زیست - فایلخون

مقاله درباره محيط زيست در چنبره جهاني

دسته بندی: علوم انسانی

مقاله درباره محيط زيست در چنبره جهاني

محصول * مقاله درباره محيط زيست در چنبره جهاني * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 9
 
محيط زيست در چنبره جهاني‌سازي
نويسنده : جري ماندر
عليرغم ادعاي طرفداران جهاني‌سازي، جهاني‌سازي به طور ذاتي با محيط زيست تعارض دارد. همچنين، جهاني‌سازي برخلاف پندار موفقانش، يك جريان عادي برخاسته از نيروهاي طبيعت نيست، بلكه حاصل طراحي و برنامه‌ريزي‌هاي عده‌اي است كه در «برتون وودز» گرد هم آمده‌اند و به دنبال آن و به همان منظور، بانك جهاني، صندوق بين‌المللي پول و سازمان تجارت جهاني را به وجود آورده‌اند. اصول پايه جهاني‌سازي عبارت است از: رشد فزاينده با تكيه بر صادرات، يكسان سازي فرهنگي و تجارت آزاد. اما در بسياري از موارد، اين اصول با حاكميت ملي و ارزش‌هاي فرهنگي جوامع در تضاد است. در كشاكش اين تضاد منافع است كه دست‌هاي نه چندان پنهان شركت‌هاي فرامليتي، در تنظيم و هدايت سياست‌هاي سازمان تجارت جهاني و حتي سياست‌ داخلي و خارجي كشورهايي چون ايالات متحده آمريكا ديده مي‌شود. بنابراين شركت‌هاي چندمليتي بزرگ هستند كه از فرآيندهاي جهاني‌سازي منتفع مي‌شوند، نه ملت‌ها و نه محيط زيست.
يكي از ادعاهاي تعجب برانگيز طرفداران جهاني‌سازي اقتصادي اين است كه اين فرآيند، در بلندمدت باعث بهبود ميزان حفاظت از محيط زيست خواهد شد، با اين استدلال كه همگام با جهاني‌سازي، استخراج منابع طبيعي گوناگون از قبيل جنگل‌ها، معادن، نفت و … ثروت كشورها را افزايش داده و قادر خواهند بود بخش‌هاي بيشتري از طبيعت را از اين آسيب‌ها حفظ كنند يا با ابداع فناوري‌هاي جديد، آثار زيست محيطي زيانبار ناشي از توليد بيش از حد خود را كاهش دهند، اما شواهد به وضوح نشان مي‌دهد، چنانچه عايدي كشورها از اقتصاد جهاني ملاحظه شود، بيشترين سود به شركت‌هاي چندمليتي تعلق مي‌گيرد كه نه تنها انگيزه‌اي براي هزينه كردن آن در حفظ محيط زيست ندارند، بلكه منافع حاصل را صرف استحصال هرچه بيشتر منابع طبيعي مي‌كنند. رييس جمهور ايالات متحده به صراحت از اين ديدگاه كه جهاني‌سازي به حفظ طبيعت كمك مي‌كند، پشتباني مي‌كند؛ در حالي كه در همان زمان، مدافع احداث چاه‌هاي نفت بيشتر و قطع بيشتر درختان جنگلي است.
ايده‌اي كه جهاني‌سازي را نوعي راهبرد زيست محيطي مي‌داند، بيشتر به يك شوخي مي‌ماند و مسأله بسيار جدي‌تر از اينهاست. جهاني‌سازي اقتصاد، به ويژه ايدئولوژي و انديشه‌هاي بنياديني كه آن را به پيش مي‌برد، ذاتاً با بقاي طبيعت در تعارض است و هيچ اقدام ثانويه‌اي از قبيل موافقت‌نامه‌هاي محيط زيست، كنترل آلودگي و … نمي‌تواند از آسيب‌هاي يك اقتصاد جهاني با الگوي توليد صادرات محور جلوگيري كند. اين مشكلات به طور ذاتي با طرح جهاني‌سازي آميخته است و اگر با اين الگوي جهاني‌سازي پيش رويم، بروز اين مشكلات، حتمي و قابل پيش‌بيني است.
جريان جبري و گريزناپذير طبيعت
مدافعان جهاني‌سازي هميشه تمايل داشته‌اند آن را عملي طبيعي معرفي كنند: ادامه و امتداد پيشرفت‌هاي تكنولوژي و اقتصادي كه در خلال قرون متمادي تا عصر حاضر جريان داشته است. اينها جهاني‌سازي را ثمره نيروي كنترل ناپذير و هدايت نشده طبيعت مي‌شمارند، اما مردم و گروه‌هاي معترض در اقصي نقاط جهان، نشان داده‌اند كه هرگز اين گونه مواجهه با جهاني‌سازي برايشان قابل تحمل نيست. اگرچه فعاليت‌هاي تجاري بين‌المللي و مفاهيمي همچون «تجارت آزاد» طي قرون مختلف و به شيوه هاي گوناگون وجود داشته است؛ اما اين گونه‌ي مدرن، عميقاً و به طوركلي از لحاظ مقياس، سرعت، شكل، تبعات و مهم‌تر از همه «قصد و هدف» ، با گونه‌هاي قديمي‌تر تفاوت دارد. گونه‌ي مدرن جهاني‌سازي را نمي‌توان به سادگي يك تكامل طبيعي دانست، بلكه عامدانه و با هدف تحكيم جايگاه بنگاه‌هاي اقتصادي خاص، توأم با هجمه‌اي همه جانبه براي اشاعه و ترويج ارزش‌هاي مرتبط با آن، طرح‌ريزي شده است.
مبدأ پيدايش جهاني‌سازي مدرن بر ما پوشيده نيست. نشست‌هاي سرنوشت سازي كه در ژوئيه 1944 در «برتون وودز» صورت گرفت، سرآغاز اين تحولات بود. هنگامي كه سران شركت‌هاي چندمليتي برجسته، سياستمداران، بانكداران و اقتصاددانان سرشناس گرد هم آمدند تا درباره چگونگي بازسازي ويراني‌هاي جنگ جهاني دوم به تفاهم برسند، به اين نتيجه رسيدند كه وجود يك سيستم اقتصادي جهاني متمركز براي پيشبرد توسعه اقتصادي جهان ضرورت دارد. چنين سيستمي، به زعم آنها مانع از بروز جنگ مي‌شود و به ملت‌هاي فقير و روند بازسازي نيز كمك مي‌كرد. از درون نشست‌هاي برتون وودز، بانك جهاني، صندوق بين‌المللي پول (با نام‌هاي ديگري در آن زمان) و موافقت نامه‌ عمومي درباره تعرفه‌ها و تجارت (GATT) كه بعداً به سازمان تجارت جهاني (WTO) تبديل شد، متولد شدند. نمونه‌هاي مشابه و متعاقب اين نهادها و پيمان‌ها، عبارت بودند از: نفتا، پيمان ماستريخت در اروپا و منطقه آزاد تجاري حاصل از موافقت‌نامه‌ آمريكا و چند موافقت‌نامه ديگر.
