتند، بخاطر مشي سياسي نادرست و انحرافات عميق رهبري ، يكي عملا متلاشي و ديگري با طرح ادعاهاي باورنكردني و مضحك خود را از بدنه جنبش آزاديخواهانه جدا كرده است.نويسنده محترم درحاليكه حزب توده ايران را عملا متلاشي مي نامد وتلاشي ان راهم ناشي از مشي سياسي نادرست وانحرافات عميق رهبري مي شمارد تاوان پرداختي راهم كه بالغ بر ده هزار زنداني وبيش از سيصد اعدامي است به گردن رهبري ومشي نادرست مي اندازد . شگفتا از اين تحليل .!نويسنده محترم شعاري راكه بعنوان اخرين دستاورد يافته هايش در تغييرات اجتماعي موثر مي داند اگاهانه ويا نا اگاهانه فراموش مي كند كه طرح اين شعار متعلق به حزب توده ايران انهم نه امسال وپارسال وبعد از دوم خرداد بلكه بيش از يازده سال قبل است . شعارجبهه واحد ضد ديكتاتوري براي طرد رژيم ولايت فقيه همانيست كه از ابتدا هم با مخالفت ومقاومت هاي بسيار همراه بود ولي گذشت زمان حقانيت ودرستي ان را برهمگان اشكار كرده است . بگذريم !
طرح يك سئوال بد نيست ايا به زعم اقاي نويسنده همه گروه هايي كه در تور سركوب وقهر رژيم گرفتار شدند همانند حزب توده ايران داراي مشي نادرست وانحرافات عميق در رهبري بودند ؟
ديگر انكه نقش نيروي سركوبگر در اين ميان چه بوده است ؟ ايا فقط براي اينكه مشي نادرست اين نيروهارا اصلاح كند به سركوب وانهدام انها دست زده است ؟ ايا شما روش بهتري براي دفاع از ديكتاتوري عريان قهروسركوب وجنايت سراغ داريد ؟ به راستي كه خود سردمداران رژيم هم چنين بي پروا قادر به دفاع از عملكرد خود نيستند و حتي اقايان
محترم اصلاح طلب هم عليرغم گذشت پنج سال از دوم خرداد جسارت نزديكي به تاريخ وشرايط حاكم بر سركوب هارا نداشته اند وبه عنوان سال هاي مقدس ترجيح داده اند سكوت نمايند .
حزب توده ايران در انقلاب 57 از موضع تعميق انقلاب وفراروياندن انقلاب سياسي به انقلاب اجتماعي تعريف مشخصي از جبهه خلق داشت وبر اساس همين تعريف سياست هاي ويژه اي را هم تدوين وبه اجراي انها مي پرداخت .حزب توده ايران هيچگاه از تماميت رژيم دفاع نمي كرد ودرست در همان زمان وشرايط پس از پيروزي انقلاب با صداقت تمام به طرح نظر گاه هاي خويش مي پرداخت وسهم عمده واساسي در افشاليبرال ها، بورژواي بازاروهمپالگيهايش از قبيل احمد توكلي ها وعسگر اولادي ها داشت . تمام مواضع حزب توده ايران گوياي واضح جهت گيري طبقاتي وانقلابي حزب بود . حزب در همان زمان از كساني حمايت وپشتيباني ميكرد كه امروز از خواب جستگاني كه صابون ديدن واقعيت هاي اجتماعي به دور از اراده گرايي به تنشان خورده است پس از گذشت بيست سال از انها حمايت وانهارا ركني از جبهه واحد ضد استبدادي معرفي مي كنند . حمايت حزب توده ايران از انان زماني بود كه هنوز دستي الوده به جنايات رژيم نداشتند واز موضع دموكرات هاي انقلابي خواهان تعميق انقلاب وحفظ دستاوردهاي ان در مقابل يورش بورژوازي بازار بودند . وامروز نيز درگيرند وشايد ياداوري اين نكته خالي از لطف نباشد كه در فرداي پيروزي اقاي خاتمي هم حزب توده ايران صريحا اعلام كرد كه هرگونه تغييرات واصلاح بنيادي در چهارچوب رژيم ولايت فقيه انجام گرفتني نيست .
واما طيف ديگر از نگاه اقاويا خانم چشمه طيف اصلاح طلب كه كماكان خود را دوم خردادي مينامد، آشكارا تمايلات متفاوتي را نشان ميدهد، و در گذشته و حال نظرات منسجم و پايداري نداشته است. جناح راست آن يعني مجمع روحانيون مبارز برهبري خاتمي و كروبي امروز عملا در اردوگاه خامنه اي-رفسنجاني خيمه زده است. جناح ديگري از آنان يعني كارگزاران و برخي روشنفكران از جمله آقاي شمس الواعظين، كماكان دل در گرو آقاي رفسنجاني و “مدل چيني” او دارند. اما جناحهاي ميانه رو و چپ اصلاح طلبان چندي است با طرفداري از تز سكولاريسم و يا بزعم آنان سكولاريزاسيون و فاصله گرفتن از مواضع و عملكرد ارتجاعي و خونبار خود در اوايل انقلاب، اكنون كانديداي بالقوه مهمي براي شركت در اين جبهه وا حد ميباشند. وجالب انكه در سطر هاي قبل از اين طيف چنين ياد شده است: خاتمي و ساير رهبران دوم خردادي در دوران پنج سال گذشته با پي بردن باينكه هر گونه اصلاحات بنيادي رژيم اسلامي را با خطر فروپاشي روبرو ميكند و در نتيجه خود آنانرا نيز با خطر روبرو ميكند، در عمل به وعده هاي خود به مردم پشت كردند و با استفاده از شيوه هاي “گفتار درماني ” در صدد آرام كردن مردم و منحرف كردن اذهان آنان از توجه به اركان و مباني استبدادي و مرتجعانه رژيم ولايت فقيه بر آمدند. آقاي خاتمي كه اكنون مدتهاست نقش بيمقدار مشاطه گري مافياي حاكم را بازي ميكند، از همان آغاز در ميان نا باوري عمومي از جلادي مانند لاجوردي با حرارت تقدير كرد، تغيير قانون اساسي را خائنانه خواند، از پيگيري قتلهاي زنجيره باز ايستاد و در سركوب جنبش دانشجوئي با جناح تماميت خواه هم نوائي كرد، در مقابل “حكم حكومتي ” بستن مطبوعات و قلع و قمع روزنامه نگاران عكس العملي نشان نداد، و بالاخره با مشاهده كليه تباهيها و جنايات جناح طالباني حتي با ناديده گرفتن قانون اساسي خود رژيم در مقابل جامعه سكوت نمود؛ سكوتي مرگبار كه در فرهنگ ما به علامت رضايت شناخته شده است.راستي ايا اين چنين طيفي قابليت حداقل ريسك را براي مشاركت در سر نگوني رژيم ولايت فقيه دارد .؟
واما طيف سوم : طيف طرفداران سلطنت در ايران عمدتا به دو جناح تقسيم ميشوند. يكم، جناحي كه آرزوي بازگشت به “دوران طلائي ” گذشته و استقرار سلطنت استبدادي را در سر ميپروراند. پايگاه اجتماعي اينان اساسا ثروتمندان و برخي از بوروكراتهاي رژيم گذشته ميباشد. دوم ، جناحي كه خود را مشروطه خواه ميداند و باطنا به اين نتيجه رسيده است كه سلطنت استبدادي پهلوي زمينه ساز و عامل اصلي روي كار آمدن رژيم ملايان است؛ ليكن هنوز شهامت انتقاد از خود و انتقاد صريح از استبداد سلطنتي را نداشته است. اين جناح خواهان تعيين رژيم آينده ايران توسط يك رفراندوم است، و اعلام ميكند كه نتيجه اين رفراندوم هر چه باشد بدان گردن خواهد نهاد. طرح چنين موضعي در صورتي كه جنبه تبليغاتي نداشته باشد البته مثبت است. آقاي رضا پهلوي در واقع فعلا مابين اين دو جناح قرار گرفته است و سعي بر آن
دارد كه هر دو جناح را راضي نگاه دارد. ايشان دائما عنوان ميكنند كه نبايست به گذشته بازگشت. اما از آنجا كه گذشته چراغ راه آينده است ، موضع گيري ايشان بر عليه سياستهاي استبدادي هر دو پادشاه پهلوي بدون شك با استقبال قشر روشنفكر و ساير مبارزين روبرو خواهد شد و به تشكيل جبهه واحد ضد استبداد ملايان كمك شاياني خواهد نمود. اين انتقاد البته به معناي نفي پاره اي از دست آوردهاي اقتصادي- اجتماعي دوران پهلوي از قبيل ايجاد دانشگا، اصلاحات ارضي ، پيشرفت در زمينه حقوق زنان و غيره نيست.اقاي چشمه درگير تناقضات بيشماريست . دلش ! ميخواهد همه باهم رژيم را سرنگون كنند حال چه فرقي مي كند كه كي باشد . اقاي چشمه فراموش كرده اند كه مردم ايران يكبار با مشت ودندان رژيم اقتدارگرا وتوتاليتر وتماميت خواه پهلوي را به زانو دراورده وبه زباله دان تاريخ انداخته اند . وامروز هم در مبارزه پيشاروي به باز توليد شرايط نا معاصري كه دران به سر مي برند چه از نوع سلطنتي وچه از نوع اسلامي ان تمايلي ندارند . گذشت 24سال از تجربه عظيم انقلاب وبازشناخت نيروهاي درگير در معادلات قدرت اين همه سالها نتايج مباركي به بار اورده است كه فقط كمي تيز هوشي ودل سپردگي به ازادي وعدالت اجتماعي مي تواند عينيت اين نتايج را در روند مبارزه روزمره اشكار سازد !.
تناقض اصلي در تحليل م. چشمه عدم باور به اين نكته باريكتر ازموست كه انحصار طلبي ، تماميت خواهي واستبداد نه ناشي از تمايلات ذهني افراد درگير معادله قدرت بل نتيجه محتوم وضعيت طبقاتي اي است كه دران به سر مي برند .
اما درمورد اجراي جبهه واحد ضد استبداد مذهبي ( كه اگر مثلا استبداد غير مذهبي بود حرفي نيست ؟) م . چشمه پيشنهاد مي كنند كه : نگارنده معتقد است كه در شرايط حساس كنوني ، كليه مبارزين و سازمانهاي سياسي، بويژه آنان كه در اين زمينه تجربه دارند، ميبايست در جهت پاسخگوئي به سوال فوق قدم بردارند.
نكات زير نظراتي است در اين زمينه كه با جمع بندي از مبارزات يكي دو سال گذشته مردم ايران از جمله، تظاهرات چهارشنبه سوري ، فوتبال ، و سومين سالگرد سركوب جنبش دانشجوئي عنوان شده اند:
ارتجاع طالباني روز به روز حلقه اختناق را در ايران تنگتر ميكند، و ما فاصله زيادي با توقيف كردن كليه روزنامه هاي اصلاح طلب و منحل كردن مابقي سازمانهاي اصلاح طلب نداريم. در چنين شرايطي اجبارا وزنه مبارزات مخفي سنگين تر خواهدشد. تصور اينكه يك تشكيلات مخفي سرتاسري و مرتبط بتواند با ساختار هرمي عمودي در زير چتر اختناق رژيم فعاليت كند و رهبري آن از آسيب نيروهاي سركوبگر مصون بماند غير واقع بينانه بنظر مي آيد. فاشيسم مذهبي در ايران ايجاب ميكند كه ساختار تشكيلاتي در ايران عمدتا داراي هسته هاي كوچك، بصورت افقي، غير مرتبط، پراكنده و گسترده باشد و بخشي از رهبري آن نيز در خارج از كشور، مصون از دسترسي ارتجاع وظيفه ارتباط با سلولها و هسته هاي پراكنده را از طريق راديو، فاكس، اينترنت و تلويزيون ماهواره اي بعهده گيرد. جامعه ايران در حال حاضر تشنه آگاهي سياسي است. درست در چنين دوراني است كه اگر روشنفكران مترقي بتوانند مكانيزم هاي صحيح ارتباطي و تشكيلاتي با مردم را بمنظور ارتقاء آگاهي سياسي آنان پيدا كنند به سر چشمه عظيمي نقب زده اند و سيلي كه در نتيجه كاربرد چنين مكانيزمي براه خواهد افتاد، بدون شك طومار ارتجاع را در هم خواهد نورديد. وظيفه هسته ها و سلولهاي كوچك كه با رهبري سياسي از طريق ارتباطات مدرن فوق الذكر در تماس اند، حول دو محور دور ميزند: يكم ، ارتقاء آگاهي سياسي خود اين هسته ها، و دوم، بردن اين آگاهي سياسي بدرون توده هاي پيرامون خود، متشكل كردن آنان و بسيج آنان براي دست زدن به مبارزه عليه رژيم. در شرايط اختناق آخوندي ، مبارزات گسترده و توزيع شده ، بصورتي كه ارتجاع نتواند نيروهاي سركوبگر خود را براي سركوب آنان در يك مكان بسيج كند، شايد شانس بيشتري داشته باشند.
بي رودر بايستي بايد گفت كه دل اقاي چشمه براي دوش فنگ كردن وپافنگ كردن در خانه هاي تيمي لك زده است . ارزويشان مباركشان باشد . مردم اتفاقا در طي دوسال گذشته شيوه هاي نويني از مبارزه را به نمايش گذاشته اند كه تانگردي اشنا زين پرده رازي نشنوي .اقاي چشمه بحران عميق تر از انست كه به ياد پادگان هاي دو يا سه نفره باشيم . فقط در بسيج ميليوني مردم در راستاي خواسته هاي مشخص اجتماعي ، اقتصادي وسياسي است كه ميتوان دم از سرنگوني مسالمت اميز زد . اطلاعات كاركشته رژيم كه در 24سال گذشته كاري جز پاييدن محافل ومجالس مردم نداشته

