بررسی - صفحه 30 از 64 - فایلخون

مقاله درباره ساختار سرمايه شركتها و بررسي كاهش آن(بدون فهرست)

دسته بندی: علوم انسانی

مقاله درباره ساختار سرمايه شركتها و بررسي كاهش آن(بدون فهرست)

محصول * مقاله درباره ساختار سرمايه شركتها و بررسي كاهش آن(بدون فهرست) * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 32
 
مقدمه
تاكنون كسي نتوانسته است يك ساختار مطلوب سرمايه ارائه كند ولي در عين حال براي دستيابي به چنين الگويي،‌تحقيقات، مطالعات و آزمونهاي زيادي انجام شده است كه نتايج آنها قابل توجه است.
شركتها به منظور بيشينه نمودن ثروت سهامداران خود مي بايست بازدهي حقوق صاحبان سهام را به حداكثر برسانند و به اين منظور مي بايست اقدام به حداقل نمودن هزينه هاي شركت بنمايند. ميانگين موزون هزينه سرمايه شركت يكي از هزينه هايي است كه همواره به منظور حداقل نمودن هزينه هاي شركت توجه مديران را به خود جلب نموده است بگونه اي كه مديران مالي با استفاده از اهرم مالي همواره سعي در به حداقل رساندن هزينه هاي مالي شركت داشته اند، طراحي ساختار سرمايه اي كه بتواند اين هزينه را به حداقل برساند يكي از اصلي ترين وظايف هر مدير مالي كاردان در واحدهاي اقتصادي است.
به طور كلي شركتها به منظور تأمين منابع مالي به منظور اجراي پروژه هاي سودآور دو راهكار پيش رو دارند:
تأمين مالي از طريق حقوق صاحبان سهام
تأمين مالي از طريق بكارگيري اهرم مالي و ايجاد بدهي
بكارگيري هر يك از راهكارهاي بالا و يا هرگونه تركيبي از آندو بيانگر الگوي ساختار سرمايه شركت ها مي‎باشد. مباحث تئوريك بدنبال يافتن راهكاري به منظور رسيدن به نقطه تعادلي ميان بدهي و حقوق صاحبان سهام به عنوان منابع مالي شركت ها مي‎باشد.
بكارگيري هر كدام از اين راهكارها داراي محاسن و معايب خاص خود مي‎باشد. راهكار اول همانگونه كه در فصلهاي بعد نشان خواهيم داد معمولاً باعث كاهش بازدهي هر سهم مي‎شود و راهكار دوم نيز علي رغم اينكه در ابتدا ارزش شركت را افزايش خواهد داد، ولي با استفاده بيش از حد از آن ريسك مالي شركت افزايش يافته، در اثر افزياش بازدهي مورد انتظار سهامداران و وام دهندگان، نرخ مؤثر بدهي شركت و در نتيجه هزينه هاي مالي آن افزايش خواهد يافت.
روند تاريخي
1- شروع قرن بيستم
آرتوردوينگ در نخستين سالهاي قرن بيستم در رابطه با ادغام و توسعه شركتها كتابي را منتشر نمود. وي در تحليل هاي خود پيرامون بالا بودن نرخ ورشكستگي شركتها، وامهاي سنگين را عامل اصلي ورشكستگي شركت ها دانست، در نتيجه در كتاب خود به اين نتيجه رسيد كه نوع ساختار سرمايه و تصميماتي كه درباره تأمين مالي گرفته مي‎شود از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. كتابهايي را كه دوينگ پس از آن دوباره مديريت مالي شركت ها نوشت الگويي را به دست داد كه در حال حاضر به مديريت مالي سنتي مشهور است.
2- دهه 1920
در اين دهه صنايع عمده و بزرگ شروع به رشد و توسعه نمودند. شركتهاي بزرگ براي اعمال كنترل اقدام به خريد شركتهاي كوچكتر و ادغام آنها نمودند. در اين دوره حاشيه سود بالا رفت ولي كاهش ميزان موجوديها و پايين آمدن قيمتها در 21-1920 باعث شد مساله ساختارهاي مالي اهميت بيشتري پيدا كند. نوسانات قيمت كالاها و افت شديد نقدينگي در بازار باعث شد كه به مساله نقدينگي توجه زيادي شود.
3- دهه 1930
ركود يا بحران اقتصادي كه در سال 1929 شروع شد، از نظر مدت زمان و شدت در نوع خود بي همتا بود. به تبع اين بحران موجي از ورشكستگي و تجديد ساختار سرمايه در شركتها پديد آمد، نقدينگي به شدت كاهش يافت و شركتها سعي كردند موجوديهاي خود را به هر قيمتي اب كنند. مردم سپرده هاي خود را از بانكها پس گرفتند و بانكها نيز ناچار شدند سقف اعتبارات خود را كاهش دهند. قيمتها رو به كاهش گذاشت و شركتها ديگر نمي توانستند با فروش موجوديهاي خود پول كافي به منظور بازپرداخت بدهيهاي خود به دست آورند.
بحران در اين دهه باعث شد دولت مركزي در امور تجارت دخالت كند. انتشار و داد و ستد اوراق بهادار تحت نظارت و كنترل بور اوراق بهادار قرار گرفت و شركتها ملزم به رعايت قوانين مختلف در زمينه انتشار و عرضه عمومي اوراق بهادار شدند.
4- دهه 1940
همه اقدامات و فعاليتهاي تجاري و بازرگاني تحت جريانات جنگ جهاني دوم قرار گرفت. بسياري از شركتها در خدمت وزارت دفاع درآمدند و به توليد وسايل جنگي پرداختند. شرايط جنگ ايجاب مي كرد كالاهايي توليد شوند كه فقط در هنگام جنگ كاربرد دارند و در هنگام صلح كاربردي براي آنها متصور نبود. منابع مالي شركتها بيشتر از طريق دولت تأمين مي شد، در اين دوران تأمين مالي شركتها بيشتر از طريق كمكهاي دولتي صورت مي گرفت.
5- نخستين سالهاي دهه 1950
علي رغم رشد و شكوفايي اقتصادي، ترس از ركود باعث بالا رفتن هزينه هاي دستمزد شد. جريانات وجوه نقد و تحليلهاي اقتصادي درباره نسبتهاي مالي شركتها مورد توجه

دانلود + ادامه مطلب

مقاله درباره سازمان تجارت جهاني و بررسي موانع عضويت ايران با سازمان تجارت جهاني (رشته مديريت – حقوق تجارت)

دسته بندی: علوم انسانی

مقاله درباره سازمان تجارت جهاني و بررسي موانع عضويت ايران با سازمان تجارت جهاني (رشته مديريت – حقوق تجارت)

محصول * مقاله درباره سازمان تجارت جهاني و بررسي موانع عضويت ايران با سازمان تجارت جهاني (رشته مديريت – حقوق تجارت) * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 18
 
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم و تحقيقات
عنوان
سازمان تجارت جهاني (WTO)
استاد راهنما:
بهار 85
در حال حاضر از بين 192 كشور جهان كه عضو سازمان ملل متحد هستند، 148 كشور به عضويت سازمان جهاني تجارت (WTO) در آمده‌اند. البته از اين 148 كشور، سه عضو اوليه يعني هنگ‌كنگ، ماكائو و اتحاديه اروپا و يك عضو ملحق شده آن يعني تايوان، كشور محسوب نمي‌شوند. به گزارش واحد اطلاعات و اخبار «اقتصاد ايران»، مذاكرات الحاق كامبوج به WTO پايان يافته و عضويت اين كشور به تصويب سازمان جهاني تجارت رسيده است. بدين‌ترتيب، كامبوج يكصد و چهل و هشتمين عضو سازمان جهاني تجارت است كه از اكتبر 2004 به عضويت اين سازمان پذيرفته شده‌است.
وضعيت عضويت كشورهاي جهان در سازمان تجارت جهاني
كشورهاي عضو (144 كشور)
كشورهاي عضو اوليه (125 كشور)
كشورهاي طرف متعاهدگات

كشورهاي ملحق‌شده (19 كشور)
اكوادور، بلغارستان، مغولستان، پاناما، قرقيزستان، لتوني، استوني، اردن، گرجستان، آلباني، عمان، كرواسي، ليتواني، مولداوي، چين، ارمنستان، مقدونيه، نپال، كامبوج

كشورهاي
غيرعضو
(48 كشور)
كشورهاي ناظر (30 كشور)
كشورهاي در حال الحاق (27 كشور)
الجزاير، روسيه، عربستان، روسيه سفيد، اكراين، سودان، ازبكستان، ويتنام، وانوآتو، سيشل، تونگا، قزاقستان، آذربايجان، آندورا، لائوس، ساموآ، لبنان، بوسني و هرزگوين، بوتان، يمن، كيپ‌ورد (دماغه سبز)، صربستان و مونته‌نگرو، تاجيكستان، باهاما، اتيوپي، ليبي، ايران

كشورهاي غيرمتقاضي الحاق
(3 كشور)
واتيكان، سائوتومه و پرنسيپ، گينه استوايي

كشورهاي غيرناظر (18 كشور)
كشورهاي متقاضي الحاق
(3 كشور)
سوريه، افغانستان، عراق

كشورهاي غيرمتقاضي الحاق (15 كشور)
تركمنستان، كره‌شمالي، تيمور شرقي، سومالي، اريتره، ليبريا، كومور، موناكو، سان‌مارينو، جزاير مارشال، جزاير ميكرونزوي، كريباتي، نائورو، پالائو، تووالو

سازمان تجارت جهاني در سال 1995 ميلادي با پايان كار توافقنامة عمومي تعرفه و تجارت (گات) كه براي 50 سال نظارت بر تجارت و تعرفه كشورهاي عضو را بر عهده داشت فعاليت خود را آغاز كرد. پس نقطة آغازين جهاني‌شدن بازرگاني گات بود كه در سال 1947 يعني حدوداً 2 سال بعد از جنگ جهاني و پيروزي متفقين ضرورت تاسيس يك نهاد تجارتي جهاني نظم دادن به مبالات آزاد و از ميان برداشتن محدوديت‌ها و اميتازها و كاهش حقوق گمركي احساس گرديد سرانجام كنفرانس هاوانا در سال 1947 با حضور نمايندگان 56 كشور در پايتخت كوبا تشكيل شد يكي از بخشهاي منشور تجارت جهاني قراردادي34 ماده‌اي بود كه بين 23 كشور كه عمدتاً صنعتي بودند امضاء گرديد كه اين قرارداد همان موافقتنامه عمومي تعرفه و تجارت يا گات بود.
اهداف سازمان تجارت جهاني
ارتقاء سطح زندگي مردم در كشورهاي عضو
فراهم آوردن امكانات اشتغال كامل
افزايش مداوم درآمدها و ارتقاي سطح تقاضا
بهره‌برداري كامل از منابع طبيعي
استفاده بهينه از منابع جهان و ضرورت حفاظت از محيط زيست «توسعه پايدار»
اتخاذ تدابيري براي افزايش سهم كشورهاي در حال توسعه يافته از تجارت جهاني
اصول حاكم بر سازمان تجارت جهاني
گات و سازمان تجارت جهاني بر مبناي اصولي استوار است كه بررسي اجمالي آنها براي درك صحيح از اين سازمان ضروري است. در مقدمه موافقتنامه تاسيس سازمان تجارت جهاني، كشورهاي عضو تمايل خود را براي تحقيق اهداف سازمان از طريق توافقات دوجانبه مبني بر كاهش قابل ملاحظه‌ تعرفه‌هاي گمركي، برطرف

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره بررسي رابطه سبك تفكر خلاقانه ربع مغزي D با سطح اثربخشي مديران آموزشي

دسته بندی: علوم پزشکی

تحقیق درباره بررسي رابطه سبك تفكر خلاقانه ربع مغزي D با سطح اثربخشي مديران آموزشي

محصول * تحقیق درباره بررسي رابطه سبك تفكر خلاقانه ربع مغزي D با سطح اثربخشي مديران آموزشي * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
 