اين ابزارهاي جهاني‌سازي اقتصادي، در كنار يكديگر وظايف محوله خود را به انجام رسانده‌اند كه عبارت بوده است از: ايجاد ريشه‌اي ترين تغييرات از زمان انقلاب صنعتي در نظام سياسي، اقتصادي و اجتماعي كره زمين. همچنين توازن قدرت در صحنه جهاني را به نحو خيره‌كننده‌اي بر هم زده‌اند، به طوري كه قدرت سياسي و اقتصادي را از دولت‌هاي ملي و محلي سلب كرده و به سمت الگوي جديد و متمركزي هدايت كرده‌اند كه قدرت فراواني به شركت‌هاي چندمليتي، بانك‌ها و سازمان‌هاي جهاني ساخته و پرداخته خود مي‌دهد، ولو اينكه اين جابه‌جايي قدرت، عواقب ناگواري براي حاكميت‌هاي ملي، كنترل جوامع، دموكراسي، فرهنگ‌هاي بومي و به ويژه محيط زيست داشته باشد. نكته‌اي كه بار ديگر متذكر آن مي‌شويم، اين است كه اين فرآيند براي مقاصدي خاص و توسط افرادي خاص (شركت‌هاي بزرگ، اقتصاددانان و بانكداران) طراحي شده است، به طوري كه نتيجه و خروجي خاص خود را نيز داشته باشند. اما اين شيوه جهاني‌سازي چه ايرادي دارد؟
اصول جهاني سازي
اولين اصل اعتقادي جهاني‌سازي اقتصادي، در هم آميختن تمام فعاليت‌هاي اقتصادي همه‌ي كشورهاي جهان، در قالب يك الگوي توسعه‌ي يكسان و واحد و يك ابرسيستم مركزي است كه به نوبه خود، ايجادكننده «فرهنگ هماهنگ جهاني» است. كشورهايي با فرهنگ‌ها، اقتصادها و نسبت‌هاي كاملاً متفاوت و گوناگون، به اين سمت سوق داده مي‌شوند كه شيوه‌هاي زندگي يكساني را برگزينند؛ از فروشگاه‌ها و هتل‌هاي زنجيره‌اي يكسان استفاده كنند؛ لباس‌هاي يكسان بپوشند؛ اتومبيل‌هاي مشابه سوار شوند و محصولات تلويزيوني، هنري و سينمايي مشابهي دريافت كنند. به زودي ديگر دليلي براي مسافرت به ساير نقاط نخواهيد داشت. تنوع فرهنگي ديگر وجود نخواهد داشت، يك چنين الگوي متحدالشكل و يكسان، دقيقاً همان چيزي است كه شركت‌هاي بزرگ چندمليتي براي افزايش كارآيي خود: توليد در مقياس جهاني (عدم نياز به ايجاد تنوع در محصولات و صرفه‌جويي در مقياس‌هاي هنگفت)، كاهش هزينه‌هاي بازاريابي در كشورهاي گوناگون و بهره‌مندي از ساير كارآيي‌هاي مقياس بدان احتياج دارند.
دومين اصل از اصول جهاني‌سازي، دادن اولويت و اهميت فوق‌العاده به كسب يك رشد اقتصادي بسيار سريع و نامحدود است كه آن را «رشد فزاينده» مي‌ناميم و سوخت آن، جست‌وجوي مداوم براي دستيابي به منابع جديد، نيروي كار ارزان‌تر و بازارهاي جديد است. روشن است كه براي رسيدن به رشد فزاينده، تأكيد خاصي بر قلب تپنده الگوي جهاني‌سازي يعني تجارت آزاد شود و در كنار آن از فعاليت شركت‌ها مقررات‌زدايي شده و خصوصي‌سازي و «كالاسازي» تا آن جا كه امكان دارد، گسترده شود. نكته اخير حتي شامل حيطه‌هايي از فعاليت‌هاي اجتماعي مي‌شود كه تا اين لحظه از تاريخ در نظام مبادله و تجارت وارد نشده است، يا حيطه‌هايي كه به نظر مي‌رسد، حق طبيعي انسان است كه خارج از نظام مبادلاتي و تجاري به آن دسترسي داشته باشد.
به عنوان مثال، بذرهاي بومي كه طي هزاران سال با روش‌هاي طبيعي اصلاح شده و به رايگان در اختيار كشاورزان بوده است، هم اكنون در معرض انحصار بلندمدت شركت‌هاي فرامليتي از طريق «حق امتياز» است. اعتراضات كشاورزان هندي و قربانيان ايدز در آفريقا و ساير نقاط جهان عليه «حقوق مالكيت معنوي مرتبط با تجارت» TRIPS كه توسط WTO وضع شده است، برخي از زواياي هراس‌انگيز اين روند جديد را روشن مي‌كند. همچنين فشارهايي وجود دارد تا مواردي چون آب رودخانه‌ها، درياچه‌ها و چشمه‌ها را نيز كه هميشه بخشي از زندگي طبيعي انسان‌ بوده و به راحتي به آنها دسترسي داشته است، به سيستم كالايي و مبادله‌اي فوق ملحق كند. بنابراين، در حال حاضر بنا بر مفاد دو قرارداد WTO يعني (FTAA جديد) و موافقت‌نامه‌ عمومي درباره تجارت خدمات (GATS)، روند كالاسازي و خصوصي‌سازي در حوزه خدمات عمومي جريان دارد. آخرين مذاكرات انجام شده، پيرامون حوزه‌هايي است كه هنوز به طور عمده در اختيار دولت‌هاست، مانند راديو و تلويزيون، آموزش عمومي، بهداشت، آب و فاضلاب، تأمين اجتماعي، پليس، آتش نشاني، راه‌آهن، زندان‌ها و…؛ چنان چه خصوصي‌سازي در اين حوزه‌ها آغاز شود، زمينه براي سرمايه‌گذاري خارجي و تسلط آنها بر اين مقوله‌ها فراهم مي‌شود. آنگاه مي‌بايد براي دريافت خدمات تأمين اجتماعي به ميتسوبيشي و براي اداره زندان‌ها به بوندس بانك مراجعه كنيم و برنامه‌هاي صدا و سيما را از ديزني دريافت كنيم. به همه‌ي اينها «كالا شدن پول» را نيز بايد افزود: ايجاد بازارهاي پولي و جريان فوق‌العاده سيال پول در بازارهاي سرمايه سراسر جهان و نقش آن در بروز بحران‌هاي پولي و اقتصادي از قبيل بحران جنوب شرق آسيا، كه پرداختن به آن از حوصله‌ي اين مقاله خارج است.
لذا وظيفه نهادهاي مولود برتون وودز است كه با وضع قوانين لازم، كشورهاي مختلف را با روند خصوصي‌سازي، مقررات زدايي و تجارت آزاد، همسو كرده و به صورت فعال با موانعي كه در اين كشورها بر سر راه بهره‌برداري از منابع، نيروي كار و بازار مصرف آنهاست، برخورد كنند. اما در عمل، بيشتر اين موانع، قوانيني هستند كه به طور مشروع توسط دولت‌ها و نهادهاي ملي وضع شده‌اند: قوانين زيست محيطي، بهداشتي، امنيت غذايي، حمايت از حقوق كارگران و همچنين قوانيني كه لازمه نظارت بر فرهنگ ملي است. همه‌ي اين قوانين، ولو اين كه توسط دولت‌هاي مردم‌سالار و مبتني بر آراي يكايك شهروندان وضع شده باشد، از جانب ذي‌نفعان جريان تجارت آزاد به عنوان «موانع غيرتعرفه‌اي تجاري» قلمداد مي‌شود. WTO عليرغم عمر كوتاه