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره زمين و نگاه تكنولوژيك

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره زمين و نگاه تكنولوژيك

محصول * تحقیق درباره زمين و نگاه تكنولوژيك * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 16
 
زمين و نگاه تكنولوژيك
نويسنده: احمد رهدار
بحران محيط زيست كه حاصل تسلط و تصرف علم و تكنولوژي غربي بر سرزمين و زندگي انسان‌ها‌ست، از نگران كننده‌ترين محصولات توسعه اقتصادي و اجتماعي غربي است. نويسنده معتقد است مشكلات و بحران‌هايي كه در طبيعت امروزي بوجود آمده است، معلول بهم خوردن همان رابطه انسان با خدا باشد، او همچنين در ادامه به عوارض و پيامدهاي اين بحرانها اشاره نموده است.
برخي غرب و الگوي توسعه اقتصادي و اجتماعي غربي را فقط از جنبه آموزه‌هاي اخلاقي به نقد مي‌كشند كه البته نقدي بسزا و در خور است؛ زيرا مفاسد اخلاقي، امروزه بيش از هر زمان ديگر، غرب پيشرفته در زمينه مسائل اقتصادي را به سمت نابودي مطلق مي‌برد. اما آيا غرب و الگوي توسعه غربي فقط از اين يك رهگذر با كاستي روبروست؟!
بحران محيط زيست كه حاصل تسلط و تصرف علم و تكنولوژي غربي بر سرزمين و زندگي انسان‌ها‌ست، از نگران كننده‌ترين محصولات توسعه اقتصادي و اجتماعي غربي است.
در اين مقاله به نظرياتي پرداخته شده است كه مي‌توان درس‌هايي از آن براي خروج از اين وضعيت آموخت.
غم نامه طبيعت؛
«امروز روز گرم، دم كرده و تيره است. البته با روزهاي ديگر فرق چنداني ندارد. يك بار مادرم به من گفت آسمان آبي است، اما آدم فقط بايد به چشم‌هاي خودش اطمينان كند. من كه هميشه آسمان را زرد يا سياه ديده‌ام! من اصلا همين رنگ‌ها را دوست دارم. اين دو رنگ بيش از ساير رنگ‌ها مناسب آسمان است. موزه‌ها مملو از پرنده‌هاي خشك شده است. مردم مي‌گويند روزي روزگاري اين پرنده‌ها پرواز مي‌كرده‌اند اما من كه باورم نمي‌شود، به نظرم آنها مفلوك‌تر از آنند كه بتوانند در هوا پرواز كنند. شايد خيلي آهسته پر و بالي مي‌زد‌ه‌اند اينها كه هواپيما نيستند. راستي خاصيت اين موجودات چيست؟ هواپيما هدف معيني را بر مي‌آورد، اما چه كسي به اين موجودات احتياج دارد؟ مادر بزرگم عاشق پرنده‌ها بود، به من مي‌گفت تو نمي‌داني چه چهچه‌اي مي‌زدند! او گل‌ها را هم دوست داشت، اما من از بوي بنزينخوشم مي آيد ،بوي خوش و تر و تازه بنزين. از اينها گذشته، بنزين فايده‌ دارد حركت زندگي با بنزين است». آنچه گذشت، انشايي بود كه يك دختر مدرسه‌اي از اهالي «ساوت همتون» انگليس. انشاء وي اگر چه با زباني ساده و كودكانه نوشته شده است، اما به نظر مي‌آيد به راحتي مي‌تواند همه آنچه را كه «بحران‌هاي زيست محيطي مدرينته» مي‌ناميم، به تصوير كشد.
به راستي انسان قرن بيست‌ و يكم، انسان حير‌ت‌زده‌اي است. و او طبيعت را – كه خانه و ماواي اوست – در آستانه تحولات و تغييرات شگرف و عجيبي مي‌بيند. پيش گويي‌هايي مراكز تحقيقاتي در مورد آينده مجهول و تاريك بشر مدرن زده امروز، بر اين حيراني مي‌افزايد. نه مي‌تواند نسبت به آينده خود و نسل‌هاي پس از خود بي‌تفاوت باشد و نه مي‌تواند كه به وعده‌هاي كهنه صاحبان صنعت مدرن اعتماد كند. اين حيراني فزاينده و بي‌درمان، آرامش بشر مدرن زده امروز را از بين بين برده است. او دنياي خود را با اضطرابي بي‌سابقه مي‌گذارند. او خود و از مخلوقات مصنوعي‌اش، سخت آزرده و ناراحت است. و متاسفانه با علم به اينكه آنچه رخ مي‌دهد به ضرر اوست، ناچار است اعتراف كند كه ما ديگر قادر نيستيم رويدادها را تحت كنترل درآوريم. اين انسان، محيط زيست خود را به كلي از بين برده است و مي‌داند كه اهميت محيط زيست به خاطر اهميت انسان است، زيرا بقاي انسان به وسيله‌اي بقاي ساير گونه‌هايي كه محيط زيست دامن رشد آنها است، مي‌باشد. انسان قرن بيست و يكم، گاه با خود مي‌انديشد كه براي فراگير به آسمان‌ها و يا قعر درياها فرار كند. اما لحظه‌اي نگذشته كه درمي‌يابد، فضولات دنياي صنعتي آنجا را نيز غير قابل اسكان كرده است. و بدتر اينكه ظاهرا اين تنها كره زمين است كه پيوند بين اجزاي حياتي و غير حياتي آن ممكن است. بيچاره! وقتي درمي‌يابد كه تمام راه‌‌ها به رويش بسته شده است، با خشمي كه سراسر وجودش را گرفته است، فرياد مي‌زند، نفرين مي‌كند و … ديوانه مي‌شود و بانگ بر‌مي‌آورد كه اين تكنولوژي معاصر، با مكانيسم طبيعت ناسازگار است، چرا به خاطر حيات همه گونه‌هاي حياتي روي زمين از آن دست نمي‌كشد؟ اما ظاهرا هيچ كاري نمي‌توان كرد. زيرا براي بشريتي كه به خاطر جريان تجدد و مدرن شدن، تمام توجه خود را به بيرون و خارج از وجود خويش معطوف داشته، چندان آسان نيست كه ببيند خرابكاري‌اي كه بر روي طبيعت و محيط زيست انجام داده در واقع نوعي برون هشتگي بينوايي حالت دروني نفس انسان‌هايي است كه اعمال خود آنها موجب چنين بحران زيست محيطي شده است. او، علت را در همه چيز بجز خودش مي‌جويد! به همين علت، از همه چيز فرار مي‌كند؛ حتي از طبيعت. در روزگار گذشته، انسان بايد از چنگ طبيعت نجات داده مي‌شد. امروزه اين طبيعت است كه در هر دو زمان جنگ و صلح بايد از دست انسان نجات داده شود. در حقيقت، اين طبيعت است كه امروز از دست بشر مدرن زده فرار مي‌كند.
انسان جديد هبوط كرده است و در اين هبوط جديد، به قيمت كشف و به دست آوردن سرزمين خيالي جديدي پر از غنايم آشكار، بهشت را از دست داده است. بشر براي كشف اين زمين مملو از واقعيات كه مي‌تواند آنها را بنابر ميل خويش مشاهده و دستكاري كند، بهشت جهاني نمادين و راز آلود و پر از معنا را از دست داده است. اما در اين نقش جديد به مثابه «خداي روي زمين» كه بشر ديگر جلوه‌اي از نمونه اعلاي آسماني خويش نيست، انسان اگر نتواند چشم اندازي از آن بهشت گمشده را از نو كسب كند، در خطر شوم نابود شدن توسط همين زميني كه ظاهرا بر آن سلطه و حاكميت كامل دارد مي‌باشد.
وعده‌ها؛
وقتي عده‌اي اندك همه منابع زمين را در راستاي منافع خود مورد تاراج قرار دهند، با زميني روبرو خواهيم شد كه ديگر نمي‌تواند اكثريت را از خود راضي كند. اما اگر اكثريت نباشد، اقليت بر چه كساني حكومت كنند؟ اينجا‌ست كه بايد با هر ترفندي كه شده مردم را اميدوار نگه داشت؛ با رفاه كاذب، با وعده‌هاي كاذب، و با اميد كاذب. برخي از وعده‌هايي كه چپاول‌گران طبيعت براي اسكات بشر بغض زده قرن بيستم به بعد داده‌اند، چنين است:
1- به بركت تكنولوژي برتر آينده، شادماني‌هاي عصر طلايي افسانه‌اي باز‌خواهند گشت؛
به رغم شكست تكنولوژي جديد، برخي از وعده‌ها هنوز هم متكي به تكنولوژي برتر آينده هستند. صاحبان اين ديدگاه‌ها تلاش مي‌كنند تا معضلات تكنولوژي را به تكنولوژي بر طرف كنند. اينها معتقدند تكنولوژي تصفيه مواد سمي به درجه‌اي از پيشرفت رسيده كه مي‌تواند گازهاي غير قابل رؤيت در هوا و آب‌هاي مصرف شده صنايع را از هواي شفاف قله كوهستان‌ها و از آب و رودخانه و درياچه شفاف‌تر و زلال‌تر كند. م. بر تلو(1) – شيمي دان فرانسوي – يك قرن پيش، چنين پيش‌بيني كرد: در سال 2000 نه چوپاني خواهد بود و نه كشاورزي، بلكه شيمي‌دانان به جاي آنها غذا توليد مي‌كنند. پس از اينكه انرژي ارزاني فراهم بيايد غذاهاي تركيبي مثلا فراهم شده از كربن، از هيدروژن (استخراج شده از آب)، از ازت و اكسيژن (استخراج شده از هوا) در دسترس همگان خواهد بود. آنگاه كه زمين براي كشت محصولات كشاورزي استفاده نشود، يك بار ديگر پوشيده از گياهان، گل و جنگل‌ها خواهد شد و همچون باغ پهناوري خواهد بود كه با آب‌هاي زيرزميني آبياري مي‌شود. مردم در نعمت و فراواني خواهند زيست و شادماني‌هاي عصر‌هاي طلايي افسانه‌اي را بار ديگر تجربه خواهند كرد.
اما حقيقت اين است كه بشر قرن مدرن، سال 2000 را در حالي سپري كرد كه از جنگل‌هاي انبوه كره زمين هيچ اثري نبود و آنچه هم باقي مانده بود، يا در حال سوختن بود و يا در حال قطع شدن! بشر قرن بيستم و يكم نه تنها «شادماني ‌ها عصرهاي طلايي افسانه‌اي» را تجربه نكرده، بلكه تحقق نيافتن وعده‌هاي پيشين، كوله‌بار غمش را سنگين‌تر كرد و او را به آينده راه، مشكوك‌تر.
2- طبيعت خود پالا خواهد شد؛
عده‌اي ديگر، نه به تكنولوژي، كه به خود طبيعت اميدوارند. آنان معتقدند كه پس مانده‌هاي صنعتي آن طور كه شايع است وحشت‌آور نيست؛ زيرا طبيعت زنده به ابزارهاي تدافعي مجهز است. براي نمونه از قدرت خود پالايي (2) طبيعت نام مي‌برند. مواد آلي موجود در رودخانه ناشي از گياهاني است كه در اطراف رودخانه مي‌رويند. مازادها و فاضلاب‌هاي محلي كه به رودخانه مي‌ريزد خوراك مناسبي براي تغذيه انواع باكتري‌هاست. از اكسايش مواد آلي، نمك بي‌زيان و محلول در آب به جاي مي‌ماند. باكتري‌ها خود خوراك نم‌رويان مي‌شوند و ماهي‌ها از نم‌رويان تغذيه مي‌كنند و انسان ماهي‌ها را صيد مي‌كند. آب رودخانه‌ها سرشار از نمك‌هاي معدني است. گياهان تك ياخته آبي بزرگترين مصرف‌كنندگان نمك‌هاي محلول در آب‌ها هستند.
صاحبان اين ديدگاه نيز از اين نكته غفلت كرده‌اند كه طبيعت محدود است و حدود و ثغور آن را نمي‌شود به طور نامحدود به عقب راند. انسان نمي‌تواند به سادگي و به طور بي‌وقفه به فتح و سلطه خويش برطبيعت ادامه دهد، بي‌آنكه متوقع باشد كه طبيعت نيز براي برقراري مجدد تعادل و توازني كه توسط بشر به هم زده شده، عكس‌العمل نشان دهد. اشكال كار؛ حكماي الهي، كمال انسان را در تنظيم صحيح چهار رابطه ذيل بيان كرده‌اند: رابطه انسان با خدا، رابطه انسان با خودش، رابطه انسان با انسان و رابطه انسان با طبيعت. آنان معتقدند كه به هر ميزان كه اين روابط چهارگانه تنظيم شود، انسان به كمال خود بيشتر نزديك مي‌شود. آنها همچنين معتقدند كه در ميان اين روابط چهارگانه آنچه مهم‌تر از بقيه مي‌باشد، همان رابطه نخست، يعني رابطه انسان با خداست كه اگر تنظيم شود، تا حد زيادي روابط سه گانه ديگر نيز تنظيم خواهد شد و اگر بهم بخورد، تا حد زيادي روابط سه گانه را بهم خواهد زد. به نظر مي‌رسد مشكلات و بحران‌هايي كه در طبيعت امروزي به وجود آمده است، معلول بهم خوردن همان رابطه انسان با خدا باشد. اين علت مهم، از زوايايي مختلف توسط برخي از مدافعان محيط زيست به همراه برخي عوارض و پيامدهاي آن مطرح شده است. كه ذيلا به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم:
الف) تغيير نسبت انسان در نظام هستي؛
به خاطر كليت و محوريت انسان حقيقي، وي تقريبا داراي نقش الهي نگهباني بر جهان طبيعت است. هنگامي كه اين نقش مورد فراموشي و يا سوء استفاده قرار گيرد كه طبيعت بالمال به وي نشان دهد كه در واقع چه كسي فاتح و چه كسي مغلوب است. در هنگام طغيان عليه معنويت الهي، انسان حتي وقتي به سوي طبيعت رو مي‌كند، محدوديت‌هاي خويش را با خود حمل مي‌نمايد. اين محدوديت‌هاي خويش را به خود حمل مي‌نمايد. اين محدوديت‌ها پيام معنوي طبيعت را براي وي پوشيده مي‌دارند و در نتيجه انسان هيچ سودي از آن به دست نمي‌آورد. درست با استفاده از همين طريقه است كه شهروند شهرنشين شده و مدرن امروزي در جستجو طبيعت بكر، همان اجزا و عناصري را با خود همراه مي‌برد كه موجب تخريب طبيعت مي‌شود. يكي از دلايل اينكه چرا انسان متجددي كه به پيشرفت و تكامل اعتقاد دارد در مواجه خويش با طبيعت دچار بحراني جدي شده است،