بررسي رابطه سبك تفكر خلاقانه ربع مغزي D با سطح اثربخشي مديران آموزشي
چكيده
هدف از پژوهش حاضر بررسي رابطه تسلط تفكر خلاق ربع مغزي Dبا اثربخشي عملكرد مديران آموزشي در مقطع متوسطه شهر مشهد مي باشد.بدين منظور از پرسشنامه 60سوالي سنجش تسلط ربع هاي مغزي هرمن جهت سنجش تسلط سبك تفكر خلاق ربع مغزيD در نمونه103نفري مديران واز پرسشنامه 35سوالي سنجش اثربخشي مدل پارسونز جهت سنجش اثربخشي در نمونه 412نفري دبيران كه به صورت تصادفي طبقه اي نسبي از مديران آموزشي و دبيران مقطع متوسطه شهر مشهد در سال تحصيلي 88-1387انتخاب شدند، استفاده شد.پس از ارائه پرسشنامه ها و جمع آوری داده ها برای تجزیه و تحلیل آماری علاوه بر میانگین و انحراف استاندارد از ضريب همبستگی پيرسون و رگرسیون نيز استفاده گردید. بر اساس نتایج به دست آمده ، تسلط سبك تفكر خلاق ربع مغزي D درسطح اطمينان 99/0رابطه مثبت و معنا داری را با اثربخشي عملكرد مديران آ،موزشي در چهار مولفه : قابليت انطباق، تحقق اهداف، انسجام و تداوم نشان داد.
واژه های كلیدی : مدیریت، اثربخشي، مدل مغزي هرمن، تسلط ربع هاي مغزي، تفكر خلاق ربع مغزي D
مقدمه
در جهانی كه شكل تغییرات آن از مقیاس زمانی قرن به ثانیه تبدیل شده است، سرعت بخشیدن به تولید فكر و خلاقیت هماهنگ با این تغییرات و تحولات نو، دارای اهمیت فراوانی می باشد. بنابراین تفكر خلاق، ارتباطات اثربخش، قدرت تولید دانش و نوآوری مقولات مهمی برای تطابق افراد با عصر جدید می باشند.
در عصر ارتباطات و اطلاعات عنصر حیاتی مدیریت نقش بنیادی را ایفاء می کند. ازسوی دیگر پیشرفت تکنولوژی و ارتباطات و سرعت انتشار آن مدیریت را دچار تحولات و دگرگونی های فراوانی ساخته است. مدیران آموزشی در مدارس با جوپر چالش و درحال تغییری روبه رو هستند. برای اینکه با دانش روز جلوتر رفته و خود را برای آینده ای همیشه در حال تغییر آماده نمائیم تلاش در راستای گذر از سنت های معمول و دیرین را باید مضاعف نموده و حضور در وادی تحول و نوآوری را امری حیاتی به حساب آورد(لاننبورگ، 1382).
با اطمينان مي‌توان ادعا كرد كه هيچ كدام از معضلات پيچيده بشري در هيج جا و هيچ زماني قابل رفع نخواهد بود، مگر اين كه افرادي باشند كه بتوانند با نهاد پيوسته در حال بسط و توسعه واقعيت‌هاي پيش‌رو، خلاقانه رفتار كنند. درحقيقت پايه و اساس جوامع توسعه يافته خلاقيت است. اين جوامع نه تنها با استفاده از خلاقيت مسائل خود را شناسايي مي‌كنند.، بلكه راه حل اين مسائل را نيز از طريق خلاقيت مي‌جويند(بوهم،1998).رهبران تحول گرا از نفوذ ايده آل، انگيزه الهام بخش، تحريك عقلاني وملاحظات فردي براي تغيير مدارس خود استفاده مي كنند(هوي وميسكل،1387).
1- استاد تمام و رياست دانشكده ادبيات وعلوم انساني دانشگاه اروميه
2- استاد يار دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه فردوسي مشهد
3- كارشناس ارشد مديريت آموزشي دانشگاه اروميه
با توجه به اينكه به نظر می رسد تفكر خلاق تأثیر زیادی بر شیوه مدیریت مدیران، قابليت انطباق، قدرت انسجام، تداوم، تحقق اهداف آموزشي ودر مجموع اثربخشي آنها داشته باشد، بنابراين اين پژوهش با اتكاء به اين مفروضه اصلي، بررسي رابطه تسلط سبك تفكر خلاق ربع مغزي Dمديران آموزشي با سطح اثربخشي آنها در مقطع متوسطه شهر مشهد صورت پذيرفته است.
پيشينه پژوهش
تحقیقات نشان می دهند که هشت خصوصیت کلیدی تفکرشخصيتي مغزی وجود دارد که طرز تفکر و یادگیری ما را تحت تأثیر قرار می دهد. مغز ما بی نظیر1، اختصاص داده شده2، موقعيتي3،بهم پيوسته4 ،تكراركننده5، مسلط6،قابل انعطاف7 و کامل8 است. مغز ما بی نظیر است دقیقاً مثل اثر انگشتان ما که منحصر به فرد هستند. هیچ دو نفری پیدا نمی شود که الگوی مغزی یکسانی داشته باشند. همچنین مغز ما اختصاصي است. بخش های مختلفی از مغز مخصوص و مسئول عمل های متفاوت شامل نوشتن، دیدن، نامیدن و شنیدن هستند. مغز ما تکرارگر است زیرا میلیاردها عصب با میلیون ها دریافت کننده های درونی دارد. تکرارگر یعنی اینکه ما قادر هستیم که به جلو و عقب درون مغز خود تحرک داشته باشیم و قسمت های مختلف مغزمان را در وظایف و کارهای پیچیده به کار گیریم. همچنین ما از مغز خود برطبق شرایط استفاده می کنیم. ما این قدرت و توانایی را داریم که قسمتی از مغزمان را که در شرایط خاصی نياز داریم، روشن کنیم و به کار بگیریم. قسمت هایي از مغز ما بر قسمت های دیگر تسلط پیدا می کنند. مغز ما انعطاف پذیر و کامل است. مغز ما آنچنان انعطاف پذیر است که هیچ محدودیت ذاتی ندارد. تمام این خصوصیات به مغز کامل تأکید می کنند که همۀ به آن دسترسی دارند اما قسمت های خاصی از مغز بر قسمت های دیگر در تمایلات فکری و یادگیری تسلط پیدا می کنند (کالج میفلین هگتون، 2008).ندهرمن9 نظريه تمام مغزي را به عنوان توضيحي ازانعطاف پذيري در استفاده از سبکهاي تفکر ابداع کرد که ممکن است در بعضي افراد سبك تفكر يک ربع مغز ترجيح داده شودو در بعضي ديگر سازماندهي سبب ‌شود که سبك تفكر چهار ربع مغز مورداستفاده قرار گيرد(هرمن، 1999). با استفاده از ایده تخصص یافته، ماهیت تکراری مغز، نه فقط ممکن است فنون خلاقیت و مهارتها را به مردم آموخت بلکه همچنین مي توان به آنها كمك كرد تا به استعداد خلاقیت نهفته شان دست یابند. مدل یک فرایند و یک مسیر را فراهم می کند، و آن می تواند بیشتر گسترده شده باشد تا نه فقط جنبه های شخصی خلاقیت، بلکه همچنین فرهنگی که در یک تجربه خلاقیت لمس مي شود را شامل شود. (ندهرمن، 1988،70)
1- Unique 4- Interconnected 7- Malleable
2- Specialized 5- Iterative 8- Whole
3- Situational 6- Dominant 9-Ned Herrmann
در سال 1976 زمانيکه تحقيق در مورد مغز، منبع خلاقيت به شمار مي‌رفت، ند هرمن نيز مانند جوزف بُگن، پائول مک لين، راجر اسپري تحقيقاتي انجام داد.از کارها و آزمايشات آنها نتيجه گيري شد که مغز داراي4 قسمت و حيطه مي‌باشد. هرمن از تركيب تئوري نيمکره راست و چپ راجر اسپري، رابرت اُرنستين (1997: 96)،هنري مينتزبرگو ميچائل گازانيکا (1998: 35) با تئوري تثليث مغز مك لين (مغز منطقي، مغز مياني و مغز اوليه) و ارتباطات فيزيکي بين نيمکره راست و چپ و رابطه بين قسمت‌هاي سربرال و ليمبيك مغز استفاده کرد تا مدل چهار ربعي از مغز را ارائه دهد(عبدالله، کريشنان، بالاسينگم،ايگ فونک،2002 . هرمن بين المللي، 2008). شکل زير نشان مي‌دهد که چگونه نظريه تمام مغزي( چهارربعي) هرمن، تئوري نيمکره راست و چپ مغز(براساس تحقيق در رشته عصب شناختي) و تئوري سه گانه مغز(براساس يافته‌هاي بدست آمده از انسان‌شناسي) را در برمي‌گيرد (بوئر، لويز، استين، توبيا، 1999. هرمن،1995: 40-31. 1996. لامزدين، لامزدين، شلنات،1999: 51).
 
شكل تركيب تئوري نيمكره راست و نيمكره چپ با تئوري تثليث مغز (هرمن،1995: 40)
یک مفهوم کلیدی در مدل هرمن توجه به تسلط است که یک تمایل به استفاده از یک الگوی معین، ترجیح بر دیگر ربع ها را استدلال می کند. در این باره ترجیح چیزی شبیه دست خط است. فرد دست راست یک ترجیح برای دست راست دارد اما در رویداد صدمه یا از دست دادن دست راست می تواند استفاده کردن از دست چپ را بیاموزد. آنچنان که در مدل هرمن نشان داده خواهد شد اگر بالاترین نمره شخص در ترجیح براي ربع مغزي A است شما می توانید به عنوان یک شخص منطقی، تحليلی و کمی توصیف شوید.اگر بالاترین نمره شما در ترجیح براي ربع مغزي B است، شما احتمالاً یک شخص جزئی نگر، برنامه ریز، عمل گرا و خوب سازمان دهنده هستید. یک نمره بالا در ترجیح براي ربع مغزيC شرح می دهد که شما با احساسات، هم در خودتان و هم در دیگران سر و کار داريد. شما تمایل داريد تا هیجانی و همدرد باشيد و ترجیح می دهيد در گروه کار کنيد. سرانجام اگر شما یک شخص با ترجیح ربع مغزي D هستید شما احتمالاً تصوری، خلاق و نوآور هستید. شما اغلب در بدست آوردن یک تصویر بزرگ برتری دارید اما شما ممکن است دشواری هايي در بیان ایده هایتان به دیگران داشته باشید(هلم و کرایان، 2000).
کلماتی که ربع مغزي D را بيشتر بیان می کنند عبارتند از: هنرمند، مبتکر، کل نگر، تخیلي، ترکیب کننده و خیال پرداز. آنها افرادی دارای ایده در یک تیم هستند و از ایده های قابل استنتاج از چند منبع برای خلق چیزی جدید ناشی از ترکیب آن لذت می برند. ( کی ویسوکی، 1381، 101) متفکران ربع D اغلب بشردوستانی هستند که یادگیری مشارکتی و بحث گروهی را ترجیح می دهند. آنها اغلب دیداری، تخیلی، فضایی، انعطاف پذیر و شهودی هستند. متفکران ربع D اغلب با امکانات، ابداعات و طرح راهبردی سر و کار دارند. همانند یادگیرندگان، این متفکران در عوض جزئيات، تصاویر بزرگ را جستجو می کنند. آنها تصاویر را به لغات ترجیح می دهند و مسائل با انتهای باز را انجام می دهند(هریس، سادوسکی، برکمن، 2006. لامزدین، 1999).
معیار اثربخشي
در این زمینه نتایج باارزش یک مدل عالی برای هدایت کردن انتخاب معیارهای مشخص، توسط «تالکوت پارسونز» تهیه شده است. وی بطور صحیح فرض می کند که بقاء سیستم اجتماعی به عملکرد چهار کارکرد حساس بستگی دارد. این کارکردها برای شناسایی سایر منابع، بنیادی است و می تواند اهداف سازمان محسوب شود. این چهار مشکل کارکردی عبارتند از: انطباق، کسب هدف، انسجام يا یگانگی ، تداوم يا پايايي ( ناپیدایی). پارسونز برای اثربخشی چهاربعد قابل است که هریک چهار شاخص دارد.
1- سازگاری: شامل شاخص های قابلیت رشد، ابتکار و توسعه.
2- تحقق هدف: شامل شاخص های قابلیت موفقیت، کیفیت، کسب منابع و کارآیی.
3- انسجام: شامل شاخص های رضایت شغلی، جو سالم، ارتباطات و تعارض.
4- مداومت: شامل شاخص های وفاداری، علایق اصلی زندگی، انگیزش و هویت را در بر می گیرد(رابينز به نقل از ميرکمالی،1382: 62)
اهداف پژوهش
هدف از پژوهش حاضر تعيين رابطه تسلط سبك تفكر خلاق ربع مغزيD با سطح اثربخشي و مولفه هاي اثربخشي از قبيل، قابليت انطباق، تحقق اهداف آموزشي، قدرت انسجام يا يگانگي، قدرت تداوم يا پايايي مديران آموزشي مي باشد.
فرضيه هاي پژوهش
فرضيه اصلي : بین تسلط ربع مغزيD مديران آموزشي با سطح اثربخشي آنان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعي اول : بین تسلط ربع مغزيD مديران آموزشي با قابليت انطباق آنان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعي دوم : بین تسلط ربع مغزيD مديران آموزشي با تحقق اهداف آنان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعي سوم : بین تسلط ربع مغزيD مديران آموزشي با قدرت انسجام يا يگانگي آنان رابطه وجود دارد.
فرضيه فرعي چهارم : بین تسلط ربع مغزيD مديران آموزشي با قدرت تداوم يا پايايي رابطه وجود دارد.
متغيرهاي پژوهش
1-متغيرهاي پيش بين: تسلط ربع مغزیA، تسلط ربع مغزی B، تسلط ربع مغزی C و تسلط ربع مغزیD.
2-متغير ملاك:اثربخشي(بالا،پايين)، قابليت انطباق، تحقق اهداف، انسجام يا يگانگي، تداوم يا پايايي.
روش پژوهش
پژوهش حاضر از نوع توصيفي با استفاده ازبررسي رابطه همبستگي است و جامعه آماري در اين پژوهش عبارت است ازكليه مديران و دبيران مقطع متوسطه مشهد در سال تحصيلي8- 1387 مي باشد. روشی که در نمونه گیری این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است، نمونه گیری تصادفی طبقه ای می باشد. بر اين اساس نمونه آماري در اين پژوهش 103نفر از مديران و412 نفر از دبيران مقطع متوسطه مشهد مي باشند.
ابزار سنجش
دراين پژوهش با رويكرد فرايند تمام نگر باليني، ضمن استفاده از پرسشنامه سنجش تسلط ربع هاي مغزي هرمن و پرسشنامه سنجش اثربخشي عملكرد مديران از داده هاي حاصل از مشاهده، مصاحبه وتست همتا بهره برداري شده است.
الف-پرسشنامه سنجش تسلط مغزي هرمن1 HBDI
در اين پژوهش جهت سنجش تسلط سبك تفكر خلاق ربع مغزيDاز زير مقياس پرسشنامه 60 سوالی ابزار سنجش تسلط ربع های مغزی هرمن HBDIكه و به صورت فعالیت های ترجيحي هر یک از ربع های مغزی توسط ادوارد و مونيكا لامزدين (لامزدين ها،1386) و براساس مدل 4 ربعی تئوري ند هرمان (هرمن،1995)مطابقت داده شده است و شامل 60 سوال با 4 زیر مقياس می باشد که میزان تسلط مغز را در چهار سبک تفکر ربع مغزي A، ربع مغزيB ، ربع مغزي C و ربع مغزيD و در سه سطح : تسلط، تفکر در دسترس و تفکر اجتنابی می سنجد، استفاده شده است. شايان ذكر است اين پرسشنامه در ابتدا بصورت ارزيابي تسلط هريك از ربع هاي مغزي به صورت (4 ارزيابي 15 سوالي) جداگانه بوده ومحققين خانم هاحائري زاده و محمدحسين در سال 1380 آنها را بصورت پرسشنامه 60سوالي تركيب نموده اند(حوريزاد،1385).
ب- پرسشنامه سنجش اثربخشی عملكرد مديران
در اين پژوهش جهت سنجش اثربخشی عملكرد مديران، قابلیت انطباق، تحقق اهداف، انسجام و تداوم مديران از يك پرسشنامه 35 سوالي كه براساس مدل پارسونز ایجاد شده است و میزان اثر بخشی عملكرد مدیران را در 4 مؤلفه قابلیت انطباق، تحقق اهداف ، انسجام یا یگانگی و تداوم یا پایايی مورد آزمون قرار می دهد(فرخ نژاد،1376).استفاده شده است.