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره زنان ، صرفه جويي و محيط زيست

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره زنان ، صرفه جويي و محيط زيست

محصول * تحقیق درباره زنان ، صرفه جويي و محيط زيست * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 6
 
زنان ، صرفه جويي و محيط زيست
زنان برابر اراده پروردگار،حيات بخش و پرورش دهنده انسان هستند و به خاطر همين قدرت نهفته در وجودشان اگر آگاهانه قدم بردارند، مي توانند نقش موثري در الگوي مصرف جامعه داشته و سرمشق فرزندان و ديگر افراد محيط اطراف خود باشند. اگر مي خواهيم فردايي سالم و دنيايي قابل سكونت براي فرزندانمان و نسلهاي آينده داشته باشيم، بايد در روش مصرف خود تجديد نظر كنيم. در قرآن كريم خداوند مي فرمايند: ” ما هر چيز را به اندازه خلق كرديم“ پس هر چيز مقدار و حدودي دارد و بايستي به طور صحيح و درست بهره برداري شود تا نابهنگام و منهدم نگردد.
متاسفانه در جامعه ما، فرهنگ غلطي در مورد مصرف جا افتاده است.به اين صورتك كه هر چه بيشتر يعني بدون حساب و كتاب و در هر مورد مصرف كنيم نشانه تمول بيشتر، بلندي طبع و بي اهميتي به ماديات تلقي مي شود. به يقين هر جامعه اي بايد پيامدهاي خود را بپذيرد و اين باور براي جامعه ما، اسراف را به دنبال دارد. آيا هنگام آن نرسيده است كه پرونده باورهاي خود را دوباره ارزيابي كنيم؟
حتماً اصطلاح بهره وري را شنيده ايد و مي دانيد كه در كشور ما نيز مانند بسياري از كشورهاي جهان سازمان ملي بهره وري به وجود آمده است كه كار آن تلاش در جهت گسترش فرهنگ بهره وري به معناي استفاده حداكثر از امكانات موجود مي باشد. اين امكانات مي تواند امكانات ملي، نيروي انساني، امكانات طبيعي و غيره باشد. به عبارت ديگر كشورهاي پيشرفته تري توسعه يافته تر است كه قادر باشد از كليه منابع موجود خود به بهترين شكل و براي رفاه حال همه مردم خود استفاده كند.
آمار بعضي از كشورهاي صنعتي نشان مي دهند مردمي كه در دهه 90 زندگي مي كنند، چهار و نيم برابر از اجداد خود در شروع اين قرن ثروتمند ترند.ولي آيا چهارونيم برابرنيز خوشحال ترند؟ شواهد روانشناختي نشان مي دهد كه رابطه بين مصرف و خشنودي يك رابطه ضعيف است.بدتر از آن اين است كه ظاهراً در جريان هجوم به سمت دو چشمه اصلي رضايت خاطر بشر يعني روابط اجتماعي و اوقات فراغت مي خشكد يا راكد مي ماند.بنابراين بسياري از ما، در جوامع مصرفي چنين احساس مي كنيم كه دنياي پرنعمت ما به گونه اي خالي است و ما فريفته فرهنگ مصرفي بيهوده سعي مي كنيم كه با ماديات براي خود خشنودي فراهم كنيم.
نگراني تمام والدين، زندگي بهتر براي فرزندان است.اما زندگي بهتر به ازاي داشتن اتومبيل، وسايل لوكس، غذاي يخ زده بيشتر و مراكز خريد بزرگتر نيست. فرزندان ما بايد وارث دنيايي باشند كه نياز همگان به غذا، آموزش، كار، سرپناه و بهداشت مناسب را برآورد. اين مهم فقط زماني امكان پذير است كه مردم جوامع مصرفي در شيوه زندگي خود تجديد نظر كنند، زيرا كره زمينه ديگر توان پاسخگويي به اين مصرف روزافزون را ندارد.
رشد بي رويه جمعيت تغييرات فن آوري و مصرف گرايي سه آفت عمده حفظ سلامت كره زمين براي نسلهاي آينده است ولي مصرف گرايي هميشه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.براي مردم جوامع مصرفي هر روز روشن تر مي شود كه مصرف بيش از حد متعادل به معني موفقيت و خوشبختي بيشتر نيست. خشنودي واقعي را بايد در چهار عامل: زندگي خانوادگي(ازدواج)، رضايت از كار، داشتن اوقات فراغت به منظور پيشبرد استعدادها و روابط دوستي جستجو نمود. حال بهتر است با هم پيشنهادهايي را در مورد تغيير روش مصرف بررسي كنيم.
خريد وسايل منزل
هنگام خريد لوازم منزل به جاست كه بهترين و محكم ترين نوع را خريداري كنيم. هر چند كه هزينه بيشتري بايد بپردازيم ولي در دراز مدت استحكام و دوام آن جبران قيمت بالاتر را خواهد كرد.
يك ضرب المثل انگليسي مي گويد: ” من هنوز آنقدر ثروتمند نشده ام كه جنس ارزان بخرم“ . در اين زمينه لازم است با كمك دولت، صنايع و كارخانجات ضمن استفاده از تكنولوژي جديد مواردي را مورد استفاده قرار دهند كه محصولات حاصل از آنها عمر طولاني تري داشته باشندو مجدداً قابل استفاده باشنديا بتوان آنها را مرمت، بازسازي و تعمير نمود.در اين مورد شهروندان با ترغيب به خريد اجناس با دوام مي توانند نقش مهمي داشته باشند.
هر وسيله اي كه براي منزل خريده مي شود يك دفترچه راهنما و يا برچسب روش استفاده از آن را در راهنما به همراه دارد.مسلماً سازنده هر وسيله يا ماده اي، بهترين روش استفاده از آن را در راهنما توضيح داده است. پس ابتدا راهنما را مطالعه نموده و از آن پيروي مي كنيم. چه بسا شنيده شده در اثر استفاده نادرست از يك وسيله، جان افراد خانواده به خطر افتاده است.