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره زن

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره زن

محصول * تحقیق درباره زن * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 41
 
 
            از«علي» آموز اخـلاص عمـل      شـــيرحـــــق را دان منزه از دغـــل
            از غزا بر پهــلواني دسـت يافت      زود شـــمشيري برآورد و شتــــافت
            او خدو انداخـت بر روي علـــي      افتـــخار هــر نبـــــي و هر ولـــــي
            او خدو انداخت بر روئي که ماه      سجــــده آرد پيش او در ســـجده گاه
                                   
      « مولوي »                                      
                       
 
             
مقدمه
در بينش اسلامي زن و مرد هر دو از يک جان و يک ماده آفريده شده است و در ذات و جوهر تفاوتي با يکديگر ندارند.بنابراين هر دوي آنها انسان ناميده مي شوند و خداوند پس از خلقت آنها،«فتبارک الله احسن الخالقين»به خود گفته است.با وجود اينکه اين دو صنف تفاوتي در ذات و جوهر و توانائي رشديابي و کمال جوئي با هم ندارند، اختلافي در ميان آنها مشاهده مي شود که پاره اي از آنها لازمه ي بقاي نوع آدمي است.تفاوتهاي ديگري مانند تفاوت در عقل، در ميان اين دو صنف مطرح است که انسان را دچار حيرت مي کند.اما چگونه ممکن است که خداي باري تعالي براي موجودي ناقص العقل و معيوب تعبير«فتبارک الله الحسن الخالقين»به کار ببرد؟؟چگونه است که در بعضي از تعابير ديني، واژه هاي ناقص العقل و ناقص الايمان به کار رود؟؟در اين نوشتار سعي بر اين است که براي رفع اين شبهه، ضابطه هائي مطرح شود تا بتوان بر اساس آن ضوابط، درباره ي احاديثي اين گونه قضاوت و داوري شود.
اما زن در نهج البلاغه:
زن در نهج البلاغه ترسيم يک طرح يک بعدي از چهره ي کامل زن در قرآن است.فضاي اين طرح را جوي آکنده از فتنه هاي زمانه و دسيسه هاي سياسي در بر گرفته است.زنان در نهج البلاغه با عبارتهائي چون عقرب ،ناقص العقل، ناقص الايمان، و ناقص البهره وصف شده اند و مع االسف ، اکثر شارحان در نهج البلاغه نيز در جهت اثبات اين مطلب بر آمده اند که زنان در مقام عبوديت، عروج و تکامل، دريافتهاي ذهني و انتزاعات عقلي از مردان ناقصترند.
پس در اين ميان، آيات قرآني چه مي شود؟؟ مگر نه اين است که ملاک شناخت سخنان ائمه در احاديث و دعاها، هماهنگ بودن مفاهيم و معاني آنها با قرآن و کلام الهي است.
قرآن ماهيت زن و مرد را يک چيز مي شمارد .بر خورداري آنها از ارزشهاي معنوي، مانند ايمان و عمل صالح ، علم ، تقوي ، سبقت در ايمان ،جهاد و هجرت يکسان دانسته است و در کسب صفات عالي انساني، تفاوتهائي ميان آن دو قائل نيست.(در سوره هاي نساء آيه 1، اعراف آيه 189، زمر6، نمل 97، مجادله 11، حجرات 13، واقعه 10 و 11، نساء 95 ، آل عمران 195، احزاب 35)
توان رشد و کمال جوئي براي هر دو يکسان است و هر دو مي توانند به مقامات بلند معنوي و انساني راه يابند.اين چنيني است که زنان مسلمان ما در پي تصويري شايسته از مقام انساني زن در نهج البلاغه مي گردند.
اما متأسفانه از يک سو، برخي تعابير موجود در نهج البلاغه، مانند نقصان عقل و نقصان ايمان، اين ديدگاه را آسيب پذير مي سازد و از سوي ديگر، تشت و تناقض موجودي در آراي شارحان نهج البلاغه، مانع درک صحيح امام علي(ع) مي شود.
اين شارحان گاهي با زبان فلسفه و گاه با زبان تاريخ و يا روانشناسي در صدد توجيه عبارات نهج البلاغه بر آمده اند و با هر کلام، زن مسلمان را در اين ميان متحير ساخته اند.واقع آن است که درک مردان از روحيه ي زنان درکي تجربي و حصولي است و هنوز مسأله روح زن و ماهيت واقعي وي در پرده اي از ابهام و در نهايت، در پس تأويلات قرآن، مجهول مانده است و عبارات نهج البلاغه در انتظار شارحي راستين است تا باطن آنها را بنمايد. بنده نيز به نوبه خود در جستجوي آن هستم که به تصوير راستين کلمات نهج البلاغه دست يازيم و بذر اطمينان را در قلب زن مسلمان متحير بيفشانيم و اعتلاي فکري و روحي زنان مسلمان و هويت انساني و اسلامي او را به مقصد و مقصود برسانيم نه به شکل سطحي و گذرا ، بلکه به شکلي اصولي، با مسائل نظري و ديدگاههاي موجود در باره زن برخورد کنيم و گامي کوچک در مسير احياي فرهنگ راستين اسلام بردارم و به رسالت خويش در اين زمينه عمل کنيم.
براي دستيابي به تصوير راستين کلمات نهج البلاغه، بايد اين کلمات را از نظر سند و محتوا مورد بررسي قرار دهيم.در بررسي سند، وثاقت راويان و محدثان و وجاهت ناقلان حديث را بررسي مي کنيم و در بررسي محتوا، به مواردي مانند مخالف نبودن حديث با کتاب خدا و نيز عقل، مي پردازيم؛ زيرا اگر حديثي مخالف کتاب خدا باشد بايد کنار نهاده شود.و همچنين اگر مضمون حديث با ادراک روشن عقل و نيز با حس و وجدان مخالفت داشته باشد پذيرفته نمي شود.