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره بررسي روش¬های کنترل شیمیایی و بیولوژیک بیماری سوختگی گل و شکوفه¬های درختان میوه هسته¬دار در استان گلستان

دسته بندی: علوم پزشکی

تحقیق درباره بررسي روش¬های کنترل شیمیایی و بیولوژیک بیماری سوختگی گل و شکوفه¬های درختان میوه هسته¬دار در استان گلستان

محصول * تحقیق درباره بررسي روش¬های کنترل شیمیایی و بیولوژیک بیماری سوختگی گل و شکوفه¬های درختان میوه هسته¬دار در استان گلستان * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 9
 
بررسي روشهای کنترل شیمیایی و بیولوژیک بیماری سوختگی گل و شکوفههای درختان میوه هستهدار در استان گلستان
چکیده
در سالهای اخیر بیماری پوسیدگی قهوهای به طور گسترده در شمال ایران مشاهده شده است بنابراین اگر کشاورزان برای کنترل آن اقدام جدی نکنند در آینده نزدیک به یک بیماری محدود کننده تولید هستهداران در استانهای شمالی کشور تبدبل خواهد شد. در این پژوهش اثرات قارچکش شیمیایی محلول بردو و فرآوردههای بیولوژیک سوبتیلین و تریکودرمین هر کدام با چهار غلظت در سه دوره زمانی زمستان، اوایل فصل رشد و بعد از گلدهی در سال 90-1389 در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با ۳ تکرار جهت کنترل بیماری پوسیدگی قهوهای مورد بررسی قرار گرفت. در پایان دوره جهت بررسی عملکرد سموم تعداد شکوفه های آلوده را شمرده و دادههای جمعآوری شده با نرم افزار SAS آنالیز شدند. نتایج دادهها نشان داد که در بین سموم مختلف در سطح 1% تفاوت معناداری وجود داشته ولی بین غلظتهای مختلف تفاوتی وجود ندارد. در این میان محلول بردو با غلظت 2 درصد بهترین و ترکیب بیولوژیک تریکودرمین با غلظت 2 در هزار کمترین تاثیر در کنترل بلایت شکوفه شلیل داشته است. از سوی دیگر بین غلظتهای 4 و 5 در هزار سوبیتلین و 5/0 و 1 درصد محلول بردو تفاوتی وجود نداشته و در یک گروه آماری (ef) قرار گرفتند. این پژوهش نشان داد که ترکیبات بیولوژیک میتوانند جایگزین خوبی برای سموم شیمیایی باشند اما باید در دزهای بالاتری استفاده شوند که این در مقایسه با خطرات احتمالی که سموم شیمیایی برای آلودگی زیست محیطی دارد چیزی محسوب نمیشود. اما این کار نیازمند گذشت زمان و آزمایشات مکرر مخصوصا در زمینه کنترل بیماریهای درختان باغی میباشد.
وازههای کلیدی: بیماری پوسیدگی قهوهای، سموم شسمیایی، شکوفههای آلوده، فرآوردههای بیولوژیک، M.laxa
مقدمه
بيماري پوسیدگی قهوهای میوه، پژمردگی شکوفه و بلایت شاخه درختان میوه هستهدار بیمارگرMonilinia laxa (Aderhold and Ruhland) Honey میباشد (De Cal et al.,1994). که یکی از معمولترین و زیانبارترین بیماریهای است که میوههای هستهدار را تحت تاثیر قرار میدهد (Nasrollanejad and Ghasemnezhad, 2009). خسارتهای ناشی از بیماری پوسیدگی قهوهای مربوط به پوسیدگی میوه در باغ بوده، ولی هنگام انتقال به بازار خسارتهای جدی به میوه وارد میشود و میزان محصول ممکن است در اثر سوختگی گلها در مرحله بلایت شکوفه هم کاهش یابد. در آلودگیهای شدید و در صورت نبود اقدامات مبارزهای مناسب 50 تا 75% از میوهها ممکن است در باغ پوسیده شوند (هاشمیباباحیدری و همکاران، 1386). بسته به شرایط آب و هوایی بلایت شکوفه را میتوان با یک تا سه با بکارگیری قارچکشهای سیستمیک یا حفاطتی در طی دوره شکوفهدهی در باغات میوه هستهدار کنترل کرد (Holb and Schanable, 2005). در طی سالهای 1970 بنومیل و دیگر قارجکشهای بنزیمیدازول معرفی شده که خسارت پوسیدگی قهوهای را محدود میساختند. از سالهای 1970 به بعد ترکیبات قارچکشی جدیدی توسعه یافت که کارایی زیادی علیه جمعیتهای قارچی مقاوم و حساس به بنومیل داشتهاند (Sisler, 1988). این قارچکشها شامل دیکربوکسامیدها (ایپرودین و وینکولوزین) و بازدارندههای متیلاسیون (تریفورین و مایکلوبوتانیل) میباشند. ایپرودین برای کنترل بیماریها روی چمن، سبزی و میوهجات موثر بوده که سمیت بالای علیه قارچهای هدف داشته است. ایپرودین و تیوفانات متیل برای کنترل پوسیدگی قهوهای ایجاد شده بوسیله گونههای Monilini spp و کپک خاکستری ایجاد شده بوسیله Botrytis cinerea pers استفاده شده است (Osorio et al.,1993). قارچکشهای بازدارنده متیلاسیون از مواد موثر برای کنترل بلایت شکوفه و پوسیدگی قهوهای میوههای هستهدار در ایالات متحده و نواحی تولید میوه هستهدار در جهان میباشند که باعث عدم سنتز استرول در دیواره سلولی قارچ میشوند (Schnabel et al., 2004). کنترل بلایت شکوفه و پوسیدگی قهوهای توسط این قارچکشها وابسطه به تعداد دفعات بکارگیری آنها میباشد این قارچ به قارچکشهای گروه بنزیمیدازول و اخیراً قارچکشهای بازدارنده متیلاسیون استرول مقاوم شدهاند. در این میان قارچکشهای که هنوز M.fructicola به آن مقاوم نشده میتوان به بازدارندههای کینونی اشاره کرد که نسبت به بازدارندههای سنتز استرول بیماری پوسیدگی قهوهای را بهتر کنترل میکنند (Scnabel et al., 2004). مقاومت پوسیدگی قهوهای در ارتباط با تعدادی از قارچکشها مشاهده شده است و این زمینه را برای پژوهشهای جهت کنترل تناوبی پوسیدگی قهوهای فراهم ساخته است (Melgarejo et al., 1986). از طرفی نگرانی عمومی در مورد بقای قارچکشی در محصولات غذایی و محیط زمینه را برای مطالعات استراتژیهای تناوبی کنترل بیماریها شدت بخشیده است (Lee et al., 2006). کنترل بیولوژیک با استفاده از میکروارگانیسمهای آنتاگونیست یک روش کنترلی در تناوب با قارچکشها است که یک روش پایهای اکولوژیکی در مدیریت تلفیقی آفات در کشاورزی پایدار در سیستمهای تولید محصولات زراعی را فراهم میآورد (Cook and Granados, 1991). میکروارگانیسمای همچونBacillus, Pseudomonas, Trichoderma اغلب برای کنترل B.cinerea توسعه و به صورت بستههای تجاری درآمدهاند (Paulitz and Belanger, 2001). کنترل بیولوژیک پوسیدگی قهوهای به سالای 1960 بر میگردد. Jenkins ((1968 دریافت که برخی از باکتریها هیفهای گونههای مونیلیا را تجزیه و نابود میسازند این باکتریها همچنین مقدار معینی از آنتیبیوتیکها را تولید میکنند .بعد از این کشف موفقیتآمیز از، باکتریهای B.subtilis, B.cereus آنها با موفقیت جهت ممانعت از پوسیدگی قهوهای میوههای هستهدار در طی انبارداری استفاده شدند (Pusey and Wilson, 1984). بهترین آنتاگونیستهای قارچی همچونAureobasidium pullulans, Epicoccum nigrum ,Trichoderma sp ندرتا روی میوههای آلوده به Monilia یافت میشود (Hong et al., 2000). هدف از این آزمایش بررسی میزان کنترل بلایت شکوفه با عاملM. laxa توسط ترکیبات شیمیایی و بیولوژیک و مقایسه آنها میباشد.
مواد و روشها:
آزمایش در یک باغ تحقیقاتی در روستای حاجی کلاته شهرستان علیآباد انجام شد که در آن از قارچکششیمیایی محلول بردو EC35% با غلظتهای ۵/۰، ۱، ۵/۱، و ۲ درصد از ماده موثره و ترکیبات بیولوژیک تریکودرمین و سوبتیلین با غلظتهای ۲، ۳، ۴، ۵ در هزار در کنترل بلایت شکوفه ایجاد شده بوسیله M.laxa استفاده شد. ترکیبات بیولوژیک از شرکت کشت و صنعت تلفیق دانه تهران تهیه شد.
هر گرم فراورده سوبتیلین حاوی 8+۱۰×۱ واحد اسپور باکتری B.subtilis و هر گرم تریکودرمین حاوی 6+۱۰×۱ (کنیدی در هر گرم وزن خشک ) گونه T.harzianum میباشد. سمپاشی درختان با یک سمپاش پشتی موتوری صورت گرفته و برای هر درخت تقریباً ۵/۳ لیتر محلول سم استفاده شد. درختان مورد پژوهش شلیل ۷ ساله رقم کرست بوده و در فاصله ۳×۶ متری از یکدیگر کشت شده بودند. سمپاشیها در طی سه مرحله زمانی مختلف دی و اسفندماه سال 1389 و فرودین ماه سال 1390 انجام شد. آمار برداری آن نیز ۷ روز بعد از آخرین مرحله سمپاشی در 23 فروردین صورت گرفت و برای تخمین درصد آلودگی شکوفهها از چهار سمت درخت شاخهای به تصادف انتخاب، در مجموع صد شکوفه را شمرده و درصد آلودگی از طریق فرمول زیر تخمین زده شد.
آلودگی%: تعداد شکوفه آلوده / کل شکوفه ها ×۱۰۰(Luo et al., 2005)
آزمایش در قالب طرح فاکتوریل بر پایه بلوک کامل تصادفی با 4 تیمار و سه تکرار (تک درخت) انجام شد. تجزیه واریانس و مقایسه میانگین دادهها در سطح احتمال 5% به روش دانکن و با استفاده از نرمافزار SAS (ver 9.1) انجام شد.
نتایج و بحث
جدول تجزیه واریانس 1 میزان تاثیر سم شیمیایی بردو و فرآورده بیولوژیک تریکودرمین و سوبتیلین در کنترل بلایت شکوفه شلیل را نشان میدهد .بر این اساس اثرات ساده سموم و اثر متقابل سموم و غلظت به ترتیب در سطح احتمال 1% و 5% معنیدار بوده حال آنکه بین غلظت سموم و بلوکهای آزمایشی اختلاف معناداری وجود نداشته است.
جدول 1- تجزیه واریانس تاثیر قارچکش شیمیایی بردو و بیولوژیک تریکودرمین و سوبتیلین در کنترل بیماری بلایت شکوفه شلیل
منابع تغییرات
درجه آزادی
میانگین مربعات

نوع سم
3
**472/651

غلظت سم
3
ns805/23

بلوک
2
*083/30

نوع سم × غلظت سم
9
ns0462/27

خطای آزمایش
30
81/9

ضریب تغییرات(CV)
65/24

ns,*,** به ترتیب معنیدار در سطح 1%و5% و غیر معنیدار
شکل 1 نمودار مقایسه میانگین غلظتهای مختلف سم بردو و ترکیبات بیولوژیک تریکودرمین و سوبتیلین را نشان میدهد
 
شکل 1- اثر سموم مختلف قارچکش و ترکیبات بیولوژیک در کاهش درصد آلودگی بیماری بلایت
حروف غیرمشابه نشاندهنده اختلاف معنیدار 1% بر اساس آزمومن مقایسه میانگین چنددامنهای دانکن میباشد
1، 2، 3 و 4 به ترتیب افزایش غلظت ترکیبات بیولوژیک و سم بردو میباشد

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره بررسي و مداخله بيماران مبتلا به اختلالات شنوايي و تعادلي

دسته بندی: علوم پزشکی

تحقیق درباره بررسي و مداخله بيماران مبتلا به اختلالات شنوايي و تعادلي

محصول * تحقیق درباره بررسي و مداخله بيماران مبتلا به اختلالات شنوايي و تعادلي * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 41
 