در 40 سال گذشته تبليغات يكي از سريع الرشدترين صنايع جهان بوده است. ما در مدت شبانه روز دائماً با تبليغات فريبنده مبتني بر روانشناسي و جامعه شناسي رو به رو هستيم. اين تبليغات مي تواند افراد سطحي و ظاهربين را به خريدهاي نامناسب ترغيب كند. براي خنثي كردن اثر تبليغ مي توان خانواده را قانع كرد كه جنس خوب نياز به تبليغ ندارد. پس براي اين تبليغ و هزينه اي كه براي پخش آن صرف مي كنند، منظوري گمراه كننده وجود دارد.
ما ايراني ها مهماني رفتن و مهماني دادن را دوست داريم. اما اگر قرار باشد در منزل هر كدام از ما وسايل پذيرايي براي حداقل 30 نفر مهمان وجود داشته باشد، چه سرمايه بزرگي براي موارد خاص كنار گذاشته مي شود. يك راه حل اين مساله اين است كه خانواده هاي نزديك به هم در فاميل سرويسهاي ظروف پذيرايي يكسان تهيه كنند و در مهماني هاي بزرگ از ظروف يك شكل استفاده نمايند و البته براي سالم ماندن آنها،اجازه شستن ظرفها را به مهمانها ندهند تا مبادا ظروف چيني لب پر شوند!
نظافت منزل
مديريت امور منزل با زنان است. با توضيحات قانع كننده مي توان افراد خانواده را به رعايت نظم و نظافت و صرفه جويي تشويق نمود كه در اين صورت از نظر مالي و صرفه جويي در وقت بسيار كارساز است. مانند هر كار ديگر كه ” پيشگيري بهتر از درمان است“ وضع مقرراتي براي برقراري نظم و نظافت كه در آن تمام اعضاي خانواده نقش فعال داشته باشند بسيار موثر است. پس تميز كردن مهم است ولي تميز نگهداشتن مهم تر. به خصوص در اين مورد روشهايي اتخاذ شود كه كمترين مقدار مواد پاك كننده و كمترين مدت زمان را لازم داشته باشد. توجه داريم كه مواد پاك كننده اغلب آلوده كننده آبها هستند. ما مي خواهيم خانه اي تميز داشته باشيم اما نه به بهاي از دست رفتن سلامتي خانم خانه. همانگونه كه در بعضي افراد اين افراط در كار ديده مي شود.
خريد مواد غذايي
چون بيشترين درآمد خانواده معمولاً صرف تهيه مواد غذايي مي شود، توجه به نكاتي چند ضروري است: كيفيت غذاهاي تازه اي كه از مواد خام اوليه به صورت بهداشتي در منزل تهيه مي شود بهتر از غذاهاي آماده و نيمه آماده بيرون است و هزينه كمتري دربردارد. آگاهي ما از مواد نگهدارنده كه به مواد غذايي به اصطلاح با دوام افزوده مي شود و اثر شيميايي اين مواد بر بدن مي تواند در نوع غذايي كه مصرف مي كنيم تعيين كننده باشد. متخصصين مي گويند تا آنجا كه مي توانيد فاصله ميز غذاي خود را تا مزرعه كوتاهتر كنيد.هنگام خريد تا آنجا كه ممكن است هميشه بزرگترين اندازه مواد مورد نياز را تهيه كنيم چون در اين صورت هزينه بسته بندي كمتر و مقدار بيشتري دريافت مي كنيم. آگاهانه توصيه مي كنند هنگامي كه گرسنه هستيد، براي خريد مواد غذايي اقدام نكنيد زيرا موادي را خواهيد خريد كه لازم نداريد. بهتر است تا آنجا كه مي توانيم از ظروف يكبار مصرف استفاده نكنيم زيرا هم هزينه اضافه بر خانواده تحميل مي شود و هم اين زباله ها باعث آلودگي محيط زيست مي شوند.
براي آنكه نشان دهيم انسانهايي موقعيت شناس و حساس نسبت به مسائل جهان خود هستيم، روشي در زندگي اتخاذ كنيم تا به محيط زندگي خود آسيبي نرسانيم. به عنوان مثال:
1- 1- با مصرف كمتر، زباله خانگي را تا آنجا كه مقدور است كاهش دهيم.
2- 2- زباله هاي خشك مانند كاغذ و مقوا ،شيشه، پلاستيك و فلزات را جداگانه جمع آوري و به مراكز بازيافت تحويل دهيم.
3- 3- از دستمالهاي پارچه اي به جاي كلينكس و از كيسه هاي پارچه اي براي خريد استفاده كنيم و كيسه نايلوني كمتر به منزل بياوريم.
4- 4- در صورت امكان ياد بگيريم از مواد غذايي زائد، كمپوست يا كود گياهي تهيه نموده و در باغچه گلدان يا ظرفهاي يكبار مصرف سبزيكاري كنيم.
5- 5- قبل از آنكه هر چيزي دور انداخته شود، فكر كنيم چگونه مي توان آن را به يك شي قابل استفاده تبديل نمود.مثل تهيه كاور لباس از ملحفه هاي كهنه، استفاده از شيشه هاي دهانه گشاد براي نگهداري شكر، برنج، آرد و …
6- 6- اگر براي تغذيه كودكان در مدرسه به جاي استفاده از كيسه نايلوني از كيسه هاي پارچه اي كه خود تهيه كرده ايم استفاده كنيم روزانه فقط در تهران 4 ميليون كيسه فريزر كمتر مصرف خواهد شد.
صرفه جويي در برق
استفاده از لامپهاي كم مصرف كه به تازگي از طريق رسانه ها به مردم شناسانده مي شود كمك زيادي به صرفه جويي در برق مي كند.
لامپهاي اضافي را بايد خاموش كرد. البته در مدارس و ادارات بايد تابلوهايي در كنار پريز برق باشد تا افراد هنگام خروج چراغها را خاموش كنند.
لامپهاي روشنايي بايد مرتباً گردگيري شوند.لامپهاي غبار گرفته روشنايي كمتري دارند و باعث اتلاف انرژي مي شوند.
اگر نياز بيشتري به نور هست استفاده از يك لامپ بزرگتر با صرفه تر است.مثلاً يك لامپ 100 واتي بيشتر از 2 لامپ 60 واتي نور مي دهد.
صرفه جويي در آب
در سيارات ديگر شايد آب وجود داشته باشد ولي بسيار كم است. كره زمين را در واقع بايد كره آب ناميد. زيرا قسمت بيشتر آن را آب تشكيل مي دهد.البته در اين كرده 29 درصد آب به صورت بخار در اتمسفر و 71 درصد آب اقيانوسها، درياها، درياچه ها، منابع زيرزميني و يخ و برف قطبها هستند. آبي كه ما مصرف مي كنيم آب شيرين است كه فقط 1/1 درصد آبها را تشكيل مي دهد .ايران كشوري نيمه خشك و كم آب است.با وجود چنين