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره زن2

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره زن2

محصول * تحقیق درباره زن2 * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 35
 
پيشگفتار
دنيا بطور كلي زن را در زندان ذلت و خواري محبوس ميداشت بطوريكه ناتواني و زبوني طبيعت ثانية وي شده بود و گوشت و استخوانش بر آن روئيده حيات و مماتش با آن بستگي پيدا كرده بود، و كلمات زن و ناتواني و خواري با هم مترادف شده بود و عجب اين است كه امر نزد خود زنان هم بدين منوال بود.
هيچ ملتي از وحشي و متمدن نيست جز اينكه مثلهائي از ضعف و زبوني زن دارد، و در تمام لغات عالم با همه اختلافي كه در ريشه و روش و لحن دارد، و در تمام لغات كتابها انواع استعارات و كنايات و تشبيهات مربوط به لفظ زن موجود است كه با آنها ترسو و خوار و زبون و بدبخت و بيچاره و توسري خور مورد تعريض و سرزنش قرار مي‌گيرد و همين كافي است كه اعتقاد جامعة انساني را دربارة زن براي اهل بحث و تحقيق اثبات كند ولو اينكه كتب تاريخي كه نظريات ملل مختلف را راجع به زن جمع‌آوري كرده و در دسترس نباشد، زيرا صفات و روحيات هر جمعيتي در لغت و ادبياتشان جلوه مي‌كند. از پيشينيان هم چيزي كه موقعيت زن را در اجتماع تثبيت كند و اهميت شأن او را برساند نقل نشده مگر مختصري در تورات و سفارشي كه از عيسي بن مريم درباره سهل گرفتن كار بر زبان و ارفاق بايشان نقل شده است.
و اما اسلام يعني آئين پاكي كه بوسيله قرآن نازل شده و در حق زن كاري كرد كه دنيا از قديميترين ايام آنرا نمي‌شناخت و ساختمان فطري را كه دنيا از روز اول ويران نموده و آثارش را محو كرده بود از نو بنيانگذاري نمود اعتقادي را كه درباره هويت زن داشت و عملاَ بر طبق آن رفتار مي‌كرد ملغي ساخت.
اسلام بيان كرد كه زن مانند مرد انسان است، و در ماده و عنصر هر انساني چه نر و چه ماده دو انسان شركت دارد و هيچكس بر ديگري برتري ندارد جز بواسطه تقوي، در آيه(13) از سوره حجرات مي‌فرمايد:
»يا ايهاالذين انا خلقانكم من ذكر و انثي جعلناكم شعوباَ و قبايل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم.«
در اين آيه هر يك از افراد بشر مأخوذ و مركب از دو انسان نر و ماده قرار داده شده كه هر دو بيك نسبت مادة وجود اويند و او مجموع ماده‌اي است كه از آن دو گرفته شده، اين سخن مانند گفتار آن شخص نيست كه گويد:
نبو نابنوا أنبائنا نباتنا نبو هن انباء الرجال الأباعدا
يعني پسران پسران ما پسران مايند، و اما دختران ما، پسرانشان پسران مردان بيگانه‌اند.
بلكه همه را مخلوق و تركيب شده از همه شمرده و بنابراين همه مانند هم خواهند بود مگر كسي كه تقوايش بيشتر باشد و بياني كاملتر و بليغتر از اين بيان نيست.
» شك نيست كه قرن ما يك سلسله بدبختيها را از زن گرفت ولي سخن اين است كه يك سلسله بدبختيهاي ديگر براي او ارمغان آورد. چرا؟ آيا زن محكوم است به يكي از اين دو بدبختي و جبراً بايد يكي را انتخاب كند؟ يا هيچ مانعي ندارد كه هم بدبختيهاي قديم خود را طرد كند و هم بدبختيهاي جديد را؟
حقيقت اين است كه هيچ جبري وجود ندارد، بدبختيهاي قديم غالباَ معلول اين جهت بود كه انسان بودن زن به فراموشي سپرده شده بود و بدبختيهاي جديد از آن است كه عمداً ياسهواً زن بودن زن و موقع طبيعي و فطريش، رسالتش، تقاضاهاي غريزيش، استعدادهاي ويژه‌اش به فراموشي سپرده شده است…. در نظرگرفتن وضع طبيعي و فطري هر يك از زن و مرد، باتوجه به تساوي آنها در انسان بودن و حقوق مشترك انسانها، زن را در وضع بسيار مناسبي قرار مي‌دهد كه نه شخصش كوبيده شود و نه شخصيتش«….
» … ما مسلمانيم، زن جامعه ما كه ميخواهد به مرحله استقلال و انتخاب خويش برسد و وابسته به يك تاريخ، فرهنگ ، مذهب و جامعه‌اي است كه روح و سرمايه‌اش را از اسلام گرفته است و زني كه در اين جامعه، مي‌خواهد خودش باشد و خودش را بسازد و يكبار ديگر متولد شود و دراين تولد جديد( رنسانس) خود، ماماي خود باشد و نه ساخته وراثت و نه پرداخته تقليد و نمي‌تواند از اسلام بي‌نياز و نسبت به آن بي‌تفاوت بماند… «
» … او زني است كه نه چهرة موروثي را مي‌پذيرد و نه چهره تحميلي صادراتي و پست‌‌ترين و پليد‌ترين دشمنان انسانيت را هر دو را آگاه است و هر دو را هم مي‌داند آنكه بنام سنت تحميل مي‌شود و در جريان آن به وراثت مي‌رسيد، آن مربوط به اسلام نيست مربوط به سنتهاي دوره پدر سالاريست و حتي دوره بردگي آنكه امروز از غرب مي‌آيد نه علم است، و نه بشريت است، نه آزادي است، و نه انسانيت است، و نه مبتني بر حرمت زن است، مبتني بر حيله‌هاي پست قدرتهاي پست انحرافي و تخديركننده بورژوازي است ، مي‌خواهد در اين ميانه انتخاب كند چه چيز را ؟ آن كدام تصوير است؟ نه تصوير زن ارتجاعي سنتي و نه تصوير زن مدرن تحميلي بلكه تصوير زن مسلمان است براي اينكه تصوير اين چهره سوم را بفهمد خوشبختانه هم مواد در دست ما است و هم تاريخ و هم بهتر از مواد، مجسم‌تر از تاريخ و معين‌تر و محسوس تر از مباحث علمي و فقهي تصوير غيبي شخصيت‌هاي نمونه… «

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره زن، دين واخلاق

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره زن، دين واخلاق

محصول * تحقیق درباره زن، دين واخلاق * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 292
 
فهرست
مقدمة مترجم
مقدمه ناشر
زن، دين، اخلاق؛ از اين جا ‎آغاز مي كنيم ….
دكرت هبه رؤوف عزت
روش تجربي در اخلاق و نظام اجتماعي
معيارهاي اخلاق؛ اسلامي يا بشري؟
اخلاق بر مبناي ايمان، نه اخلاق براي زنان
اسلام،‌مخالف پدرسالاري
كاربرد واژة «قوّام» در قرآن
معيارها پابرجا هستند، اما كدتام معيارها
نقد و بررسي بحث دكتر هبه رؤوف
نوال سعداوي
از «بررسي تطبيفي» خبري نيست!
پرسشهايي كه برخاسته از حقايق جامعة ما نيست!
معناي دين و اخلاق
زن گرايي، زن محوري،‌ زن سالاري
«معيارهاي مادي» يعني چه؟
مشكلات فكري و فرهنگي جامعة ما
دكتر نوال سعداوي
زن، دين‌اخلاق
1- دشواريهاي بحث درباره اين موضوع
2- مروري بر تاريخ
3- زن خوب و شايسته كيست؟
4- رابطة اخلاق با دين و سياست
-مفهوم واژه «دين»
5- جدا‌سازي دو مفهوم «آزادي زن »و «آزادي ميهن»
6- ختنه كردن پسران و دختران
7- جداسازي دين از زندگي زنان؛ راهي به سوي پيشرفت
افسانه پردازهاي دكتر سعداوي
هبه رؤوف عزت
1- اله؛ الهه؛ مذكر؛‌ مونث؟
2- محور قراردادن زن؛ حجاب انديشه
3- آزادي زن يا تضعيف خانواده؟
4- اسطوره‌اي به نام معلم؛ مطلق، مقدس
– سخن پاياني
باسمه‌‌‌‌تعالي
مقدمة مترجم
كتابي كه پيش روداريد بخشي از سلسله بحثهاي موضوعي است كه تحت عنوان كلي«گفت‌وگوهاي قرن جديد» ازسوي انتشارات دارالفكر لبنان منتشرمي‌شود. اين مؤسسه ازچندي پيش با دعوت از انديشمندان عرصه هاي مختلف علوم انساني، موضوعات گوناگون اين حوزه را مورد بحث وبررسي قرارداده وماحصل آنها را به چاپ رسانده است، بدين ترتيب كه پس از تعيين موضوع ، پرسش‌هايي پيرامون آن مطرح شده ودراختيار دونفراز صاحبنظران كه از دومنظر متفاوت به موضوع مي‌نگرند، قرار مي گيرد. دو انديشمند بدون آن كه از نوشته هاي يكديگر باخبر باشند، نظرات خود را در ابتداي كتاب مطرح مي‌كنند. سپس مي توانند ديدگاههاي طرف مقابل را مطالعه كرده، آن رامورد نقد وبررسي قرار دهند. نقدهاي هريك ازدو نويسنده نيزدرادامه كتاب درج شده است.
كتاب حاضر به موضوع زن، دين واخلاق مي پردازد. بخش دوم و سوم كتاب نوشتة خانم دكترنوال سعداوي است كه ازحاميان سرسخت انديشة «زن محوري» (فمينيسم) درجهان عرب مي‌باشد. وي درسال 1955م.(1334 ش.) دررشتةپزشكي عمومي ازدانشگاه قاهره فارغ التحصيل شده ودورة تخصصي پزشكي را درسال 1965م.(1344ش.)در دانشگاه كلمبياي شهر نيويورك به پايان رسانده اند. به زبانهاي انگليسي و فرانسه تسلط داشته وكتاب‌هاي متعددي (اغلب با موضوع زن محوري) تاليف كرده اند كه برخي ازآنها عبارتند از : زن و مسائل جنسي،مؤنث اصل است ، چهرة عريان زن عرب(كه به فارسي ترجمه و منتشر شده است) ، زن و كشمكشهاي روحي،خاطرات يك پزشك زن، نبرد جديد پيرامون مسالة زن و …
در بخش اول و چهارم كتاب، نوشته هاي خانم دكتر هبه رؤوف عزت را مي خوانيم. وي در سال 1965م. (1344ش.) در مصر متولد شده ودر سال 1992م.(1371ش.) در مقطع كارشناسي ارشد با رتبة ممتاز از دانشگاه قاهره فارغ التحصيل شده ودر ادامه، رسالة دكتراي خود را با موضوع «بررسي تحول مفهوم شهروندي از ديدگاه ليبراليسم» به نگارش در آورده است. ايشان در دانشگاههاي آكسفورد و وست منستر لندن سابقة تدريس داشته و در بسياري از پژوهشهاي انجام شده پيرامون موضوعات سياسي ـ اجتماعي روز مشاركت نموده اند. هم‌چنين كتب و مقالات متعددي به زبانهاي عربي و انگليسي از ايشان به چاپ رسيده است.
لازم به ذكر است كه بخش اول و سوم متن اصلي كتاب فاقد پاورقي بوده وتوضيحات درج شده در پاورقي از مترجم است و نبايد به نويسنده منسوب گردد.
اميد است ترجمة اين كتاب گامي در جهت آشنايي پژوهش‌گران ميهن ما با انديشه هاي صاحبنطران كشورهاي عربي باشد.
مهدي سرحدي
18فروردين1381