بسمه تعالی
کتاب 2010 پرستاری برونر- بیماری های گوش
ترجمه: رضا نوروززاده، خرداد 1390
بررسي و مداخله بيماران مبتلا به اختلالات شنوايي و تعادلي
اهداف يادگيري
بعد از اتمام اين فصل، فراگير قادر خواهد بود :
روش هاي بررسي و تشخيص اختلالات شنوايي و تعادلي را توصيف نمايد.
تظاهراتي را كه ممكن است توسط فرد مبتلا به اختلال شنوايي گزارش شود فهرست نمايد.
روش هاي برقراري ارتباط موثر با فرد مبتلا به اختلال شنوايي را تعيين كند.
مشكلات گوش خارجي ، مياني و داخلي را از يكديگر تمييز دهد.
عناوين آموزشي مورد نياز براي بيماران تحت جراحي گئش مياني و ماستوئيد را توصيف نمايد.
انواع مختلف اختلالات گوش داخلي، تظاهرات باليني، تشخيص و مداخله آن ها را توصيف نمايد.
بسمه تعالی
کتاب 2010 پرستاری برونر- بیماری های گوش
ترجمه: رضا نوروززاده، خرداد 1390
ص 1801 تا انتهاي فصل 59
فصل 59
واژه نامه
اوتيت مدياي حاد: التهاب گوش مياني به مدت كمتر از 6 هفته
كولسئاتوم: تومور گوش مياني يا ماستوئي يا هر دو مورد كه مي تواند منجربه تخريب استخوان تمپورال گردد.
اوتيت مدياي مزمن: دوره هاي تكرار شونده اوتيت مدياي حاد كه مي تواند منجربه آسيب برگشت ناپذير بافتي و سوراخ شدگي دائمي پرده صماخ گردد.
كاهش شنوايي هدايتي: كاهش شنوايي است كه در آن به دليل انسداد يا فرايند بيماري ، انتقال صوتي كافي به گوش مياني متوقف مي گردد.
كري: كاهش شنوايي جزئي يا كامل
گيجي: تغيير حس آگاهي در فضا
هيدروپس آندولنفاتيك: اتساع فضاي آندولنف گوش داخلي ، وضعيتي مرتبط با بيماري منير است.
اگزوستوز: برجستگي هاي كوچك، سفت و استخواني در قسمت تحتاني خلفي كانال شنوايي
لابيرنتيت: التهاب لابيرنت گوش داخلي
بيماري منير: وضعيتي در گوش داخلي كه ترياد آن سرگيجه دوره اي، وزوزگوش و كاهش شنوايي حسي عصبي نوساني است.
افيوژن گوش مياني: مايع در گوش مياني بدون شواهدي از عفونت
ميرينگوتومي( يعني، تيمپانوتومي): برش پرده صماخ
نيستاگموس: حركات غير ارادي ريتميك چشم
اسيكولوپلاستي: ترميم جراحي استخوان هاي گوش مياني براي بازگرداندن شنوايي
اوتالژي: احساس پري يا درد در گوش
اوتيت خارجي: التهاب كانال شنوايي خارجي
اتوره:ترشح از گوش
اتواسكلروز: وضعيتي است كه در بافت اسفنجي غير طبيعي اطراف استخوان ركابي تشكيل مي شود.
پير گوشي: كاهش پيشرونده شنوايي مربوط به سن
رينوره: ترشح از بيني
كاهش شنوايي حسي- عصبي: كاهش شنوايي مربوط به آسيب نهايي ارگان شنوايي يا عصب زوج 8 يا هر دو
وزوز گوش: ادراك ذهني صوت با منشاء داخلي يا احساس صداهاي ناخواسته در سر يا گوش
تمپانوپلاستي: ترميم جراحي پرئخ صماخ
سرگيجه: هذيان حركتي كه در آن فرد يا پيرامون در حال حركت احساس مي گردد.
گوش يك ارگان حسي با عملكرد دو گانه يعني شنوايي و تعادل است. حس شنيدن براي تكامل طبيعي و انجان تكلم و برقراري ارتباط با سايرين ضروري است. تعادل يا توازن براي انجام حركات بدن، وضعيت گيري و هماهنگي اهميت دارد. به دليل ساختار و عملكرد ظريف گوش، كشف زود به هنگام و تشخيص دقيق اختلالات شنوايي براي حفظ شنوايي و تعادل طبيعي ضرورت پيدا مي كند. تشخيص و درمان اين اختلالات نياز به كادر بهداشتي درماني حرفه اي مانند متخصصين گوش و حنجره، متخصصين داخلي و پرستاران دارد. پرستاران مي توانند در تخصص گوش و حنجره گواهي اخذ نمايند. اين فصل بررسي و مداخله اختلالات شنوايي و تعادلي رايج در بزرگسالان را پوشش مي دهد. مقاله اتولانگولوژي اطفال اطلاعاتي راجع به اختلالات مربوط به كودكان ارائه مي دهد.
بررسي گوش
مروري بر آناتومي و فيزيولوژي:
جمجمه مغز و ساختارهاي پيرامون آن را در برگرفته و محافظت نموده و اتصال عضلات مختلف مسئول كنترل حركات سر و فك را ايجاد مي كند. هشت استخوان جمجمه شامل: استخوان پس سري، استخوان پيشاني، دو استخوان آهيانه، دو استخوان گيجگاهي ، استخوان اسفنوئيد(پروانه اي) و استخوان اتموئيد(پرويزني) . بعضي از اين استخوان ها حاوي سينوس ها ( حفرات مفروش با غشاء مخاطي متصل به حفره بيني ) هستند. گوش ها در دو طرف جمجمه تقريبا در سطح چشم قرار گرفته اند.

آناتومی گوش خارجی:
گوش خارجی شامل لالاه گوش و کانال شنوایی خارجی می باشد( شکل 1-59). گوش خارجی توسط یک صفحه دیسکی شکل بنام پرده صماخ از گوش میانی جدا می شود.
لاله گوش
لاله گوش توسط پوست که بیشتر آن غضروف است بجز چربی و بافت یر جلدی نرمه گوش به کنار سر متصل می شود. لاله گوش امواج صوتی را جمع آوری کرده و ارتعاشات را به کانال شنوایی خارجی هدایت می کند. طول تقریبی کانال خارجی شنوایی 2/5 سانتی متر است. یک سوم انتهای آن غضروف ارتجاعی و ساختار فیبری متراکم است که به آن پوست متصل می گردد. دو سوم داخلی آن استخوان پوشیده شده توسط پوست نازک است. کانال خارجی گوش به پرده صماخ ختم می شود. لوله استاش دارای طول تقریبی 35 میلی متر و قطر 1 میلی متر گوش میانی را به نازوفارنکس متصل می کند. به طور طبیعی، لوله استاش مسدود می شود اما با عمل عضله tensor velli pallatine وقتی فرد مانور والسالوا انجام داده، خمیازه کشیده و یا عمل بلع انجام دهد باز می شود. لوله استاش ترشحات طبیعی و غیر طبیعی گوش میانی را درناژ کرده و فشار گوش میانی را با اتمسفر متوازن می کند.
پرده صماخ:
پرده صماخ دارای قطر تقریبی 1 سانتی متر و خیلی نازک می باشد. به طور طبیعی خاکستری نقره ای و شفاف است. شامل سه لایه می باشد: لایه خارجی در ادامه پوست کانال شنوایی ، لایه میانی فیبروزی و لایه داخلی که مخاطی است. تقریبا 80 درصد پرده صماخ شامل سه لایه و پارس تنسا نامیده می شود. 20 درصد باقی مانده فاقد میانی و پارس فلاسیدا می باشد. عدم وجود لایه فیبروزی میانی پارس فلاسیدا را نسبت به پارس تنسا به اختلالات پاتولوژيک آسیب پذیر تر می کند.
محدوده های قابل تشخیص شامل آنولوس( حاشیه فیبروزی که پرده صواخ را به استخوان گیجگاهی متل می کند)،زائه کوچک استخوان چکشی، زائده بلند استخوان کشی، ناف استخوان چکشی( به مرکز پرده صواخ اتصال می یابد)، پارس فلاسیدا و پارس تنسا می باشند( شکل 2-59). پرده صماخ گوش میانی را محافظت نموده و ارتعاشات صوتی را از کانال خارجی به استخوانچه ها منتقل می کند. فشار صوت در نتیجه انتقال از فضای بزرگتر به محیط کوچکتر تا 22 برابر تقویت می شود.
استخوانچه ها:
گوش میانی شامل سه استخوانچه است: چکشی، سندانی و رکابی. استخوانچه توسط مفاصل، عضلات و لیگامان ها در جای خود قرار گرفته و به انتقال صوت کمک می کند. دو سوراخ( دریچه بیضی و

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره بررسی اثرات سطوح مختلف مکمل E سلنوویت بر پاسخ سیستم ایمنی هومورال طیور تخمگذار در اوایل دوره تخمگذاری تحت شرایط استرس گرمایی

دسته بندی: علوم پزشکی

تحقیق درباره بررسی اثرات سطوح مختلف مکمل E سلنوویت بر پاسخ سیستم ایمنی هومورال طیور تخمگذار در اوایل دوره تخمگذاری تحت شرایط استرس گرمایی

محصول * تحقیق درباره بررسی اثرات سطوح مختلف مکمل E سلنوویت بر پاسخ سیستم ایمنی هومورال طیور تخمگذار در اوایل دوره تخمگذاری تحت شرایط استرس گرمایی * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 18
 
بررسی اثرات سطوح مختلف مکمل E- سلنوویت بر پاسخ سیستم ایمنی هومورال طیور تخمگذار در اوایل دوره تخمگذاری تحت شرایط استرس گرمایی
The Effect of different levels E- selenovit supplements on humoral immune response of laying hens during early laying period under heat stress condition
چکیده
آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با استفاده از 150 قطعه مرغ تخمگذار نژاد لوهمن سفید در اوایل دوره تخمگذاری در پنج تیمار شامل ( صفر، 35، 65، 80 و 100 میلی گرم مکمل E- سلنوویت در کیلوگرم جیره) در پنج تکرار ( هر تکرار شامل 6 قطعه) در 25 واحد آزمایشی با جیره متوازن به مدت 8 هفته به مورد اجرا گذاشته شد. در هفته چهارم آزمایش از هر تکرار یک مرغ به طور تصادفی انتخاب و 2/. سی سی از محلول SRBC 9% به آنها تزریق شد. یک هفته بعد از تزریق برای تعیین تیتر آنتی بادی از این مرغ ها خونگیری به عمل آمد. واکسن نیوکاسل دو هفته قبل یعنی در اوایل دوره آزمایش به مرغ ها تزریق شده بود، یک خونگیری دیگر نیز برای تعیین تیتر آنتی بادی علیه ویروس نیوکاسل انجام شد. همچنین در هفته آخر آزمایش به منظور شمارش گلبول های سفید از هر تکرار یک قطعه (5 قطعه به ازای هر تیمار) انتخاب و مقدار 2 میلی لیتر خون گرفته شد. نمونه های خون جهت تهیه گستره خونی و سپس جهت بررسی درصد لمفوسیت، منوسیت، هتروفیل، ائوزینوفیل و بازوفیل به آزمایشگاه ارسال شدند. میزان تیتر آنتی بادی علیه گلبول قرمز گوسفند با روش هموآگلوتیناسیون و تیتر آنتی بادی علیه آنتی ژن ویروس نیوکاسل با روش ممانعت از آگلوتیناسیون مورد آزمایش و اندازه گیری قرار گرفتند. نتایج آزمایش نشان داد که میزان آنتی بادی علیه گلبول قرمز گوسفند و ویروس نیوکاسل به شکل معنی داری تحت تاثیر مکمل E- سلنوویت قرار گرفت (05/0>P). با افزایش میزان مکمل E- سلنوویت میزان پاسخ سیستم ایمنی نیز افزایش یافت. مکمل E- سلنوویت در سطح 100 میلی گرم در کیلوگرم خوراک بهترین تاثیر را بر روی سیستم ایمنی هومورال نشان شد. به طور کلی می توان نتیجه گرفت که مصرف مکمل E- سلنوویت در بالا بردن فعالیت سیستم ایمنی مرغان تخمگذار نقش بسزائی داشت بطوریکه تیتر پادتن خون مرغان آزمایشی در تیمار پنجم (100 میلی گرم در کیلوگرم) که از سطوح بالای مکمل استفاده کرده بودند، در مقایسه با مرغان گروه شاهد بالاتر بود (05/0>P).
کلمات کلیدی : استرس گرمایی، مرغان تخمگذار، سیستم ایمنی، مکمل E- سلنویت
The Effect of different levels E- selenovit supplements on humoral immune response of laying hens during early laying period under heat stress condition
Moradi kor, N.1, Ziaei, N.2*, Esfandiar pour, E.3, Sadeghi, S.4
1 M.sc. of Animal Physiology and Researcher of Iranian Society of physiology and pharmacology, Iran
2 Department of Animal Science, Faculty of Agriculture, University of Jiroft, Iran.
3 Department of Animal Science, Rezvan junior college of Agriculture, Kerman province, Kerman, Iran.
4 Department of Clinical Sciences, Network of Veterinary Medicine, Baft city, Iran.
* Corresponding Author: Nemat Ziaei, Department of Animal Science, Faculty of Agriculture, University of Jiroft, Iran.Tel: 09155591176, E-mail address: Nematziaei@yahoo.com
Abstract
A completely randomized design experiment consisting 5 treatments with 5 replicates (6 birds per replicate) was carried out by allotting 150 white Lohman laying hens at 18 weeks old. The experimental diets were prepared by addition of different levels of E-selenovit supplement (0.0, 35, 65, 80 and 100 mg / kg of feed) to the diets. At the 4th week of the experiment, 5 hens were randomly selected from each group (1 from each replicate) and injected with 0.2 ml of 9% suspension of sheep erythrocytes (SRBC). One week after SRBC injection, blood was taken from selected hens using jugular venipuncture, and serum was separated and evaluated for antibody titer. Newcastle vaccine two weeks before the beginning of the experiment were injected, an sampling was performed to determine the antibody titer against Newcastle disease virus. At the end of experiment 5 hens per treatment were selected and 2 ml of blood was taken for count white blood cells. Antibody titers against Sheep Red Blood Cells and Newcastle Desease virus, evaluated. SRBC and ND titers, were significantly affected by different levels of E-selenovit supplementation. The results indicated that inclusion of E-selenovit had a significant effect on humoral immune system of laying hens (P<0.05). Addition of E-selenovite significantly increased (P<0.05) antibody titrations against Newcastle disease and it was higher in treatment five (100 mg/kg) compared with control group. These results showed that E- selenovit supplements can improve immune response of laying hens under heat stress condition and a more positive effect was observed when 100 mg/kg E-selenovite added to the diet.
Key words: Heat stress, Laying hens, Immune system, E- selenovit
مقدمه
در راستای تامین نیاز پروتئین جمعیت رو به افزایش کشور، محققین علوم دامی همواره سعی و تلاش وافری در امر افزایش تولیدات در کوتاه ترین زمان ممکن و با صرف حداقل هزینه و کمترین عوارض جانبی نموده و در دهه های اخیر توجهات خود را به استفاده از افزودنی های غذایی در جیره طیور جهت افزایش تولیدات طیور معطوف داشته اند. یکی از مسائل مهم در صنعت مرغداری در فصل گرم سال تنش گرمایی و مقابله با آن است. مشاهده شده است دمای محیطی بیشتر از 32 درجه سلسیوس اثرات مخربی روی عملکرد به ویژه، خوراک مصرفی مرغ های تخمگذار دارد. در واحدهای پرورش طیور 75 – 70 درصد هزینه های پرورش را خوراک تشکیل می دهد (1). مکمل های معدنی و ویتامینی 2 درصد از هزینه خوراک را در بر می گیرند، اما به دلیل نقش بسیار مهم آنها در اعمال متابولیکی بدن نیازمند توجه ویژه ای در جیره نویسی و تغذیه طیور می باشند(15). کاهش استرس گرمایی باعث بهبود عملکرد تولیدی طیور می شود. یک استراتژی تغذیه ای برای این امر استفاده از مکمل های معدنی و ویتامینی می باشد که در این تحقیق مکمل E- سلنوویت مورد استفاده قرار گرفت. در صنعت طیور افزایش کارکرد سیستم ایمنی برای مقابله با بیماری های عفونی بسیار حائز اهمیت