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره آموزه مهدويت و حقوق محيط زیست

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره آموزه مهدويت و حقوق محيط زیست

محصول * تحقیق درباره آموزه مهدويت و حقوق محيط زیست * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
تحقیق درباره آموزه مهدويت و حقوق محيط زیست
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 19   آموزه مهدويت و حقوق محيط زیست نويسنده: دکتر بهرام اخوان کاظمي چكيده موضوع محيط زيست و ضرورت صيانت و حمايت از آن در كليه ادوار تاريخ بشر از اهميت ويژه‌اي برخوردار بوده تا جايي كه اين امر، انسان‌ها و جامعة انساني را وادشته است كه در چند دهه اخير، با وضع مقررات و قواعد ويژه‌اي، حقوق خاصي را تحت عنوان حقوق محيط زيست تدوين نمايند، اما با اين وجود هنوز هم بشر مدرن نتوانسته تبعات مخرّب حيات صنعتي، ماشيني و مصرفي خود را بر محيط زيست كنترل نمايد و جهان همواره با روند تخريب و آلودگي روز‌افزون محيط مزبور رو‌به‌رو است. نظر به ضرورت طرح مباحث جديد و گشودن زواياي جديد در حوزه موضع مهدويت، اين مقاله تلاش دارد كه نوع نگرش به محيط زيست و جايگاه آن را در حيات طيبة مهدوي بررسي نموده و اين مدعا را اثبات نمايد كه حقوق محيط مذكور و هم‌چنين حقوق كليه جانداران و نباتات در عصر ظهور به نحو اكمل رعايت شده و حتي اين موجودات و محيط زيست آنها در دوران مهدي عليه السلام به نهايت تح …

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره اخلاق زيست محيطي

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره اخلاق زيست محيطي

محصول * تحقیق درباره اخلاق زيست محيطي * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 21
 