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره زنان ، صرفه جويي و محيط زيست

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره زنان ، صرفه جويي و محيط زيست

محصول * تحقیق درباره زنان ، صرفه جويي و محيط زيست * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 6
 
زنان ، صرفه جويي و محيط زيست
زنان برابر اراده پروردگار،حيات بخش و پرورش دهنده انسان هستند و به خاطر همين قدرت نهفته در وجودشان اگر آگاهانه قدم بردارند، مي توانند نقش موثري در الگوي مصرف جامعه داشته و سرمشق فرزندان و ديگر افراد محيط اطراف خود باشند. اگر مي خواهيم فردايي سالم و دنيايي قابل سكونت براي فرزندانمان و نسلهاي آينده داشته باشيم، بايد در روش مصرف خود تجديد نظر كنيم. در قرآن كريم خداوند مي فرمايند: ” ما هر چيز را به اندازه خلق كرديم“ پس هر چيز مقدار و حدودي دارد و بايستي به طور صحيح و درست بهره برداري شود تا نابهنگام و منهدم نگردد.
متاسفانه در جامعه ما، فرهنگ غلطي در مورد مصرف جا افتاده است.به اين صورتك كه هر چه بيشتر يعني بدون حساب و كتاب و در هر مورد مصرف كنيم نشانه تمول بيشتر، بلندي طبع و بي اهميتي به ماديات تلقي مي شود. به يقين هر جامعه اي بايد پيامدهاي خود را بپذيرد و اين باور براي جامعه ما، اسراف را به دنبال دارد. آيا هنگام آن نرسيده است كه پرونده باورهاي خود را دوباره ارزيابي كنيم؟
حتماً اصطلاح بهره وري را شنيده ايد و مي دانيد كه در كشور ما نيز مانند بسياري از كشورهاي جهان سازمان ملي بهره وري به وجود آمده است كه كار آن تلاش در جهت گسترش فرهنگ بهره وري به معناي استفاده حداكثر از امكانات موجود مي باشد. اين امكانات مي تواند امكانات ملي، نيروي انساني، امكانات طبيعي و غيره باشد. به عبارت ديگر كشورهاي پيشرفته تري توسعه يافته تر است كه قادر باشد از كليه منابع موجود خود به بهترين شكل و براي رفاه حال همه مردم خود استفاده كند.
آمار بعضي از كشورهاي صنعتي نشان مي دهند مردمي كه در دهه 90 زندگي مي كنند، چهار و نيم برابر از اجداد خود در شروع اين قرن ثروتمند ترند.ولي آيا چهارونيم برابرنيز خوشحال ترند؟ شواهد روانشناختي نشان مي دهد كه رابطه بين مصرف و خشنودي يك رابطه ضعيف است.بدتر از آن اين است كه ظاهراً در جريان هجوم به سمت دو چشمه اصلي رضايت خاطر بشر يعني روابط اجتماعي و اوقات فراغت مي خشكد يا راكد مي ماند.بنابراين بسياري از ما، در جوامع مصرفي چنين احساس مي كنيم كه دنياي پرنعمت ما به گونه اي خالي است و ما فريفته فرهنگ مصرفي بيهوده سعي مي كنيم كه با ماديات براي خود خشنودي فراهم كنيم.
نگراني تمام والدين، زندگي بهتر براي فرزندان است.اما زندگي بهتر به ازاي داشتن اتومبيل، وسايل لوكس، غذاي يخ زده بيشتر و مراكز خريد بزرگتر نيست. فرزندان ما بايد وارث دنيايي باشند كه نياز همگان به غذا، آموزش، كار، سرپناه و بهداشت مناسب را برآورد. اين مهم فقط زماني امكان پذير است كه مردم جوامع مصرفي در شيوه زندگي خود تجديد نظر كنند، زيرا كره زمينه ديگر توان پاسخگويي به اين مصرف روزافزون را ندارد.
رشد بي رويه جمعيت تغييرات فن آوري و مصرف گرايي سه آفت عمده حفظ سلامت كره زمين براي نسلهاي آينده است ولي مصرف گرايي هميشه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.براي مردم جوامع مصرفي هر روز روشن تر مي شود كه مصرف بيش از حد متعادل به معني موفقيت و خوشبختي بيشتر نيست. خشنودي واقعي را بايد در چهار عامل: زندگي خانوادگي(ازدواج)، رضايت از كار، داشتن اوقات فراغت به منظور پيشبرد استعدادها و روابط دوستي جستجو نمود. حال بهتر است با هم پيشنهادهايي را در مورد تغيير روش مصرف بررسي كنيم.
خريد وسايل منزل
هنگام خريد لوازم منزل به جاست كه بهترين و محكم ترين نوع را خريداري كنيم. هر چند كه هزينه بيشتري بايد بپردازيم ولي در دراز مدت استحكام و دوام آن جبران قيمت بالاتر را خواهد كرد.
يك ضرب المثل انگليسي مي گويد: ” من هنوز آنقدر ثروتمند نشده ام كه جنس ارزان بخرم“ . در اين زمينه لازم است با كمك دولت، صنايع و كارخانجات ضمن استفاده از تكنولوژي جديد مواردي را مورد استفاده قرار دهند كه محصولات حاصل از آنها عمر طولاني تري داشته باشندو مجدداً قابل استفاده باشنديا بتوان آنها را مرمت، بازسازي و تعمير نمود.در اين مورد شهروندان با ترغيب به خريد اجناس با دوام مي توانند نقش مهمي داشته باشند.
هر وسيله اي كه براي منزل خريده مي شود يك دفترچه راهنما و يا برچسب روش استفاده از آن را در راهنما به همراه دارد.مسلماً سازنده هر وسيله يا ماده اي، بهترين روش استفاده از آن را در راهنما توضيح داده است. پس ابتدا راهنما را مطالعه نموده و از آن پيروي مي كنيم. چه بسا شنيده شده در اثر استفاده نادرست از يك وسيله، جان افراد خانواده به خطر افتاده است.
در 40 سال گذشته تبليغات يكي از سريع الرشدترين صنايع جهان بوده است. ما در مدت شبانه روز دائماً با تبليغات فريبنده مبتني بر روانشناسي و جامعه شناسي رو به رو هستيم. اين تبليغات مي تواند افراد سطحي و ظاهربين را به خريدهاي نامناسب ترغيب كند. براي خنثي كردن اثر تبليغ مي توان خانواده را قانع كرد كه جنس خوب نياز به تبليغ ندارد. پس براي اين تبليغ و هزينه اي كه براي پخش آن صرف مي كنند، منظوري گمراه كننده وجود دارد.
ما ايراني ها مهماني رفتن و مهماني دادن را دوست داريم. اما اگر قرار باشد در منزل هر كدام از ما وسايل پذيرايي براي حداقل 30 نفر مهمان وجود داشته باشد، چه سرمايه بزرگي براي موارد خاص كنار گذاشته مي شود. يك راه حل اين مساله اين است كه خانواده هاي نزديك به هم در فاميل سرويسهاي ظروف پذيرايي يكسان تهيه كنند و در مهماني هاي بزرگ از ظروف يك شكل استفاده نمايند و البته براي سالم ماندن آنها،اجازه شستن ظرفها را به مهمانها ندهند تا مبادا ظروف چيني لب پر شوند!
نظافت منزل
مديريت امور منزل با زنان است. با توضيحات قانع كننده مي توان افراد خانواده را به رعايت نظم و نظافت و صرفه جويي تشويق نمود كه در اين صورت از نظر مالي و صرفه جويي در وقت بسيار كارساز است. مانند هر كار ديگر كه ” پيشگيري بهتر از درمان است“ وضع مقرراتي براي برقراري نظم و نظافت كه در آن تمام اعضاي خانواده نقش فعال داشته باشند بسيار موثر است. پس تميز كردن مهم است ولي تميز نگهداشتن مهم تر. به خصوص در اين مورد روشهايي اتخاذ شود كه كمترين مقدار مواد پاك كننده و كمترين مدت زمان را لازم داشته باشد. توجه داريم كه مواد پاك كننده اغلب آلوده كننده آبها هستند. ما مي خواهيم خانه اي تميز داشته باشيم اما نه به بهاي از دست رفتن سلامتي خانم خانه. همانگونه كه در بعضي افراد اين افراط در كار ديده مي شود.
خريد مواد غذايي
چون بيشترين درآمد خانواده معمولاً صرف تهيه مواد غذايي مي شود، توجه به نكاتي چند ضروري است: كيفيت غذاهاي تازه اي كه از مواد خام اوليه به صورت بهداشتي در منزل تهيه مي شود بهتر از غذاهاي آماده و نيمه آماده بيرون است و هزينه كمتري دربردارد. آگاهي ما از مواد نگهدارنده كه به مواد غذايي به اصطلاح با دوام افزوده مي شود و اثر شيميايي اين مواد بر بدن مي تواند در نوع غذايي كه مصرف مي كنيم تعيين كننده باشد. متخصصين مي گويند تا آنجا كه مي توانيد فاصله ميز غذاي خود را تا مزرعه كوتاهتر كنيد.هنگام خريد تا آنجا كه ممكن است هميشه بزرگترين اندازه مواد مورد نياز را تهيه كنيم چون در اين صورت هزينه بسته بندي كمتر و مقدار بيشتري دريافت مي كنيم. آگاهانه توصيه مي كنند هنگامي كه گرسنه هستيد، براي خريد مواد غذايي اقدام نكنيد زيرا موادي را خواهيد خريد كه لازم نداريد. بهتر است تا آنجا كه مي توانيم از ظروف يكبار مصرف استفاده نكنيم زيرا هم هزينه اضافه بر خانواده تحميل مي شود و هم اين زباله ها باعث آلودگي محيط زيست مي شوند.
براي آنكه نشان دهيم انسانهايي موقعيت شناس و حساس نسبت به مسائل جهان خود هستيم، روشي در زندگي اتخاذ كنيم تا به محيط زندگي خود آسيبي نرسانيم. به عنوان مثال:
1- 1- با مصرف كمتر، زباله خانگي را تا آنجا كه مقدور است كاهش دهيم.
2- 2- زباله هاي خشك مانند كاغذ و مقوا ،شيشه، پلاستيك و فلزات را جداگانه جمع آوري و به مراكز بازيافت تحويل دهيم.
3- 3- از دستمالهاي پارچه اي به جاي كلينكس و از كيسه هاي پارچه اي براي خريد استفاده كنيم و كيسه نايلوني كمتر به منزل بياوريم.
4- 4- در صورت امكان ياد بگيريم از مواد غذايي زائد، كمپوست يا كود گياهي تهيه نموده و در باغچه گلدان يا ظرفهاي يكبار مصرف سبزيكاري كنيم.
5- 5- قبل از آنكه هر چيزي دور انداخته شود، فكر كنيم چگونه مي توان آن را به يك شي قابل استفاده تبديل نمود.مثل تهيه كاور لباس از ملحفه هاي كهنه، استفاده از شيشه هاي دهانه گشاد براي نگهداري شكر، برنج، آرد و …
6- 6- اگر براي تغذيه كودكان در مدرسه به جاي استفاده از كيسه نايلوني از كيسه هاي پارچه اي كه خود تهيه كرده ايم استفاده كنيم روزانه فقط در تهران 4 ميليون كيسه فريزر كمتر مصرف خواهد شد.
صرفه جويي در برق
استفاده از لامپهاي كم مصرف كه به تازگي از طريق رسانه ها به مردم شناسانده مي شود كمك زيادي به صرفه جويي در برق مي كند.
لامپهاي اضافي را بايد خاموش كرد. البته در مدارس و ادارات بايد تابلوهايي در كنار پريز برق باشد تا افراد هنگام خروج چراغها را خاموش كنند.
لامپهاي روشنايي بايد مرتباً گردگيري شوند.لامپهاي غبار گرفته روشنايي كمتري دارند و باعث اتلاف انرژي مي شوند.
اگر نياز بيشتري به نور هست استفاده از يك لامپ بزرگتر با صرفه تر است.مثلاً يك لامپ 100 واتي بيشتر از 2 لامپ 60 واتي نور مي دهد.
صرفه جويي در آب
در سيارات ديگر شايد آب وجود داشته باشد ولي بسيار كم است. كره زمين را در واقع بايد كره آب ناميد. زيرا قسمت بيشتر آن را آب تشكيل مي دهد.البته در اين كرده 29 درصد آب به صورت بخار در اتمسفر و 71 درصد آب اقيانوسها، درياها، درياچه ها، منابع زيرزميني و يخ و برف قطبها هستند. آبي كه ما مصرف مي كنيم آب شيرين است كه فقط 1/1 درصد آبها را تشكيل مي دهد .ايران كشوري نيمه خشك و كم آب است.با وجود چنين