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره بررسی ارتباط بین سلامت معنوی و کیفیت زندگی در بیماران تحت درمان

دسته بندی: علوم پزشکی

تحقیق درباره بررسی ارتباط بین سلامت معنوی و کیفیت زندگی در بیماران تحت درمان

محصول * تحقیق درباره بررسی ارتباط بین سلامت معنوی و کیفیت زندگی در بیماران تحت درمان * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 16
 
بررسی ارتباط بین سلامت معنوی و کیفیت زندگی در بیماران تحت درمان با
چكيده
مقدمه و هدف:. سلامت معنوی از جنبه‌های مهم سلامت است که ممکن است بر کیفیت زندگی تاثیر گذارد. برخي محققان نشان دادهاند كه معنويت ارتباط زيادي با سلامت كلي فرد دارد، به طوري كه مذهب و معنويت بعنوان منابع مهمي جهت سازگاري با وقايع تنش‌زاي زندگي در نظرگرفته مي‌شود .این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بين سلامت معنوی با کیفیت زندگی بیماران همودیالیزی انجام شده است.
روش مطالعه: در این مطالعه توصيفي تحلیلی 72 بیمار تحت درمان با همودیالیز بیمارستان امام حسین(ع) شاهرود در سال 1391 مورد بررسی قرار گرفتند. روش نمونه گیری از نوع در دسترس بود. داده‌ها با استفاده از آمار توصيفي و آزمون‌های آمار استنباطي (ضریب همبستگی پیرسون، تی تست، آزمون آناليز واريانس) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: مطابق با يافته‌هاي پژوهش میانگین نمره کیفیت زندگی (86 درصد) و سطح سلامت معنوی اکثر واحدهاي پژوهش (1/68 درصد) در حد متوسط بود. همبستگی معني‌داري بین نمره کلی سلامت معنوی و کیفیت زندگی مشاهده نگرديد. اما بین بعد سلامت وجودی با ابعاد خستگی، سلامت عاطفی، عملکرد اجتماعی و سلامت عمومی و نیز بین عملکرد اجتماعی با سلامت معنوی همبستگی مثبت و معني‌داری مشاهده گرديد.
نتیجهگیری: انجام پژوهشهای بیشتر به منظور بررسی جنبههای تاثیر گذار برکیفیت زندگی و کشف راهکارهایی جهت بهبود آن توصیه میشود.
واژههای کلیدی: دیالیز، سلامت معنوی، کیفیت زندگی
Title: The relationship between spiritual wellbeing and quality of life in hemodialysis patients
Ebrahimi, H. (PhD), Aashrafi, Z.(MSc) *,Eslampanah,Gh.(BSc), Noruzpur,F.(BSc)
Abstract
Background & Aim: Spiritual health is one of the important aspects of health status that may be influenced QOL. Researchers have shown that Spiritual of a relationship with a person’s general health, so that religion and spirituality as an important resource for coping with stressful life events is considered. This study aimed to identify the relationship between spiritual well-being and quality of life in hemodialysis patients.
Methods: In this descriptive analytic study, 72 hemodialysis patients were selected using available sampling method. Information was collected by spiritual health and quality of life questionnaires. Data were analyzed by using descriptive and analytic statistics (Pearson correlation coefficient, t test, ANOVA).
Results: Spiritual wellbeing and QOL scores were mediocre among selected patients. There wasn’t a significant relationship between spiritual wellbeing and QOL. But there was a significant positive correlation between spiritual existential aspect of well-being and Dimensions of fatigue, emotional health, social functioning and general health and social performance. Also social performance was a significant positive correlation with spiritual well-being.
Conclusion: Further research is recommended to investigate the other aspects that may be influenced QOL and explore strategies to improve QOL in hemodialysis patients.
Keywords: Hemodialysis, Quality of life, spiritual wellbeingمقدمه
معنويت كه گاهي افراد آنرا با عنوان سلامت معنوي تعبير مي‌كنند (1) به مثابه آگاهي از هستي يا نيرويي فراتر از جنبههاي مادي زندگي است و احساس عميقي از وحدت يا پيوند باكائنات را به وجود ميآورد (2). سلامت معنوي داراي دو بعد ميباشد. بعد عمودي شامل ارتباط با ماوراء و بعد افقي شامل ارتباط با ديگران و محيط است. برخي مطالعات بيانگر آن است كه بدون سلامت معنوي، ديگر ابعاد زيستي، رواني واجتماعي نميتواند عملكرد درستي داشته يا به حداكثر ظرفيت خود برسند و در نتيجه بالاترين سطح كيفيت زندگي، قابل دستيابي نخواهد بود (3). در سال‌هاي اخير تحقيقات در گستره وسيعي متوجه اين موضوع گرديده كه مذهب و معنويت چگونه برجنبههاي مختلف سلامت جسمي و رواني موثرند. برخي محققان نشان دادهاند كه معنويت ارتباط زيادي با سلامت كلي فرد دارد، به طوري كه مذهب و معنويت بعنوان منابع مهمي جهت سازگاري با وقايع تنش‌زاي زندگي در نظرگرفته مي‌شود. در واقع معنویت نه تنها بر حالات خلقی و سلامت روانی افراد موثر است، بلکه شرایط جسمانی آنها را نیز بهبود میبخشد (4) و توانايي مقابله بيمار را با وقوع يک بيماري بالا برده و سرعت بهبودي را افزايش مي‌دهد (5). بيماري‌هاي ناتوان كننده و مزمن، فرد را با چالش‌هایی درباره معنا و هدف در زندگي مواجه ميكنند (6). همچنين در طي بيست سال اخير، معنويت درارتباط با فرآيند بررسي كيفيت زندگي مورد تاكيد قرار گرفته است (7). مطالعات بسیاری بر ارتباط معنویت با سلامت جسمی، روانی و ارتقای سازگاری با بیماری دلالت دارند (7). نتایج مطالعه بیک و همکارانش بر روی مبتلایان به ایدز نشان داد کسانی که بر پایه معنویت، معنای زندگی را در بیماری یافته بودند، کیفیت زندگی بهتری در مقایسه با زمان تشخیص بیماری داشته اند (8). همچنین، در مطالعه بروک و همکارانش در مبتلایان به MS، عقاید معنوی و ایمان در سازگاری با بیماری سودمند شناخته شد(9) كيفيت زندگي افراد مبتلا به بيماريهاي مزمن با ويژگيهاي فردي آنها ارتباط دارد و درحقيقت به مهارت‌هاي سازگاري افراد در موقعيتهاي مختلف زندگي، به آنچه قبلاً درباره كنترل خود آموختند، بستگي دارد. از اين‌رو پاسخهاي آنها در رويارويي با شرايط گوناگون زندگي متفاوت است و بيماري جسمي از موقعيتهايي است كه بر اين پاسخ‌ها تأثيردارد (10). از جمله بیماری‌هایی که کیفیت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار میدهد نارسایی مزمن کلیه است که به عنوان اختلال پیشرونده و برگشت ناپذیر عملکرد کلیه تعریف می‌شود (11). امروزه۲ تا 3% مردم جهان مبتلا به اين بيماري هستند (12). در ايران و بسياري از کشورها همودياليز رايجترين روش درمان اين بيماري است (11). براساس سيستم اطلاعات کلي و ايالات متحده، درحدود 90% بيماران مبتلا به نارسايي مزمن کليه تحت درمان همودياليز قراردارند و در 92% غالب بيماران دياليزي، اين روند درماني ترجيح داده ميشود (13). در ايران بيش از 13 هزار بيمار دياليزي وجود دارد و هر ماه 150 هزارجلسه دياليز انجام ميشود (14).
هرچند به واسطه همودیالیز، طول عمر بیماران کلیوی افزایش یافته، اما بیماری بر زندگی آنها تاثیر گذاشته و در مراحل پیشرفته سبب اختلال در وضعیت عملکردی فرد و تغییرات در کیفیت زندگی آنان میشود. بيماران دياليزي با توجه به شرايط جسمي و روحي خاص بيماري شان مشكلات فراواني را تجربه مي‌كنند (15). آنها غالباً نگران آينده غيرقابل پيش‌بيني بيماري خود هستند. اغلب شغل خود را از دست ميدهند و دچار مشكلات مالي ميشوند و همواره به دليل بيماري مزمن دچار افسردگي و ترس از مرگ هستند (16). با اينكه دياليز خوني زندگي بيماران را حفظ ميكند و بر طول عمر آنها ميافزايد، اما بطور كامل نميتواند وظايف كليه را انجام دهد و جانشين آن شود، بنابراین در نارسايي کلیه درمان نميتواند به عنوان هدف واقعي انتخاب شود، بلكه در اينجا رسيدن به بالاترين حد عملكرد و خوب بودن بيمار مهم است به گونه‌اي كه وي توانايي انجام فعاليت‌هاي روزانه را داشته باشد (17).
از آنجایی که بهبود کيفيت زندگي به عنوان مفهومی وسيع اخيراً از مهمترين اهداف درماني به شمار مي‌رود (18) و با در نظر گرفتن نقش سلامت معنوی بیماران، به ویژه بیماران مزمن به نظر ميرسد ارزيابي كيفيت زندگي در بيماران دياليزي و بررسی جنبهها و عوامل تاثیرگذار بر آن، از جمله مفهوم معنويت و سلامت معنوي به عنوان جنبهاي كه كمتر

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره بررسی سلامت مردان در حیطه بیماریهای دستگاه ادراری تناسلی

دسته بندی: علوم پزشکی

تحقیق درباره بررسی سلامت مردان در حیطه بیماریهای دستگاه ادراری تناسلی

محصول * تحقیق درباره بررسی سلامت مردان در حیطه بیماریهای دستگاه ادراری تناسلی * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
 