اخلاق زيست محيطي(1)
نويسنده : روبرت اليوت
مترجم : مرضيه سليماني
اخلاق زيست محيطي چيست؟
پارك ملي كاكادو(2)، در منطقه حفاظت شدة شمال استراليا، شامل بيشه‌زارهاي تنومند، باتلاق‌ها و آبراهه‌هايي است كه گونه‌اي از تنوع غني حيات را پديد مي‌آورد. اين پارك داراي گونه‌هايي است كه در هيچ كجاي ديگر يافت نمي‌شوند.گونه‌هايي مثل طوطي كلاه به سر(3) و لاك‌پشت دماغ خوكي(4) كه هر دو جزء گونه‌هاي در معرض خطرند. كاكادو محيطي تفريحي است كه در عين حال لذت‌هاي زيبايي شناسانه را به بازديدكنندگان خود ارائه كرده و فرصت‌هاي تحقيقاتي را براي پژوهشگران فراهم مي‌آورد. بسياري مي‌انديشند كه كاكادو مكاني سرشار از زيبايي بوده و به لحاظ اكولوژيكي داراي اهميت فراواني است و اين انديشه، خود ناشي از اهميت معنوي بوميان جاوين(5) است. علاوه بر اين‌ها كاكادو داراي معادن غني طلا، پلاتينيوم، پالاديوم(6) و اورانيوم است كه برخي تصور مي‌كنند بايد مورد استخراج و بهره‌برداري قرار گيرند. اما طرفداران محيط زيست مي‌گويند اگر چنين اتفاقي رخ دهد، جنبه‌هاي تفريحي، هنر شناسانه و فرصت‌هاي پژوهشي- كه قبلا ذكر آن رفت- رو به نقصان مي‌گذارند. زيبايي كاكادو تقليل خواهد يافت، گونه‌هاي كمياب گياهي و جانوري از بين مي‌روند، غناي زيست بومي منطقه كاهش مي‌يابد، طبيعي بودن اين مكان به خطر افتاده و بي‌اعتبار مي‌شود و ارزش‌هاي معنوي جاوين تنزل پيدا مي‌كند. بيش از اين معادن گوناگون كاكادو مورد استخراج قرار گرفته و اكنون فشارهاي بيشتري هست كه خواهان، كندوكاو و بهره‌برداري گسترده‌تر از اين معادن است. آيا بايد اجازة اين استخراج‌ها صادر شود؟ آيا اصلا بايد براي هر گونه استخراجي اجازه صادر شود؟ چگونه مي‌توان براي اين پرسش‌هاي اخلاقي، پاسخ‌هاي دقيقي يافت؟
بدون ترديد شواهد تجربي يا واقعي داراي نقش مهم و اساسي‌اند. به عنوان مثال، مخالفان بهره‌برداري از معادن ادعا مي‌كنند كه اين كار احتمالا رودخانه‌ها را آلوده مي‌كند، حيات وحش را مسموم مي‌كند، حيات گونه‌هاي كمياب را به مخاطره افكنده و اكوسيستم‌هاي گوناگون آنجا راه به هم مي‌ريزد. اين مخالفت با استخراج معادن، بر پاية امور واقعي و تجربه‌هاي عملي مطرح مي‌شود و مدعي است چنين اتفاق‌هايي پيش از اين نيز به وقوع پيوسته است. در مقابل، بسياري از طرفداران بهره‌برداري از معادن، اين ادعاهاي تجربي را مورد ترديد قرار داده‌اند و حتي در ميان آن‌ها عده‌اي هستند كه معتقدند حتي اگر اين مخالفت‌ها و ادعاها حقيقي باشند، بهتر است كار استخراج ادامه يابد. در واقع فيصله يافتن اين امور، متضمن آن نيست كه بحث اصلي هم فروكش كرده و رفع و رجوع شده است كشمكش‌ها پيرامون اين امور تنها در رويارويي با يك پس زمينه خاص داراي معنا بوده و تنها در مقابله با آن نوع زمينه، فوايدي خواهد داشت. از سوي ديگر تفاوت‌هاي موجود در اين پس زمينه، خود موجب پديد آمدن ارزيابي‌هاي متفاوت در خصوص آن عملي مي‌شود كه بايد انجام پذيرد. عوامل تشكيل دهندة اين زمينه عبارتنداز : خواسته‌ها، الويت‌ها،‌اهداف، مقاصد و اصول و از جمله اصول اخلاقي. ممكن است يك محيط باور بخواهد بداند كه آيا عمل استخراج، تهديدي براي حيات وحش به شمار مي‌رود يا نه؟ چرا كه او مي‌خواهد حيات وحش حفظ شود يا جدي‌تر از اين، به اين دليل كه وي مي‌انديشد اسباب مرگ حيات وحش را فراهم آوردن، يك خطاي اخلاقي است . اين زمينة ارزيابانه، اصول اخلاقي را شامل نمي‌شود چرا كه ممكن است برخي از مردم انسان‌هايي غيراخلاقي و يا نوعي از انسان‌هاي خودمدار باشند. ولي بهرحال بسياري از مردم خواهان آنند كه اعمال خودشان و كردارهاي ديگران- از جمله كنش‌هاي حكومت‌ها، شركت‌هاي سهامي و انجمن‌هاي شهر- با اصول اخلاقي وفق داشته باشد. براي چنين مردمي شفافيت مجادله پيرامون كاكادو مستلزم رويكرد به اصولي است كه در خصوص رفتار ما با طبيعت وحش، راهنمايي‌هاي اخلاقي پيش رويمان نهاده و ما را قادر مي‌سازد به سوالاتي از اين دست پاسخ دهيم: چه مي‌شود اگر اعمال و رفتار ما موجب انقراض يك گونه شود؟ چه خواهد شد اگر كنش‌هاي ما باعث مرگ حيوانات خاص شود؟ چه اهميتي دارد اگر ما باعث فرسايش گستردة كاكادو شويم؟ چه اتفاقي مي‌افتد اگر ما رودخانة جنوبي تمساح(7) را به نهري عاري از زندگي بدل كنيم؟ آيا بهتر اين است كه كاكادو را حفظ كنيم يا به توليد انبوه ثروت‌هاي مادي بپردازيم كه ممكن است زندگي تعدادي انسان را بهبود بخشد؟ آيا انقراض يك گونه، بهايي قابل قبول براي افزايش فرصت اشتغال است؟ اصول ذكر شده- كه هدايت كنندة سلوك ما با طبيعت وحش است- نوعي اخلاق محيطي، در كلي‌ترين مفهوم خويش، را پي مي‌ريزد. اين اخلاق، خود شامل نظريه‌ها و مكتب‌هاي گوناگون و متنوعي است كه در عين رقابت با يكديگر، گاه با يكديگر همپوشي نيز دارند.