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره زندگي اجتماعي

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره زندگي اجتماعي

محصول * تحقیق درباره زندگي اجتماعي * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
 
مقدمه
زندگي اجتماعي انسان تحت حاكميت قواعد و هنجارهاي اجتماعي است. اگر ما از قواعدي كه انواع رفتار را در زمينه‌هاي معيني به عنوان رفتارهاي مناسب و رفتارهاي ديگري را به عنوان رفتارهاي نامناسب تعريف مي‌كنند، پيروي نمي‌كرديم، فعاليتهايمان دستخوش هرج و مرج مي‌گرديد.
از سوي ديگر زندگي اجتماعي انسان با پديده‌هاي اجتماعي نمود مي‌يابد. پديده‌هاي اجتماعي در واقع واقعيت‌هايي هستند كه جزء ذاتي زندگي اجتماعي بشر مي‌باشند. حال اگر برخي از اين پديده‌ها در وضعيتي قرار گيرند كه از سوي جامعه، منفي تلقي شوند، ممكن است كه در حيات مطلوب اجتماعي اثر نامناسب گذارده و يا آن را تهديد نمايند. اما بايد دانست كه تلقي منفي از يك پديده اجتماعي در همه جوامع يكسان نيست و شايد معدودي از اين پديده‌ها را بتوان يافت كه وجود آنها در تمام يا اغلب جوامع همراه با تلقي منفي باشد. همچنين در يك جامعه خاص نيز تشخيص مثبت يا منفي بودن يك پديده در ميان گروه‌ها يا افراد مختلف، لزوماً يكسان نمي‌باشد. در اين ميان تلقي رهبران سياسي جامعه، فراتر از يك تلقي فردي بوده و به مقدار زيادي در روند حيات جامعه تأثير دارد.
اعتياد به مواد مخدر يكي از مسائل مبتلا به امروز جهان است. پديده‌اي است كه بيش از پيش نسل امروز و فردا را تهديد به نابودي مي‌كند و اين امر تقريباً درد جديدي است، روزي نيست كه سمينارها و كنفرانس‌هايي با شركت عده‌اي صاحب نظران دنيا در زمينه‌هاي جرم شناسي، روان شناسي، جامعه شناسي و… تشكيل نگردد و در پي از بين بردن اين درد بي‌درمان نباشند. ولي از آنجا كه در فكر شناخت زمينه‌هاي اعتياد بر نمي‌آيند غالباً طرق درمان پيشنهادي آنان نيز چاره درد نمي‌كند. اين است كه مي‌بينيم هر روز بر تعداد معتادين چه در ايران و چه در جهان افزوده مي‌گردد.
بيان مسئله
مصرف مواد مخدر همچون خشخاش، هروئين، ترياك، ماري جوانا و … تا حدودي بهتر از ديگر انواع انحرافات نشان مي‌دهد كه تا چه حدي هر جامعه، برحسب زمان، مكان، جنس، سن، قوم، قبيله و طبقه مسائل جامعوي را تعريف و ارزش‌گذاري مي‌كند.
امروزه مصرف اين مواد و امثال آن، آثار مخرب اعتياد و قاچاق انواع مواد مخدر بر ساختار سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جوامع آسيب رسانده و نه تنها بصورت يك تهديد ملي بلكه فراتر از مرزهاي ملي بصورت يك مسئله پيچيده جهاني در آمده كه شعاع مضرات و اثرات زيانبار آن گريبان‌گير كشورهاي بي‌شماري شده است كه شدت و وسعت اين بحران كه از گذشته‌هاي دور بر جامعه جهاني ساير افكنده برحدي كه علاوه بر مسئوولين كشورهاي توجه بسياري از صاحبنظران و كارشناسان مسائل علوم اجتماعي را نيز به خود معطوف نموده و علي رغم رويكردهاي جامع و تمهيدات اتخاذ شده در حل و كاهش اين معضل در سطح ملي، منطقه‌اي و جهاني، هر روز عملاً شاهد وخامت بيشتر اوضاع و تشديد اين مسئله مهم مي‌باشيم.
اما اينكه چرا و چگونه اعتياد بر مواد مخدر به عنوان مسأله تلقي مي‌شود، بيشتر مربوط به نظر افراد و تجربه شخصي آنان است. چرا كه در سالهاي اخير تعداد فزاينده‌‌اي از مدم عام شهرها طرز تلقي بامدار او اغماضي را پذيرفته‌اند و معتقد شده‌اند كه اين قوانين هستند كه مواد مخدر را خطرناك جلوه مي‌دهند و در نتيجه مسائل مربوطه را نيز پديد مي‌آورند. با اين وجود در جامعه ما بسياري از مواد مسأله ساز تلقي مي‌شوند زيرا كه اغلب آنها، افراد را ناكار مي‌سازند و توانائي آنان را براي ساماندهي امور خويش، اداره زندگي شخصي و خانوادگي دچار اختلال مي‌كنند.
و اين مسئله بدان علت است كه با مصرف اين مواد، فرد معتاد حرمت ارزش هاي اخلاقي و جر هنجارهاي جامعوي را پاس ندارند و در نتيجه قوانين را زير پا گذارند و با پرخاش موجبات آزار ديگران را فراهم آورده و در نهايت دست بجرايم و جنايات آشكار يا پنهان مالي يا جاني بزنند.
اگر اين واقعيت را بپذيريم كه انسان موجودي است اجتماعي و ساخته پرداخته بنيادهاي فرهنگي، اقتصادي و روابط و مناسبات اجتماعي جامعه‌اي كه در آن پرورش يافته، پس ناچار بايد اين به اين حقيقت كه پديده‌هاي ناهنجاري همچون، دزدي، روسپيگري، اعتياد و … نيز ناشي از مناسبات و روابط حاكم در درون يك جامعه است. به اين ترتيب مشخص مي‌شود كه اعتياد نه يك بيماري شخصي. بلكه يك عارضه اجتماعي است. به عبارت ديگر بايد در كنار مسائل تاريخي و سياسي گرايش به اعتياد ـ كه البته از اهميت ويژه‌اي برخوردار است ـ به جنبه‌هاي اجتماعي و فرهنگي آن نيز توجه كافي مبذول نمائيم و ساده‌انگاري مسئله را تنها در روابط با معتاد و خصوصيات شخصي و رواني آن ملاحظه كنيم. چرا كه اعتياد يك مشكل اجتماعي است و بايد در عمق جامعه ريشه‌يابي شود.
معمولاً واكنش اجتماعي مردم در مورد مصرف مواد مخدر در طول قرون متفاوت بوده و متأسفانه بايد به اين حقيقت تلخ اعتراف نمود كه اعتياد را بيشتر يك مسئله شخصي و فردي مي‌دانند نه اجتماعي و اين در حالي است كه اعتياد يك مسئله اجتماعي است و نه شخصي. ما هنوز هم در دوره‌اي هستيم كه تصوير يك «معتاد محكوم است»، «مغعتاد مظنون است» و … در جامعه ما بدون اينكه بيان كرده باشند رواج دارد، تا شايد بتوان از شيوع آن جلوگيري كرد و اجراي قوانين را تشديد نمود اگر امروز، نسل جوان ديگر به شعارهاي ضد اعتياد اعتقادي ندارند بدين سبب است كه انواع جديد از مواد و فرا شدهاي مخدر در اختيار آنان قرار مي‌گيرد.
بنابراين مسئله گرايش جوانان به مواد مخدر از اين نظر اهميت دارد كه پاره‌اي از عوامل اقتصادي، اجتماعي، خانوادگي و فرهنگي، در زمينه‌هاي آماده فرد را به سمت اعتياد سوق مي‌دهند. به بيان ديگر «معتاد شدن» ارثي نيست بلكه مجموعه‌اي از شرايط فوق كه داراي ريشه‌هاي متفاوتي هستند، زمينه ساز اعتياد مي‌شوند. در هيچ موردي كنش اعتياد از نسل پيشين به نسل پسين به ميراث نمي‌رسد، بلكه تنها گرايش بدان است كه مي‌تواند جنبه ارثي داشته باشد. بدينسان است كه افراد تحت تأثير انگيزه‌هاي جرم زاي جامعه در معرض جرم قرار مي‌گيرند.