دانشیار ارولوژی
دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی شهید بهشتی
بررسی سلامت مردان در حیطه بیماریهای دستگاه ادراری تناسلی
مردان نیمی از جامعه انسانی را تشکیل می دهند. به سبب ساختار تفاوت ساختار بدنی و هورمونی و شغلی با زنان بعضی از بیماریها و مشکلات بهداشتی فقط در مردان دیده می شود و بعضی از مشکلات و بیماریها با شیوع بیشتری نسبت به زنان در آنها وجود دارد. یک متخصص ارولوژی (جراح کلیه و مجاری ادراری تناسلی یا ارولوژیست) وظیفه دارد برای درمان بیماریهای مشترک زنان و مردان در حیطه دستگاه ادراری تناسلی فعالیت کند از نمونه آن بیماریهای مربوط به کلیه، حالب و مثانه می باشد. علاوه بر این سهم مهمی از بیماران یک ارولوژیست مربوط به بیماریهای اعضایی می باشد که خاص مردان است مانند بیماریهای غده پروستات، مجرا و آلت تناسلی، بیضه ها و ناتوانی جنسی مردان.
در ابتدا چند نمونه از وضعیت شیوع بیماریهای مرتبط را ذکر می کنم. سرطان کلیه یکی از کشنده ترین سرطان های دستگاه ادراری تناسلی، در سایر نواحی دنیا میزان شیوع این سرطان در آقایان تقریبا دو برابر خانم هاست این نسبت شیوع تقریبا در ایران هم به همین شکل است. سرطان مثانه در مردان ایرانی چهار تا پنج برابر در آقایان شایعتر از خانم هاست این سرطان در سال های گذشته جزو چهار سرطان شایع مردان بوده است. سرطان پروستات که خاص آقایان است نیز جزء چــــهار سـرطان شـایع آقایان می باشد. سرطان بیضه در مردان بین 40 – 15 سال شایع است. غده پروستات جزو دستگاه ادراری تناسلی مردان است که بیماریهای آن بسیار شایع است و بصورت شایع در جوانی با بیماری پروستاتیت مزمن گرفتار می شوند از دهه 50 به بعد بزرگی خوش خیم پروستات شروع به خودنمایی می کند و هر چه سن بالاتر می رود شیوع آن بیشتر می شود بطوریکه نیمی از مردان 50-60 ساله از نظر بافت شناسی مبتلا به این بیماری می باشند و از هر 4 مرد این سنین یک نفر دچار علائم بالینی بزرگی خوش خیم پروستات می شود در سنین بالای 70 سال بیشتر از 80% مردان مبتلا به این بیماری هستند. سرطان پروستات هم بیماری سنین بالای دهه 50 می باشد هرچند با شیوع خیلی کمتر در سنین پایین تر هم ممکن است دیده شود. اکنون به صورت خلاصه به علائم و نشانه ها و بررسی تشخیصی و درمانی این بیماریها می پردازیم.
پروستاتیت حاد:
این بیماری معمولا به صورت بسیار حاد و شدید بروز می کند بیماران دچار تب و لرز می شوند و از درد ناحیه مقعد و لگن و یا پشت شاکی می باشند. علائم ادراری بصورت سوزش و تکرر ادرار می باشد. تشخیص آن با علائم و آزمایش ادرار و خون می باشد بایستی فورا درمان آنتی بیوتیکی شروع شود و گاهی لازم است بستری و درمان آنتی بیوتیک تزریقی دریافت کنند.
پروستاتیت مزمن:
بیماری بسیار شایعی در مردان است. از هر 10 مرد 2 نفر دچار این بیماری در طول زندگی می شوند. بیشترین شیوع آن در سنین بین 30 تا 50 سال می باشد ولی در هر سنی ممکن است رخ دهد.
سه نوع عمده دارد. نوع اول پروستاتیت مزمن باکتریایی است که عفونت مزمن پروستات عامل آن است. نوع دوم پروستاتیت مزمن غیر باکتریایی التهابی است که عامل باکتریایی ندارد ولی در بررسی ها عوامل التهابی (گلوبول سفید در ادرار) وجود دارد. نوع سوم پروستاتیت مزمن، به عنوان علائم درد مزمن لگنی هم شناخته می شود که عامل باکتریایی و التهابی در ادرار یافت نمی شود. نوع سوم بسیار شایع تر از نوع اول است به صورت کلی علائم بیماران پروستاتیت مزمن بصورت درد یا ناراحتی به مدت سه ماه یا بیشتر در یکی یا بیشتر از نواحی زیر باشد.
درد یا احساس ناراحتی به مدت سه ماه یا بیشتر در یک یا بیشتر از یک محل
بین مقعد و بیضه ها
ناحیه پایینی شکم
آلت تناسلی
بیضه ها
ناحیه کمر
سایر علائم که ممکن است دیده شود درد حین یا بعد از انزال. گاهی درد یا ناراحتی به صورت یکی از موارد زیر است.
درد در مجرا حین یا بعد از ادرار کردن
درد در آلت حین یا بعد از ادرار کردن
تکرر ادرار (تعداد دفعات ادرار کردن افزایش می یابد)
احساس فوریت در ادرار کردن (بایستی زود خود را به دستشویی برساند)
جریان ادرار ضعیف یا قطع و وصل شدن ادرار
تشخیص این بیماری با شرح حال پزشک (می تواند ارولوژیست باشد) معاینه یا آزمایش ادرار و خون و سونوگرافی (برای رد کردن سایر بیماریها) می باشد. درمان پروستاتیت مزمن معمولا طولانی و سخت است در بعضی موارد آنتی بیوتیک طولانی مدت بهمراه داروهای دیگر برای درمان لازم است. همراه آن نشستن در آب گرم و روشهای درمان فیزیکی هم کمک کننده است. تغییر در رژیم غذایی می تواند در بهبود نقش داشته باشد.
بیماری بزرگی خوش خیم پروستات:
غده پروستات درست زیر مثانه است و مجرای ادرار از میان آن می گذرد این غده در دو مرحله رشد می کند. مرحله اول در حین بلوغ و پیدا شدن صفات ثانوی جنسی در مرد است و مرحله دوم پس از 25 سالگی می باشد بیماری بزرگی خوش خیم پروستات ناشی از رشد در این مرحله دوم می باشد و قسمتی پروستات بزرگ می شود مجرای ادرار را می فشارد و ادرار به سختی از آن عبور می کند. مثانه برای دفع ادرار انقباض قوی تر انجام می دهد که باعث ضخیم شدن مثانه می شود اگر نادیده گرفته شود، بتدریج مثانه آسیب غیر قابل برگشت پیدا می کند و باعث پیدا شدن سنگ مثانه و نارسایی کلیه به علت برگشت ادرار از مثانه به کلیه ها می شود. بزرگی خوش خیم پروستات شایعترین تومور خوش خیم مردها شناخته می شود. علت آن بخوبی شناخته نشده است ولی مسن شدن و هورمونهای مردانه باعث این بیماری می شود.
بزرگی خوش خیم پروستات بندرت قبل از سن 40 سالگی باعث علامت در مردان می شود ولی در سنین بالاتر همانطور که گفته شد علائم بسیار شایع است بطوریکه بیشتر از نصف مردان 50-70 سال و 90 درصد مردان مسن تر از 80 سال از علائم این بیماری رنج می برند.
چه کسانی بیشتر مبتلا به این بیماری می شوند: کسانی که سابقه فامیلی این بیماری را دارند، افراد چاق، بیماری قلبی، بیماری مرض قند و عدم فعالیت ورزشی بیشتر مبتلا می شوند.

دانلود + ادامه مطلب

مقاله درباره بررسي اختلالات هدايت اعصاب محيطي و الكتروميوگرافي دركودكان مبتلا به

دسته بندی: علوم پزشکی

مقاله درباره بررسي اختلالات هدايت اعصاب محيطي و الكتروميوگرافي دركودكان مبتلا به

محصول * مقاله درباره بررسي اختلالات هدايت اعصاب محيطي و الكتروميوگرافي دركودكان مبتلا به * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
 