كساني كه داراي نقطه نظرات اخلاقي- از نوع محيط زيستي آن- هستند، به نوعي از اخلاق پاي‌بندند كه حداقل بر يك، و معمولا بر تعدادي از اصول مشخص متكي است.
محيط باوري را در نظر بگيريد كه مي‌گويد انقراض يك گونه به عنوان پيامد رفتار انساني، چيز بدي است، احتمالا حتي آنقدر بد، كه اصلا دليل اين رفتار انساني مهم نيست. همين امر مي‌تواند در يك اخلاق زيست محيطي، به عنوان يك اصل در نظر گرفته شود. با اين حال يك محيط باور- بدون اينكه ترسيمي چنان آشكار از موضوع داشته باشد- مي‌تواند كاملا پاي‌بند به اين نقطه‌نظر باشد كه انقراض گونه‌ها و مسائل مشابه، به خودي خود و كاملا مجزا از هرگونه پيامدي كه ممكن است به بار بياورد، بد است. احتمال ديگر آن است كه اين اصل في‌نفسه اصلي پايه و بنيادي نيست، بلكه خود به اصلي متكي است كه دغدغة رفاه انساني داشتن را توصيه مي‌كند و با اين اعتقاد كه انقراض گونه‌ها به انسان آسيب‌ مي‌رساند. روشن ساختن الزامات اخلاقي، نخستين گام در جهت ارزيابي نقادانه يا توجيه انتقادي آن است. اگر ما در مورد اخلاق‌هاي زيست محيطي گوناگون و رقابت‌گري كه با آنها مواجه‌ايم، حكم صادر كنيم؛ قطعا توجيه ضرورت مي‌يابد. اين كافي نيست كه سياست‌هاي زيست محيطي با اصول بنيادي اين اخلاق محيطي يا آن ديگري همخواني و مطابقت داشته باشد، بلكه اين سياست‌ها بايد با درستي و صدق اين اخلاق وفق داشته و يا آن ديگري را بهتر توجيه كند. در اينجا ما با دو پرسش رو به روييم: چگونه مي‌توان يك اخلاق زيست محيطي را به تفصيل شرح داد؟ چگونه مي‌‌توان اخلاق زيست محيطي قانوني و رسمي را توجيه كرد؟‌
اخلاق انسان محور
عده‌اي تصور مي‌كنند كه سياست‌هاي زيست‌محيطي بايد تنها بر پاية تأثيرگذاري‌شان بر روي انسان مورد ارزيابي قرار گيرند (ن.ك باكستر، 1974 و نورتن، 1988). اين ديدگاه موجب پديد آمدن اخلاق زيست محيطي انسان محور شده است. اگرچه سودباوران كلاسيك،‌رنج كشيدن حيوانات را هم در ارزيابي‌هاي خود لحاظ مي‌كنند، نوعي سودباوري- كه به ما توصيه مي‌كند در مقابل رنج‌ها و ناراحتي‌هاي انسان، حداكثر تمتع را از شادكامي و خرسندي‌اش برگيريم- نمونه‌اي از همين اخلاق انسان محور است. پاي‌بندي به اين اخلاق، شخص را عميقا ملزم مي‌سازد كه پيامدهاي گوناگون شقوق مختلف گزينش در مورد كاكادو را در بستر لذت و الم انسان‌ها مورد محاسبه قرار دهد. ما مي‌توانيم دريابيم كه استخراج معادن كاكادو، غناي اكولوژيكي باتلاق‌هاي آن‌جا را كاهش مي‌دهد و اگر چنين اتفاقي رخ دهد، عده‌اي از انسان‌ها ناشاد و اندوهگين خواهند شد. مثلا ممكن است برخي از مردم به دليل وضعيت اسفناك حيوانات خاص آن منطقه متأثر شوند. احتمالا عده‌اي ديگر به خاطر از بين رفتن گونه‌هاي گياهي و حيواني غمگين مي‌شوند و شايد بعضي انسان‌ها- از جمله نسل آينده- شانس بهره‌گيری از لذت‌هاي زيبايي شناسيك يا متمتع شدن از خرسندي ناشي از تفريحات خاص را از دست بدهند، اين امكان وجود دارد كه تغييرات آب و هوايي، تغيير در الگوهاي بارش و تغييرات ديگري از اين دست، تأثيرات نامطلوبي بر عده‌اي ديگر از مردم برجاي گذارد. ديگران شايد به علت ويراني و غارت مناطقي كه گونه‌اي تعلق عاطفي و معنوي بدان داشته‌اند، دچار آسيب‌هاي روحي و رواني شوند.
در يك محاسبه رياضي، تمامي اين تأثيرات و پيامدهاي منفي از همة سودمندي‌ها و شادكامي‌هايي كم مي‌شوند كه استخراج معادن كاكادو به همراه خواهد داشت. يك اخلاق انسان محور مي‌تواند به شكل‌گيري توافقات بنيادي با سياست‌هاي محيط‌باوران منجر شود. اما به هر حال اين قضاوت‌ با در نظر گرفتن علايق انسان‌ها به تنهايي و به خودي خود غني‌تر شده است. يكي از راه‌هاي مفيد براي طرح و بيان اين اخلاق اين است كه بگوييم اين اخلاق تنها انسان‌هاي به لحاظ اخلاقي قابل ملاحظه را مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهد. يك چيز هنگامي به لحاظ اخلاقي مهم و قابل ملاحظه است كه به خاطر خودش، شخصا و في‌نفسه و مستقل از سودمندي‌اش به عنوان ابزاري براي ديگر اهداف، وارد حوزه ارزيابي اخلاقي شود.
لاك‌پشت دماغ خوكي را در نظر بگيريد. در اخلاق انسان محوري كه پيش از اين توضيح داده شد، نه گونه‌اي از اين لاك‌پشت به عنوان يك كل و نه تك به تك اعضاي آن، به لحاظ اخلاقي قابل ملاحظه و مهم‌اند. تنها شادي و اندوه انسان‌هاست كه به لحاظ اخلاقي مهم است، و اين لذت و الم ممكن است از آنچه كه براي لاك‌پشت‌ها اتفاق مي‌دهد تأثير بپذيرد، يا ممكن است از آن متأثر نشود.
اخلاق جانور محور