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره زندگي شهري چگونه شكل گرفت

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره زندگي شهري چگونه شكل گرفت

محصول * تحقیق درباره زندگي شهري چگونه شكل گرفت * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 6
 
زندگي شهري چگونه شكل گرفت
ناصر مشهدي زاده
پيش درآمدي بر فرهنگ شهر نشيني در ايران
آرمانشهر را تنها در وجود خودمان ، در روابط و در زندگي مشرتك و جمعي مان مي توانيم جستجو كنيم.
سرنوشت بشر نه در ستارگان و نه در ميان روستاها كه در شهر تعيين خواهد شد .
اگر بپذيريم كه شهر نشيني عبارتست از هنر زيستن انسانها در كنار هم ، پس شهر سالم محلي است متشكل از انسانهايي سالم ، با ايده هايي گوناگون اما سالم ، كه در محيط زيستي مطلوب ، در كنار يكديگر و با تشريك مساعي شهر سازان ، مسءولان و مديران شهري در ايجاد محيطي بهتر ، سالمتر ، مرفه تر و زيباتر به منظور رسيدن به اهداف والاي الهي و انساني خود تلاش مي كنند .
اين وجود انسانها و تلاش و فعاليت آنان و تماس و همزيستي آنها در كنار يكديگر است كه به كالبد بيجان شهر روحي تازه مي بخشد و زندگي را چون خوني در رگهاي شهر به جريان مي اندازد . شادابي و طراوت ، سلامتي و زيبايي ، تندرستي و دوام عمر شهر بي شك بستگي تام به كار مداوم و دقيق هر يك از اندامهاي شهري ، تغذيه شهري درست و سلامتي فكري ، جسمي ، روحي و رواني اصلي ترين عضو جامعه يعني انسان است .
شهر چگونه جايي است ؟ متخصصين و دست اندركاران بسياري در پاسخ به اين پرسش نظرات خود را مطرح ساخته اند . آمار گران . جامعه شناسان ، شهرسازان ، جغرافيدانان ، معماران ، جمعيت شناسان ، مهندسين و مديران محيط زيست ، تاريخدانان ، شاعران ، نويسندگان ، نظريه پردازان سياسي و … هر كدام ديدي خاص به شهر دارند . امما آيا هر كدام از اين ضوابط براي تعريف و شناخت شهر كافي است ؟ آيا ملاكهايي چون داشتن تعداد جمعيت كافي ، قرار داشتن در مقر و موقع جغرافيايي مناسب ، داشتن ساختمانها و تاسيسات عظيم ، غالب بودن مشاغل خدماتي و صنعتي ، داشتن پيشينه تاريخي و يا دارا بودن نهادها ، ادارات و سازمانهاي شهري و اجتماعي به تنهايي كافي است ؟ چرا شهر شناسان معتقدند شهر ها روزي زاده مي شوند ، رشد مي كنند ، به تكامل مي رسند و روزي هم عاقبت به زوال و انحطاط مي رسند و مي ميرند ؟ چرا بايد براي بسياري از شهرها آينده اي تاريك ، ويران و خراب را انتظار داشت ؟
شهر به خودي خود نمي تواند وجود داشته باشد . تجربه هاي شهر سازي بسياري در قرن حاضر ، جون ساختن “ برازيليا ” در آمريكاي جنوبي و يا شهرهايي چون آبادان ، فولاد شهر ، شاهين شهر ، مسجد سليمان و … در كشور خودمان نشان مي دهد خواه ناخواه عواملي كه در شكل گيري و پويايي اين شهرها موثر بوده اند ، در نظر گرفته نشده اند . به طور مثال ، خانم سالمندي كه از زندگي در فولاد شهر خسته شده بود ، به هنگام ترك اين شهر گفت : اين شهر مانند پادگاني است كه ابوابجمعي آن با خانواده هايشان يكجا زندگي مي كنند آيا شهر نبايد به مكاني مورد علاقه و قابل زيست براي ساكنانش باشد كه به آن اظهار تعلق كنند و از زندگي در آن راضي باشند ؟
اگر بپذيريم كه شهر نشيني عبارت است از هنر زيستن انسانها در كنار هم ؛ پس شهر محلي است در برگيرنده انبوه انسانها كه از سويي افكار ، عقايد و ايده هاي گوناگون شخصي و خصوصي دارند و از سوي ديگر داراي ويژگيها و خصوصيات ،آرزوها ، اميال و هدفهاي مشترك و جمعي هستند . در هيمن مكان است كه انسانها براي شكل گيري و رشد خلاقيتها ، اختراعات و ابداعات ، استعدادها و نمودهاي بارز انساني گرد هم مي آيد ، برخورد عقايد صورت مي گيرد و آثار و انديشه هاي جديد خلق مي شوند . شهر سالم ، محلي است متشكل از انسانهايي سالم ، با ايده هايي گوناگون كه در محييط زيستي مطلوب ، در كنار يكديگر و با تشريك مساعي شهر سازان ، مسئولان و مديران شهري در ايجاد محيطي بهتر ، سالمتر ، مرفه تر و زيباتر ، به منظور رسيدن به اهداف والاي الهي و انساني خود تلاش مي كنند . شايد به همين منظور است كه لوفور گفته است : “ سرنوشت بشر نه در ستارگان و نه در ميان روستا كه در شهر تعيين خواهد شد . ”
اين وجود انسانها و تلاش و فعاليت آنان و تماس و همزيستي آنها در كنار يكديگر است كه به كالبد بيجان شهر روحي تازه مي بخشد و زندگي را چون خوني در رگهاي شهر به جريان مي اندازد. شادابي و طراوت ، سلامتي و زيبايي ، تندرستي و دوام عمر شهر بي شك بستگي تام به كار مداوم و دقيق هر كدام از اندامهاي شهري ، تغذيه شهري درست و سلامتي فكري ، جسمي ، روحي و رواني اصلي ترين عضو جامعه يعني انسان ، دارد .
كلمات و عباراتي چون محبت و دوست داشتن ، صفا و صميميت ، دوستي ، ايثار و از خود گذشتگي ، صبر و فداككاري ، عدالت خواهي ، نوعدوستي و رعايت حقوق ديگران ، احترام به قانون ، تعاون ، همياري و همكاري و … روي كاغذ و يا در گفتار صرف ، خشك و بيروح هستند . رسيدن به نهايت زيبايي و كمال چنين واژه ها بي شك در دميده شدن روح عمل و كاربرد ، درآنها است . و به عبارتي عينيت بخشيدن به آنها توسسط انسان و بالفعل شدنشان است . شهر سالم در واقع آميزه اي است از انسانهايي پاك و خوب و وجود آن چه كه براي خوب زيستن لازم است ؛ از نهادها ، سازمانها ، خدمات كافي ، قوانين مناسب و شرايط ايده آل گرفته تا امكانات و تجهيزات و تسهيلات مختلف .
روياي رسيدن به چنين جامعه اي از قديم الايام تا كنون ، انديشمندان ، شاعران ، نويسندگان و متفكران زيادي را وا داشته است تا در جست و جوي آرمانشهر و راههاي رسيدن به چنين جامعه اي به كندو كاو بپردازند ؛ در عالم تخيل شهري آرماني را جست و جو كنند و در آثارشان از سرزمينن ايده آل بنويسد . همه از مدينه فاضله سخن مي رانند كه بايد وجود داشته باشد .
بحث و بررسي افكار و انديشه اين بزرگان را به فرصتي ديگر وا مي گذاريم ، اما توجه به اين نكته ضروري است كه آيا نمي توان و نبايد آرمانشهر را در وجود خودمان ، در جامعه مان ، در روابطمان و در زندگي مشترك و جمعي مان جست و جو كنيم ؟ آيا نمي توان كوشيد تا شهري داشت با تمام خصوصيات جامعه اي كه طالب آنيم و در آرزوها و خيال در جست و جويش هستيم ؟ اگر چه دستيابي به مدينه فاضله واقعي در اين جهان ناممكن مي نماياند ، اما به هر حال تلاش براي رسيدن و شدن ، بي شك ما را به زندگي بهتر ومطلوبتر رهنمون خواهد كرد .
برنامه ريزي براي رسيدن به خواستهايمان ، متضمن رعايت سه نكته است : شناخت كامل از گذشته ، توجه به حال و پيش بيني متفكرانه و حساب شده براي آينده در اين راستا بالا رفتن سطح فرهنگ شهري و شهروندان ، همكاري مستمر ، مداوم و مفيد آنها را با برنامه ريزان و متخصصين ميسر مي سازد.
در اين مقوله قبل از هر چيز شناختي لازم است تا بدانيم كه چه بوده ايم ، چه كرده ايم و چه شده ايم و در كجاي راه هستيم . و به عبارتي روشنتر ، شهر نشيني و شهر سازي در كشور ما چه روندي را طي كرده است ؟ چه شرايطي بر آن حاكم بوده است و از چه عواملي تاثير پذيرفته است ؟ باييد دانست آنچه كه بنام جمعيت روز افزون شهري با آن روبرو هستيم ، براتي طي روند سالم شهر نشيني است يا نوعي شهر گرايي آنهم سريع ، بدون ضابطه و اصول و ناهماهنگ با رشد شهر سازي است ؟ آيا بسياري

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره ساختار دولت رضاشاه

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره ساختار دولت رضاشاه

محصول * تحقیق درباره ساختار دولت رضاشاه * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
 