بررسي اختلالات هدايت اعصاب محيطي و الكتروميوگرافي دركودكان مبتلا به
پلي نوروپاتي حاد التهابي و ارجاعي به بيمارستان گلستان اهواز
در سالهاي 86- 1383
خلاصه
مقدمه: پلي نوروپاتي حاد التهابي ريشه هاي عصبي ١ و سندرم گيلـن باره شايع ترين علت ضعف عمومي عضلاني است که با اختلالات سيستم ايمني بيمار مرتبط مي‌باشد. معمولاً علائم ضعف و فلج در هفته‌هاي اول به سرعت پيشرفت مي‌نمايد. يافته‌هاي الكتروفيزيولوژي نقش مهمي در تشخيص و پيش آگهي اين بيماران دارند. لذا اين مهم است كه بتوان تظاهرات باليني و اختلالات آزمايشگاهي را با آسيب زايي بيماري و يافته‌هاي الكتروفيزيولوژيك مرتبط نمود. علي الخصوص كه بر خلاف پلي نوروپاتي هاي ارثي،‌پلي نوروپاتي هاي اكتسابي بهتر قابل درمان هستند. از سوي ديگر با توجه به اينكه نوروپاتي‌هاي اكتسابي حاد روندي فعال دارند،‌ براساس زمان مراجعه بيمار و روند تخريب اعصاب محيطي،‌ يافته‌هاي الكتروفيزيولوژي متفاوتي بدست خواهد آمد. با توجه به تفاوتهاي موجود در شكل اختلالات رشته‌هاي اعصاب در اين بيماران ، شناخت و توصيف تظاهرات الكتروفيزيولوژيك براي تشخيص وتعيين وضعيت بيماريزايي مهم است.
روش: در اين مطالعه تعداد30 بيمار كه با تشخيص احتمالي پلي نوروپاتي حاد التهابي ريشه هاي عصبي که در بين سالهاي 1386-1383 به اورژانس و بخش اطفال بيمارستان گلستان اهواز ارجاع شده بودند پس از بررسيهاي باليني لازم و انجام آزمايشات خون و مايع مغزي- نخاعي و کنار گذاشتن ساير علل فلج شل حاد ، مورد بررسي هدايت عصبي والكتروميوگرافي قرار گرفتند . سرعت هدايت اعصاب پرونئال عمقي و تيبيال اندازه گيري شد و پتانسيل عمل حسي عصب سورال، زمان تاخير در ظهور پتانسيل موجF از اعصاب تيبيال و پرونئال عمقي ثبت شدند. ارتفاع و مدت پتانسيل عمل حركتي کامل2 از عضلات دورکننده شست در كف پا3 و بلند کننده کوتاه انگشتان4 از روي پاي بيماران در درجه حرارت اتاق اندازه گيري شد. آزمايش الكتروميوگرافي با سوزن از عضلات اندام تحتاني و فوقاني بعمل آمد و نتايج بدست آمده ارزيابي گرديدند.
يافته ها: سرعت هدايت عصبي در اغلب بيماران مورد بررسي طبيعي بود. در20-13درصد از بيماران اختلالات در زمان ثبت يا ظهور موجF مشهود بود. در الکتروميوگرافي شايع ترين يافته، کاهش تداخل و فعاليت رشته هاي عضلاني قابل ثبت بود. ارتفاع پتانسيل عمل عصب سورال در اغلب بيماران طبيعي بود ولي ارتفاع پتانسيل عمل عضلات کف پا کاسته و مدت آن طولاني شده بود.
نتيجه گيري: اختلالات هدايتي شايع ترين يافته الکتروفيزيولوژيک در بيماران مورد تحقيق بود و با توجه به طيف اطلاعات الکتروفيزيولوژيک بدست آمده ميتوان هم به منظور تاييد تشخيص باليني و هم در طبقه بندي و تعيين زير مجموعه هاي بيماري پلي نوروپاتي حاد ريشه هاي عصبي و پيش آگهي بيماري ازآنها استفاده نمود.
كليد واژه گان: نوروپاتي التهابي ريشه هاي عصبي، الکتروميوگرافي، هدايت عصبي، پتانسيل عمل،کودکان
1-Acute Inflammatory Demyelinating Polyradiculopathy
2- Compound Muscle Action Potential (CMAP)
3- Abductor Hallucis muscle
4-Extensor Digitorum Brevis muscle
* استاديار، متخصص طب فيزيکي و توانبخشي، دانشگاه علوم پزشکي جندي شاپور اهواز
** دانشيارگروه اطفال، دانشگاه علوم پزشکي جندي شاپور اهواز
نويسنده مسؤل
دريافت مقاله: 16/8/1386 دريافت مقاله اصلاح شده: 25/12/1386 اعلام قبولي: 18/4/1387
مقدمه
پلي نوروپاتي حاد التهاب ي ريشه هاي عصبي همراه با تخريب غشاء ميلين رشته هاي اعصاب يا سندرم گيلن ب باره تقريبا شايع ترين اختلال اعصاب محيطي کودکان مي باشد که با واسطه اختلال سيستم ايمني ايجاد مي شود و با ريشه کني تقريبي فلج اطفال بيشترين عامل فلج حاد شل و از بين رفتن رفلکس هاي بيماران مي اشد.فلج معمولا در روزها يا هفته هاي اول بد نبال يک عفونت غير مشخص ايجاد شده و پيشرفت مي نمايد و اختلالات حسي مشخص به همراه افزايش پروتئين در مايع مغزي و نخاعي با تعداد سلول طبيعي، پديد مي آيند(1و2و 3و4). تخريب بافت ميلين بصورت قطعه قطعه رخ ميدهد که همراه با نفوذ سلولهاي التهابي به منطقه گرفتار ميباشد، ليکن تخريب رشته هاي اکسون کمتر اتفاق مي افتد مگر اينکه شدت واکنش التهابي شديد باشد(3و5). البته انواعي از سندروم گيلن باره با گرفتاري اکسون ها وجود دارد که بدون وجود واکنش التهابي شديد تخريب اکسون ها رخ مي دهد(3).در مواردي از بيماري که سيستم اعصاب مرکزي درگير ميشوند تخريب اکسون ها حتما ايجاد ميشود (5).در دوسوم از بيماران يک بيماري عفوني حاد در دستگاه تنفس يا گوارش گزارش شده است (2و3و4و 6و7و8 ). رد پاي عفونت با,Mycoplasma pneumoniae , Hemophilus influenza ,Epstein-Barr virus campylobacter jejuni در بسياري از موارد مبتلا به سندرم گيلن باره گزارش شده اند. همچنين وقوع اين بيماري بدنبال واکسيناسيون بخصوص هاري، آنفلوآنزاي سواين ، اريون ،سرخک و سرخجه و هپاتيت بيشتر است(9و10 و11 و12 و13 و 14 و15). يافته هاي الکتروميوگرافي تصويري مطابق با درگيري بيماريهاي عصب حرکتي پاييني و سيستم اعصاب محيطي نشان ميدهند. کاهش تعداد واحدهاي حرکتي بدنبال حداکثر انقباض پس از بروز ضعف در اين بيماران مشهود است و بهترين علامت پيش آگهي دهنده در الکتروميوگرافي با سوزن نمايان ميگردد و وقوع علايم قطع عصب نشانه گرفتار شدن بيشتر رشته هاي آکسون نسبت به غشاء ميلين ميباشد که از علايم پيش آگهي بدو بهبودي کند مي باشد(16).
بلوک هدايتي مشخص ترين يافته الکتروفيزيولوژيک است که در 80 درصد اين بيماران گزارش شده است. يکي از روشهاي بررسي هدايت عصبي، ثبت موج F است. موج F يک پتانسيل تحريکي است که پس از تحريک هر قطعه از عصب، موج تحريکي علاوه بر اينکه ماهيچه هاي پايينتر را تحريک مينمايد، ميتواند به سمت بالا و سلولهاي محرکه عصبي در مجاورت نخاع رفته و با انعکاسي حدود سه تا پنج درصد از سلولهاي تحريک شده ، يک پتانسل تحريکي با ارتفاع حدود200-100 ميکرو ولت در عضلات پايين بوجود مي آورد. موج F ابتدا از عضلات پا ثبت گرديد و به همين دليلF ( حرف اول از کلمه لاتين Foot ) ناميده شده است. بيشترين کاربرد کلينيکي موج F به ارزيابي اختلالات رشته هاي عصب در بيماريهايي است که رشته هاي عصب در چند نقطه يا به صورت منتشر، خراب ميشوند، مخصوصا اگر اين قطعه در قسمتهاي بالايي عصب باشد که امکان تحريک و دسترسي به آن به راحتي مقدور نباشد. در سندرم گيلن باره ممکن است از اولين علامتهاي الکترو فيزيولوژيک قابل اندازه گيري، اختلالات در ثبت موج F باشند. تظاهراتي مثل طولاني شدن زمان تاخير در بروز موجF ايجاد ميشود. افت سرعت هدايت عصب تا حدود پنج متر در ثانيه در قطعه گرفتار و پراکنده شدن شکل پتانسيل عصبي و افت ارتفاع آن با تحريک از قسمت بالايي عصب از تظاهرات الکتروفيزيولوژيک اين بيماري هستند(4و17). همچنين هرگاه که تخريب اکسون ها از اولين علامتهاي وقوع سندروم گيلن باره باشد و يا کاهش ارتفاع پتانسيل عمل شديد باشد از علائم پيش آگهي بد و بهبودي ناقص است (4و 15).يکي از زيرگروه هاي سندرم نوروپاتي حاد التهابي ريشه عصبي، نوروپاتي حسي و حرکتي حاد و اکسوني ميباشد که در اين حالت نيز بررسي الکتروفيزيولوژيک با تاييد کردن کاهش شديد ارتفاع پتانسيل هاي عمل حرکتي و حسي و علامت ها قطع عصب وفعاليت هاي خودبخودي در الکتروميوگرافي به تشخيص اين بيماري کمک مي نمايد(4). در ساير زير گروه هاي اين بيماري، يافته هاي الکتروفيزيولوژيک هم از نظر تاييد تشخيص و افتراق از ساير بيماريها و هم از نظر طبقه بندي بيماري و شدت و پيش آگهي بيماري اطلاعات ارزشمندي فراهم مي آورند.(4و15و18و 19و20و 21و 22و23و 24).از سوي ديگر اگر چه اصول بررسي هاي الكترودياگنوستيك در كودكان همانند بالغين ميباشد ولي تفاوتهايي بين آنان وجود دارد كه ناشي از اختلافات فيريولوژيك در اثر رشد و بلوغ رشته هاي عصبي ميباشد. از حدود هفته هاي دهم الي يازدهم جنيني روند تشكيل ميلين اطراف رشته هاي عصب شروع ميشود و تقريباً تا حوالي پنج سالگي كامل ميشود و از حدود هشت تا ده سالگي قطر اكسون ها به اندازه بالغين ميرسند. سرعت هدايت عصب بر اساس طول و قطر اكسون ها، ميزان ضخامت غشاء ميلين، فواصل بين گره هاي رانويه و پهناي آنها تغيير مينمايد (25و 26 ). با تكامل گره هاي رانويه در حدود پنج سالگي است كه فاصله بين گره هاي رانويه به حداكثر ميرسد. سرعت هدايت اعصاب حركتي در نوزدان نارس كمتر از نوزادان ترم است . ولي رابطه اي بين وزن موقع تولد و سرعت هدايت عصبي وجود ندارد (25و27).هدايت عصب در يك نوزاد ترم كامل حدود نصف بالغين است و در چهار سالگي به حدود بالغين ميرسد(17). مطالعات نشان داده اند كه سرعت هدايت عصب و ارتفاع پتانسيل هاي حركتي در طي سال اول تاششم بعداز تولد به سرعت رشد كرده تا به حد ثابت بالغين ميرسد(25و28).وپا طبيعي است ليكن امروزه اين نظريه كنار گذاشته شده و اعتقاد بر اين است كه در بچه ها ثبت اين پتانسيل ها درزمان فرو بردن نيدل در عضله غير طبيعي است ولي شكل موج واحد حركتي و ميزان انقباضات و تداخل واحد هاي حركتي آنان مانند بزرگسالان است. انجام الكتروميوگرافي در كودكان ظرافتهاي خاص خود را دارد و پيشنهاد ميگردد براي ثبت امواج خود بخودي از عضلات اكستانسور اندام ها و براي ارزيابي ميزان انقباض و تداخل واحد هاي حركتي از عضلات فلكسور اندامها الكتروميو گرافي بعمل آيد (25).
روش بررسي
در اين مطالعه طي سالهاي 1383 تا 1386 تعداد 30 بيمار دو تا دوازده ساله پسر و دختر را که به دليل ضعف و فلج شل حاد به اورژانس و بخش اطفال بيمارستان گلستان اهواز مراجعه کرده بودند ، پس از بررسيهاي باليني و آزمايشگاهي (از نظر خون و سرولوژي و مايع مغزي – نخاعي ) و کنار گذاشتن ساير علل فلج شل حاد مثل بيماري فلج اطفال ، بيماريهاي الـتهابي و عفـوني ، مورد ارزيابي الکتروفيزيولوژيک از نظر اندازه گيري سرعت هدايت اعصاب و الكتروميوگرافي قرار گرفتند (جدول 1). اگرچه زمان مراجعه بيماران متفاوت بود ولي بررسي هاي مذكور در هـفـته دوم بعد از شروع بيماري انجام گرفت. اصول استاندارد نمودن ارزيابي ها وكنترل اثر عوامل فيزيولوژيك و محيطي مانند سن و درجه حرارت محيط بر روشهاي اندازه گيري و همينطور روشهاي استاندارد كردن يافته ها بر اساس پيشنهاد گروه ديـمـيـتريو بـود(25و29). بدين منظور از دستگاه الکتروميوگرافي مدلک مدل MS92a استفاده شد. بررسي هاي الکتروفـيزيولوژيک از اندام فوقاني و تحتاني هر دو طرف بيماران بدين صورت بود كه براي اندازه گيري سرعت هدايت عصب پرونئال عمقي ، ثبت از روي عضله کوچک وبلند کننده انگشتان پا صورت گرفت.تحريک در قسمت پايين ساق پا با قرار دادن کاتد در قسمت خارجي تاندون عضله درشت ني قدامي و تحريک قسمت بالاي ساق پا در کمي پايين تر از سراستخوان نازک ني ،انجام شد. الکترود زمين در وسط ساق پا گذاشته شد و پس از محاسبه سرعت هدايت عصب ،اعداد بدست آمده با جداول طبيعي مقايسه و تفسير گرديدند(29و30و31).براي اندازه گيري سرعت هدايت عصب تيبيال، ثبت از عصب پلانتار داخلي و از عضله دور کننده شست پا انجام شد. تحريک پاييني در ناحيه مچ پا و قوزک داخلي و در قسمت بالا در ناحيه پشت زانو و فضاي پوپليته انجام گرديد. الکترود زمين هم در قسمت مياني ساق پا قرار گرفت و پس از محاسبه سرعت هدايت اعداد بدست آمده با جداول طبيعي مقايسه شدند(31و32و33).جهت ثبت پتانسيل عمل عصب سورال ، الکترود گيرنده در پشت قوزک خارجي در محل حداکثر برجستگي قرار داده شد و تحريک عصب در حدود چهارده سانتي متر بالاتر از الکترود گيرنده در کمي خارج تر نسبت به خط وسط ساق پا انجام شد و پس از ثبت و اندازه گيري ارتفاع پتانسيل عملي که بزرگترين ارتفاع را داشت، با اندازه هاي طبيعي مقايسه گرديد(29و34 ). به منظور بدست آوردن زمان تاخير در ثبت موج F از عصب پرونئال عمقي بيماران الکترود گيرنده را روي عضله بلند کننده کوچک انگشتان در پشت پا قرارداده و تحريک عصب پرونئال عمقي هم از محل سر استخوان نازک ني ساق پا در قسمت خارجي تاندون عضله درشت ني قدامي صورت گرفت. براي تحريک از ده تحريک متوالي با فرکانس يک هرتز استفاده شد و کوتاه ترين زمان تاخير در ظهور محاسبه گرديد و با اندازه هاي طبيعي مقايسه شد (35).جهت ثبت زمان تاخير در ظهور موج F ازعصب تيبيال عمقي، تحريک از فضاي پوپليته در پشت زانو و ثبت از روي عضله دور کننده انگشت شست صورت گرفت و پس از بدست آوردن کوتاه ترين زمان تاخير، با زمان تاخير طبيعي مقايسه گرديد(35).براي ارزيابي شكل و اندازه ارتفاع پتانسيل عمل ماهيچه اي كامل (CMAP) اعـصاب مذكور هم به روش د يـميــتريو و اما تو عمل شد( 34و 35). پس از تکميل مطالعات هدايت عصبي آزمايش الکتروميوگرافي ازعضلات چهارسرران،سه قلوي ساق پا، عضله درشت ني قدامي، دو سر بازويي و عضله دالي در هر دو طرف بيماران بعمل آمد. يافته ها ازنظر ظهور امواج غير طبيعي ، خود بخودي1 و ميزان تداخل رشته هاي عضلاني2 در فرايند انقباض ثبت گرديدند..
يافته ها
• سرعت هدايت عصب درشت ني عمقي درسه بيماريا شش عصب معادل يا ده درصد بيماران و سرعت هدايت عصب تيبيال در چهار بيمار يا هشت عصب معادل يا 13 در صد بيماران ) از حد طبيعي كمتر بود(جدول 2، نمودار1) .
• در پانزده بيمار با تحريك عصب درشت ني عمقي در هر دو پا و هشت بيمار هم فقط در يك پا داراي پتانسيل عمل كامل پراكنده و با ارتفاع كم بودند. و به عبارت ديگر در77درصد از بيماران پتانسيل عمل عصب پرونئال غير طبيعي وهمينطور دريازده بيمار با تحريك عصب تيبيال در هر دو پا و در دوازده بيمار هم فقط در يك پا پتانسيل عمل كامل پراكنده و كوتاه بود وبه عبارت ديگر77درصد از بيماران پتانسيل عمل عصب تيبيال غير طبيعي بود(جدول 2، نمودار1).
• موج F مربوط به عـصب تيبيال دردو بيمارازهردواندام تحتاني ثبت نشد و در چهار بيمار هم فقط ازيك پا ثبت گرديد. در مجموع بيست در صد از بيماران موج F غير طبيعي در عصب تيبيال داشتند. موجF مربوط به عصب درشت ني عمقي در سه بيمار از هر دو اندام تحتاني ثبت نشد و دوازده بيمار هم فقط از پاي راست قابل ثبت نبود. درمجموع سيزده درصد بيماران موج F غير طبيعي ازعصب درشت ني عمقي داشتند(جدول 2، نمودار1).
• پتانسيل عمل حسي عصب سورال درهردوپا ازپنج بيماربدست نيامد. در يك بيمار هم فقط در يك پا غير طبيعي بود و در مجموع در بيست در صد بيماران غير طبيعي بو د(جدول 2، نمودار).

دانلود + ادامه مطلب

مقاله درباره بررسي ارزش سطح سرمي AFP (آلفا فيتوپروتئين) در بيماران ناقل HBS Ag براي تشخيص هپاتوسلولار كارسينوما

دسته بندی: علوم پزشکی

مقاله درباره بررسي ارزش سطح سرمي AFP (آلفا فيتوپروتئين) در بيماران ناقل HBS Ag براي تشخيص هپاتوسلولار كارسينوما

محصول * مقاله درباره بررسي ارزش سطح سرمي AFP (آلفا فيتوپروتئين) در بيماران ناقل HBS Ag براي تشخيص هپاتوسلولار كارسينوما * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 6
 
بررسي ارزش سطح سرمي AFP (آلفا فيتوپروتئين) در بيماران ناقل HBS Ag براي تشخيص هپاتوسلولار كارسينوما
يافته / دوره هشتم / شماره 1 / بهار 85 / مسلسل 27
دريافت مقاله: ، پذيرش مقاله:

( مقدمه: عفونت HBV با (يا بدون) سيروز كبدي در اكثر مناطق جهان ا جمله ايران مهمترين ريسك فاكتورهاي HCC به شمار مي روند. HCC در صورتي كه زودتر تشخيص داده شود پيش آگهي بسيار كمتري دارد. از مهمترين روشهاي غربالگري اين تومور در جامعه استفاده از سونوگرافي و اندازه گيري سطح سرمي (AFP) به صورت دوره اي است.
در اين مطالعه ارزش و دقت تشخيصي Alfa fetorprotein (AFP) در تشخيص هپاتوسلولار كارسينوم در افراد ناقل سالم مورد بررسي قرار گرفت.

( مواد و روش ها: در اين مطالعه 2452 فرد ناقل HBSAg بدون شواهد سيروز كبدي يا سرطان كبدي بمدت 3 سال (1380-1378) توسط سونوگرافي و اندازه گيري AFP هر 6ماه يكبار مورد بررسي قرار گرفته اند . مردان و زنان غير حامله اي كه سطح سرمي افزايش يافته داشتند با روشهاي تصوير نگاري مورد بررسي زيادتر قرار گرفته اند .

( يافته ها: AFP بالاتر از ng/ml 20 در 32 بيمار ديده شد كه در بررسيهاي نهايي 13 مورد ( 40% ) سرطان كبدي HCC به روش بيوپسي و تصويرنگاري ثابت شد. افزايش توليد AFP تنها 35% بود كه ميزان قدرت پيشگويي يك تست جهت تشخيص هپاتوم ناكافي است.

( نتيجه گيري: AFP به تنهايي يك روش تشخيص مفيد و كارآمد جهت تشخيص سرطان كبد در بيماران ناقل HBSAg نمي باشد و داراي ارزش پيشگوئي كننده و حساسيت و اختصاصيت قابل قبولي در اين بيماران نمي باشد .

واژه هاي كليدي: آلفا فيتو پروتئين، هپاتيت B، هپاتوسلولار كارسينوم

مقدمه
عفونت ويروسي هپاتيت B (HBV)1 يكي از مسائل بهداشتي مهم جامعه ما است (1). بين 1 تا 5 درصد جامعه ايران مبتلا به اين ويروس بصورت نا قل سالم مي باشند (2). از عوارض مهم كبدي نا شي از اين ويروس مي توان سيروز كبدي و سرطان كبد يا هپا تو سلولار كارسينوم (HCC) را نام برد.(3) سيروز وعفونت HBV با يابدون سيروز كبدي در اكثر مناطق جهان از جمله ايران مهمترين ريسك فاكتورهاي HCC بشمار مي روند(4). HCC در صورتيكه زودتر تشخيص داده شود پيش آگهي بسيار بهتري دارد (5). از مهمترين روشهاي غربالگري اين تومور در جامعه استفاده از سونوگرافي و اندازه گيري سطح سرمي آلفا فيتوپروتئين (AFP ) بصورت دوره اي است.(6و7 ) مقادير با لاتر از mg/lit 10 از AFP در سرم بعنوان يك ريسك فاكتور مستقل پيشگويي كننده HCC در اكثرمطالعات پيشنهاد شده است (6، 8، 9). AFP يك گليكوپروتئين است كه توسط سلولهاي سرطاني HCC توليد مي شود (12-10) AFP از سال 1956 شناخته شده و جهت كشف موارد ساب كلينيكال HCC بكار رفته است.(13، 14).
در اين مطالعه بررسي ارزش سطح سرمي AFP بالاتر از ng/ml 20 در بيماران كهHBS Ag مثبت بودند جهت تشخيص HCCمورد ارزيابي قرارگرفته است.
مواد و روش ها
در اين مطالعه مقطعي – توصيفي آينده نگر بيماران HBS Ag كه بصورت دوره اي در كلينيك سرپايي مورد آزمايشات ادواري قرارگرفته اند از ابتداي سال 1378 تا پايان سال 1380 بمدت 3 سال جهت مطالعه انتخاب شده اند.
HBS Ag به روش RIA3 چك شده است . بيماران HCV مثبت ، هموكروتوز ، ويلسون ، خانمهاي حامله ، هپاتيت حاد ويروسي ، هپاتيت اتو ايميون و يا مصرف داروهاي هپاتو توكسيك و تومورهاي شكمي از مطالعه حذف شده اند.
تشخيص هپاتوسلولار كارسينوم:
AFP به روش RIA كنترل شد و در صورتيكه مقادير آنها بالاتر از 20ng/ml بود بيماران از نظرHCC توسط يك روش تصوير نگار رايج مثل سونوگرافي وCT اسپيرال بررسي شدند.در صورتيكه ضايعه فضاگير توسط روش تصوير نگاري تاييد شد آنگاه نمونه بافت شناسي بصورت بيوپسي بسته ويا در صورت عمل جراحي بيوپسي باز تهيه شد.
تعداد 2452 فرد ناقل HBS Ag در اين مدت مطاله شدند كه بيماران به فواصل 4تا 6 ماه كنترل شد.
روش هاي آماري: با توجه به فرمول حجم نمونه و برآورد واريانس اختلافات در جامعه 0025/0 Sz = و وقتي برابر 51% حجم نمونه محاسبه شده است . از آزمون ANOVA تست آماري براي نتايج داده ها شده است .
يافته ها 1
سطح AFP در 32 بيمار HBS Ag با لاتر از ng/m10 بود كه كمترين مقدار ng/ml24 بالاترين مقدار ng/ml400 (متوسط ng/ml6/69). بود.
HCC در13 بيمار( 40% ) به روش بيوپسي و تصوير نگاري اثبات شده كه 9 نفر مرد (سن بين 75 –40 سال) و 4 نفر زن بودند. سن بين 67 –38 سال HCC در مردان 2 برابر زنان بود. سن بيماران داراي هپاتوم در كل بين 75 –38 سال بود و متوسط سن 7/60 سال بوده است. متوسط سني بيماران مذكر با هپاتوم 62 سال و متوسط سني بيماران مونث 2/58 سال بوده است.
سطح سرمي AFP در مردان ng/ml400 -26 بود متوسط ميزان آن ng/ml 7/127 بود.
سطح سرمي AFP در زنان بين ng/ml250-18 و متوسط آن ng/ml72 بود. در كل سطح سرمي متوسط AFP در كل بيماران 4/1111 (05/0p<) بود. سطح متوسط سرمي AFP در مردان بالاتر از زنان بود.
از 32 نفر از بيماران HBS Ag كه سطح سرمي AFP بالاتر از ng/ml20 داشتند، هپاتوم (HCC ) در 19 بيمار اثبات نشد (65 %)، متوسط سن بيماراني كه AFP از ng/ml20 داشتند ولي هپاتوم نداشته اند 32 سال (بين 67 تا25 سال ).
بحث
در عفونت مزمن با HBV، شيوعHCC در حدود 2 تا 3 درصد در سال است (18). سيروز كبدي ريسك فاكتور مهمي جهت ايجاد كارسينوم هپاتوسلولار است. بنابراين تشخيص زودرس و اوليه كارسينوم هپاتوسلولار ممكن است در بهبود طول عمر بيماران با سيروز موثر باشد.توسعه هپاتوسلولار كارسينوم در هپاتيت مزمن Bدر حاليكه سيروز رخ داده باشد بيشتر ديده مي شود؛ ولي ممكن است در بيماران مزمن حتي در غياب سيروز اتفاق بيفتد (19، 20).
حدود 80% هپاتوسلولار كارسينوم همراه با سيروز بوده كه نمايانگر مهمترين فاكتور پيش سرطاني در اين بيماري مي باشد. مطالعات نشان داده كه تشخيص زودرس كارسينوم هپاتوسلولار در سيروز تنها شانس معالجه اين بيماري است (21). پيشنهاد مي شود كه غربالگري هپاتوسلولار كارسينوم با انجام مطالعات سونوگرافيك و بررسي سطح AFP در تمام بيماران با هپاتيت مزمنB با فواصل زماني متنوع بين 4و12 ماه انجام شود(21).با توجه به اينكه هپاتوسلولار كارسينوم عمومآ يك بيماري مهلك است طول عمر طولاني مدت زماني كه رزكسيون تومور يا پيوند كبد صورت گيرد حاصل مي شود.
افزايش متوسط AFP(بين 10 و ng/ml 500) و گهگاه متجاوز ازng/ml1000 ممكن است در بيماران با هپاتيت مزمن يا سيروز كبدي ديده شود. افزايش دوره اي (ng/ml10>) در متجاوز از 20% بيماران با هپاتيت مزمن و در 40% بيماران سيروتيك ديده شده است.(25-21).
بالا رفتن آلفافتو پروتئين ممكن است همراه با تبديل سروكون ورسيون1 ازe HB آنتي ژنمي به HBe آنتي بادي مثبت همراه با نكروز برايدگينگ2 كبد باشد (26). اين افزايش زماني كه درجه بالائي از فعاليت التهابي در داخل كبد وجود دارد يا در فاز انتهائي هپاتيت حاد وقتي كه فعاليت كبد بهبود مي يابد رخ مي دهد.
هر چند اين مشاهدات منتهي به اين فرض شده كه ترشح غيرمعمول AFP ناشي از تكثير سلولي يا رژنراسيون كبدي است؛ اما در همه موارد اين فرض صادق نيست. براي مثال بعد از رزكسيون كبد(در كبدغير بيمار) هيچگونه افزايشي در سطح AFP ديده نشده است.سطح آلفا فتوپروتئين (بين ng/ml 10 و ng/ml1000) در يك محدوده خاص است. به غلت اينكه هر دو شرايط خوش خيم يعني هپاتيت مزمن و سيروز و هپاتوسلولارهاي كوچك ممكن است در اين محدوده قرار گيرند و از آنجا كه پزشكان اغلب به فكر هپاتوسلولار كارسينوم هاي منشا يافته از سيروز هستند، اين حقيقت كه AFP مي تواند در بيماران با هپاتيت مزمن منحصراً بالا باشد، مشكل كلينيكي بزرگي را بهمراه داشته است.متجاوز از 40% بيماران با هپاتوسلولار كارسينوم داراي سطح AFP بالاي ng/ml1000 هستند (27). گزارش شده كه HCC كوچك تمايز يافته كمتر از 2 سانتي متر بندرت سطح سرمي AFP قابل تشخيص پيدا مي كنند (28). به علت اينكه چنين تومور هائي عمومآ توسط غربالگري سونوگرافيك تشخيص داده مي شوند تعداد تومورهاي AFP منفي در حال افزايش و حساسيت تست AFP براي HCC در حال افت است (29).
تومورهاي كوچك عمومآ همراه با سطح پائين تري از AFP هستند، هرچند كه هيچ ارتباط مستقيم و واضحي بين سطح AFP و اندازه تومور وجود ندارد (29).
مردان با HCC تمايل به سطح سرمي AFP بالاتري از زنان نشان مي دهند (30-29). همچنين نشان داده شده كه افزايش بيشتري در سطح متوسط سرمي AFP در بيماران جوانتر وجود دارد (32-31). بيماران HBSAg با HCC داراي فركانس بيشتري از سطح بالاي AFP هستند؛ ولي عموما با هپاتيت مزمن فعال يا سيروز همپوش1 ميشوند.بنابر اين اختصاصيت (Specifity) تست AFPبراي تشخيص HCC در بيماران با هپاتيت مزمن و سيروز كاهش يافته است (32). چندين مطالعه افزايش آشكار مثبت شدن AFPرا در ميان بيماران HCC با سيروز زمينه اي نسبت به آنهائي كه سيروز نداشته اند نشان داده (33، 34).
حساسيت و اختصاصيت تستAFP به عنوان نشانگر تشخيصي HCC بستگي به سطح انتخاب شده آن دارد.در يك مطالعه روي 239 بيمار با هپاتيت مزمن 277 بيمار سيروزي و95 مورد HCC در مراحل كلينيكي متنوع داراي حساسيت %9/78و اختصاص %78 وقتي سطح برش بيشتر از ng/ml20 بود براي تشخيص HCC در نظر گرفته شد (35). وقتي سطح سطح برش از ng/ml 200 بيشتر باشد اختصاصي شدن تست به 6/99% ولي حساسيت به6/52% افت مي كند.براي شناسائي افزايش متوسط سطح AFP در بيماران با بيماري مزمن كبدي يك برش ng/ml500-400 در كلينيك براي تشخيص Hcc بكار ميرود.سطح سرمي AFP پيش از آنكه تومور توسط تكنيك هاي تصويري تشخيص داده شود، ممكن است افزايش يابد.بنابر اين يافتن افزايش سطح آلفا پروتئين بدون شواهدي از يك تومور نمي تواند صرفآ معرف مثبت ـ كاذب بودن تست باشد. براي محاسبه اختصاصيت، سوابق بايد از بيماران سيروتيكي كه بيشتر از يك سال بدون شواهد هپاتوسلولاركارسينوم پيگيري شده اند مشتق شود.عمومآ سطح بيشتر از ng/ml 500 در بيماراني كه داراي بيماري مزمن كبدي هستند انديكاسيون تحقيق بيشتر براي يافتن ضايعه را دارند .در بيماري با توده كبدي تشخيص داده شده بوسيله تكنيكهاي تصويري و بيماري مزمن كبدي سطح AFP بيشتر از ng/ml500 با تشخيص هپاتوسلولار كارسينوم مطابقت دارد.
در اين مطالعه 32 بيمار ناقل HBSAg ميزان AFP بالاتر ازng/ml 20 داشتندكه از از اين تعداد با ميزان بالايAFP تنها نفر13(35%)مبتلا به HCC بودند و 65% بيماران بعد از بررسي و پيگيري فاقد شواهدي از HCC بودند.اين امر نشان مي دهد كه افزايش توليد AFP تنها در يك سوم موارد HCC را نشان مي دهد و مابقي موارد افزايش AFPبدليل HCC نمي باشد. به عبارتي ديگر دامنه مثبت جهت نشان دادن هپاتوسلولار كارسينوم توسطAFP تنها 35% مي باشد كه اين ميزان قدرت پيشگوئي يك تست جهت تشخيص هپاتوم ناكافي مي باشد.بعلاوه بيش از دو سوم موارد بالا بودن AFP بدليل HCC نمي باشد.اگر مقادير برش را از ng/ml 20 به ng/ml 15 كاهش دهيم شايد موارد مثبت HCC افزايش يابد؛ ولي موارد منفي كاذب زيادتر شده و باعث هزينه هاي اضافي بر بيمار خواهد شد.
نتيجه گيري
اين مطالعه نشان داد كه همه بيماران با هپاتيت مزمن B و سيروز كبدي با سطح بالاي AFP دارايHCC نبوده و غربالگري هپاتوسلولار كارسينوم در بيماران ناقل HBSAg ارزش اقتصادي ندارد.پيشنهاد مي شود كه سوروايلانس بيماران با هپاتيت مزمن B با مطالعات سونوگرافيك انجام شود و بررسي سطح AFP در بيماران با يافته هاي مثبت سونوگرافيك جهت تآئيد تشخيص بكار رود .

دانلود + ادامه مطلب