ساختار دولت رضاشاه
شاهرخ مهدوي
بي شك دوران زمامداري رضاشاه از مقاطع حساس تاريخ ايران بوده است و تأثيرات مهم اين دوره درتحولات ايران امري است غيرقابل چشم پوشي است . از اين رو براي درك بهتر عملكرد دولت رضاشاه و مراحل تصميم گيري درساختار دولت رضاشاهي و تأثير آن برروابط خارجي ايران با دول قدرتمند مي بايست در ابتدا ساخت دولت رضاشاه را موردبررسي قرار دهيم .
دراين مقاله مي كوشيم درابتدا شناخت مختصري از نظريه هاي دولت در علم سياست عرضه داريم و درادامه به مقايسه دولت رضاشاه با مدلهاي ارائه شده بپردازيم .
الف) اين كشورها نسبت به موضوعات بين المللي حساسيت كمتري دارند .
ب) روابط ديپلماتيك و اقتصادي اين كشورها كم است .
ج) اين كشورها نسبت به سياست هاي نظامي قدرتهاي بزرگ تمايلي نشان نمي دهند.
اتخاذ اين سياست درصورتي امكان پذير است كه كشور پذيرنده اين سياست به لحاظ اقتصادي احساس نياز به كشورهاي ديگر نكند . ضمنا كارائي اين استراتژي به هنگام پراكندگي قدرت نظام بين المللي مي باشد .
2- استراتژي بيطرفي : Neutrality
اتخاذ اين سياست ، براساس قرارداد يا توافق قدرتهاي بزرگ امكان پذير مي گردد .
مانند توافق قدرت هاي بزرگ رد كنگره وين داير بر بيطرفي سوئيس . البته برخي كشورها هم هستند كه بدون تعهد قدرتهاي بزرگ ، عملكرد بيطرفانه اي درسياست خارجي دارند .
دولت هاي بيطرف نقشي انفعالي در سياست بين المللي دارند و به نوعي طرفدار وضع موجود مي باشند . اين سياست در شرايط پراكندگي قدرتهاي جهاني كارائي دارد .
3- استراتژي عدم تعهد : Non-alignment
استراتژي عدم تعهد بدون تضمين به يك كشور خارجي و براساس ابتكار رهبران سياسي يك كشور اتخاذ مي شود . اين استراتژي يا نشانه هايي نظير عدم واگذاري پايگاه نظامي ، وابستگي نظامي و تعهد به قدرت هاي بزرگ قابل شناخت هستند .
دولتهايي كه اين سياست را برمي گزينند ، برخلاف دولت هاي بيطرف ، نقش فعالي درصحنه بين المللي دارند و سعي مي كنند وضع موجود را به نقد و پرسش بكشند .
توفيق اين سياست منوط به برقرار سيستم دوقطبي مي باشد و با نيازهاي كشورهاي درحال توسعه سازگاري دارد .
4- سياست اتحاد و ائتلاف : Alliance
اين سياست به هنگامي توسط يك كشور اتخاذ مي شود كه آن كشور به تنهايي نتواند از منافع ملي خويش دفاع كند . بنابراين سعي مي كند با همكاري كشورهاي ديگر از كشور خود حراست نمايد .
هدف از ائتلاف دولت ها ، افزايش نفوذ ديپلماتيك و ايجاد بازدارندگي در برابر خطرات مي باشد . اين سياست درچارچوب نظام دوقطبي ، كارآيي بيشتري دارد .
دولت
اشكال دولت :
به طوركلي ، دولت ها را مي توان به دو صورت دموكراتيك و ديكتاتوري مورد مطالعه قرارداد . نمونه دولت دمكراتيك ، دولت كثرت گرا است و دولت هاي مطلقه ، اقتدارگرا ، پاتريمونيال ، بناپارتي و توتاليتر از مصاديق دولت ديكتاوري مي باشند . در زير به ساخت و ماهيت هريك از دولتهاي فوق الذكر ، توجه مي كنيم :
1- دولت كثرت گرا :
دولت كثرت گرا به معناي متعارف كلمه واجد حاكميت نيست زيرا خود تركيبي از گروههايي است كه خودمختاري و استقلال نسبي آنها به عنوان جزئي از مفهوم دولت كاملا شناسايي شده است . به عبارت ديگر ، اين دولت ، به عنوان دولتي تعريف مي شود كه در آن هيچ منبع و مرجع اقتدار واحدي وجود ندارد كه ازهمه جهت صالح و فراگير باشد . بنابراين وظيفه گروه حاكمه نه اعمال قدرت نامحدود ، بلكه تنظيم روبط ميان گروهها و افراد به منظور تأمين عدالت ، نظم و آزادي است . برخي از صاحب نظران ، دولت هاي دو يا چند حزبي را دولت هاي كثرت گرا مي دانند .
2- دولت اقتدارگرا :
درمورد مفهوم و ماهيت اقتدارگرايي دربين صاحت نظران همداستاني وجود ندارد .
برخي اقتدارگرايي را مرادف با همه نظامهاي استبدادي ملايم و فراگير مي پندارند . عده اي به اقتدارگرايي معنايي محدود مي بخشند و تصريح مي ورزند كه دولت اقتدارگرا دولتي است كه علاقمند به ورود گروههاي غيرحاكم به درون دستگاه حكومت نيست . به نظر آنها اين دولت ، خود را محق به مداخله در زندگي خصوصي شهروندان نمي داند .
دربرخي از نظريات ، براين نكته اشاره مي شود كه دولت اقتدارگرا ، همان دولت استبدادي ملايم است كه در آن احزاب سياسي مجاز به فعاليت آزادانه نخواهند بود . البته درچنين نظامي ، مقابله بين جناحهاي قدرت طلب براي افزايش قدرت خويش وجود دارند .
صاحب نظران متأخر اعتقاد دارند كه اين نظامها ، قابليت استحاله به نظامهاي ليبرال را دارند .
3- دولت مطلقه :
دولت مطلقه در دو سطح كلان و خرد ، قابل طرح و بررسي است :
درسطح كلان ، دولت مطلقه را باويژگيهاي زير بايد شناخت :
الف) شخص حاكم ، با دولت يكسان تلقي مي شود . دولت متعلق به شخص حاكم مي باشد .
ب) شخص حاكم ، با دولت يكسان تلقي مي شود . دولت متعلق به شخص حاكم مي باشد .
ج) شخص حاكم مدعي است كه براساس حكم و حمايت خداوندي حكومت مي كند .
د) دستگاه هاي رسمي اين را تبليغ مي كنند كه تصميمات شخص حاكم درجهت پيشبرد نفع و مصلحت دولت است .

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره ساختار سازمان ملل و نقش آن در مسايل مختلف جهان

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره ساختار سازمان ملل و نقش آن در مسايل مختلف جهان

محصول * تحقیق درباره ساختار سازمان ملل و نقش آن در مسايل مختلف جهان * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
 
“ساختار سازمان ملل و نقش آن در مسايل مختلف جهان”
دبير كل
فصل پانزدهم منشور ملل متحد در خصوص دبيرخانه و تمام دبير كل در سازمان ملل متحد آمده است. ماده 97 منشور عالي‌ترين مقام سازمان را دبير كل اعلام نموده است.
و مطابق ماده 98 دبير كل در تمام جلسات مربوط به سازمان انجام وظيفه مي‌كند و گزارش سالانه مربوط به روال كار سازمان را به جمع تقديم مي‌كند. ماده 99 اشعار مي‌دارد:
«دبير كل مي‌تواند نظر شوراي امنيت را به هر موضوعي كه بعقيده او ممكن است حفظ صلح و امنيت بين المللي را تهديد مي‌كند جلب نمايد».
بنابراين طبق اين ماده مي‌توان به وسعت عمل دبير كل پي برد. بعبارت ديگر دبير كل در اين زمينه به ابتكار خود و در فرصت مناسب مي‌تواند، شوراي امنيت را مجبور به بررسي موضوعي نمايد كه مخل نظم و امنيت بين المللي مي‌باشد.
ماده 100 منشور در خصوص استقلال عمل اعضا از كشورشان مي‌باشد. اين ماده بيان مي دارد كه: «دبير كل و كارمندان ملل متحد در انجام وظايف خود از هيچ دولت يا مقام خارج از سازمان كسب دستور نخواهند كرد و دستوراتي را نخواهند پذيرفت. آنان فقط مسئول سازمان هستند و از هر عملي كه مناقي موقعيتشان بعنوان مامورين رسمي بين المللي باشد خودداري خواهند كرد…»
بدين ترتيب دبير كل سازمان شخصي مستقل است كه در اجراي وظايفش منابع ملي خود را در نظر نخواهد گرفت. بالاترين مقام سازمان به معناي با نفوذترين كارمندان مي‌باشد. به عاليترين رتبه و مديريت را دارا مي‌باشد. بنابراين از روي انتظاراتي به مراتب بالاتر مي‌رود. هرگاه كه بحراني در جهان اتفاق مي‌افتد، چشمها به دبير كل سازمان ملل دوخته و اميدها به وي بسته مي‌شود.
كورت والدهالم دبير كل اسبق سازمان ملل در اين رابطه گفته است:
(تحرك و توانايي سازمان ملل براي رفع درگيري‌ها تا حد زيادي به كارداني دبير كل و همكارانش بستگي دارد. دبير كل مي تواند جريانات سياسي را به سويي هدايت كند كه از بروز درگيري‌ها جلوگيري كند و براي پاره اي از مسائل راه حلهاي صلح آميزي ارائه نمايد. زيرا براي مشكل‌‌ترين مسائل هم مي‌توان در نهايت به تضميني همگاني دست يافت. اين امور مي‌تواند مهمترين وظايف بن باشد)
در واقع مي‌توان گفت حساس‌ترين تست در سازمان ملل متحد، مقام دبير كل سازمان مي‌باشد سياستهاي دبير كل در تمام سازمان اجرا مي‌گردد و تمام اركان سازمان علوم به رعايت آن مي‌باشند، قسمت دوم ماده 100 منشور نيز به همين موضوع اختصاص يافته و مربوط به كروم تبعيت اركان و اعضاء از دستورات دبير كل مي‌باشد.
مبحث اول اشغال فلسطين و خاوير برزدوكوئيار انجمن دبير كل سازمان ملل)
واوهايم در مورد كسالت اوتانت (سومين دبير كل سازمان ملل) در كتاب خاطراتش هنگام توضيح جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل كه در سال 1976 و در زمان دبير كلي وي روي داد اظهارات نظر مي‌‌كند كه:
(بي‌ترديد كلي از شكست خوردگان جنگ شش روزه، سازمان ملل متحد بود كه
گروه‌هاي صلح آن در فاصله بين سالهاي 1956 تا 1966 بين قواي اسراييل و مصر حائل بودند بر اثر شار رئيس جمهور مصر، جمال عبد الناظر، دبير كل پيش از من، اوتانت، اين نيروهاي صلح را در مه 1967 فرا خواند.
چند روز بعد جنگ آغاز شد، تعداد زيادي از دولتها، سازمان ملل متحد و دبير كل آن را مسئولين اين واقعه دانستند.
در گفتگو با اوتامت متوجه شدم كه اين ؟؟؟ تا چه موجب نارحتي او شده است… او هرگز نتوانست آن تجربه غم انگيز سال 1967 را از وجدان خود بزدايد و من معتقدم كه اين ناراحتي وجدان از عوامل بيماري ست و مرگ زودرس او در نوامبر سال 1974 بوده… اوتانت پس از مذاكره‌اي مفصل با «رالف پانچ» عالي ترين آمريكايي در دبيرخانه

دانلود + ادامه مطلب