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره تصفيه آّب

دسته بندی: فنی و مهندسی

تحقیق درباره تصفيه آّب

محصول * تحقیق درباره تصفيه آّب * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 153
 
در سيستم هاي نوين پوششي، به دليل معضلات زيست محيطي تلاش در جهت کاهش مصرف حلالها (براي سيستم هاي پوششي) است. زيرا اين حجم از حلال پس از خشک شدن فيلم از آن خارج و در محيط پراکنده مي شود. VOC معياري است که براي توصيف اين مقدار، بيان مي‌شود.
يکي از روشهاي کاهش VOC (براي سيستم هاي پوششي) آن است که حلال را با آب جايگزين کرده و يا اينکه مقدار حلال آلي را کاهش دهيم .
براي تحقق اين هدف در روش اول رزينهايي تهيه شدند که محلول در آب بوده و يا بصورت امولسيونهاي آبي و يا ديسپرس در آب مي باشند، در روش دوم نيز سيستم هاي پرجامد که بيش از 80 درصد مواد دارند و يا پوششهاي پودري که مقدار حلال در آنها کمتر از 5% است، ابداع شده‌اند.
هدف در اين پروژه بررسي نوع اول از پوششهايي است که در بالا ذکر شد. از آنجايي که پايه پوشش از روي رزين مربوطه به آن تعيين مي شود، اين سيستم هاي را پوششهاي پايه آبي گويند که داراي مقدار VOC پايين تر از lb/gal 0/2 مي باشند.
با توجه به انواع مختلف از اين نوع رزين ها، مي توان طيف گسترده‌اي از خواص شيميايي و فيزيکي را بدست آورد. براي مثال سيستم هاي پايه آبي مي توانند خواص مثبت زيادي از جمله استقامت و سختي، مقاومت در برابر لکه دار شدن، انعطاف پذيري و مقاومت در برابر خوردگي را تأمين کرده و همچنين مقاومت بالايي نيز در برابر مواد شيميايي و رطوبت از خود نشان دهند.
از طرف ديگر، با توجه به فرمول بندي آنها، مي توان دو نوع هوا خشک يا کوره‌اي از رزين هاي پايه آبي بدست آورد.
پايه آبي
Basecoat
پايه حلالي
basecoat

20 – 13
20 – 13
درصد جامد

حداکثرتا 15
87 – 80
درصد حلال

420 >
800 – 650
VOC (g/L)

جدول شماره 1
انواع پوششهاي پايه آبي:
تنوع اين سيستم ها از روي حالتي که رزين آنها با آب ايجاد مي کند، مي باشد.
پوششهاي پايه آبي از نوع امولسيونهاي آبي:
اين سيستم ها شامل پليمرهاي امولسيوني مي باشند که به صورت ذرات کروي با وزن مولکولي بالا در آب پراکنده و ديسپرس مي شوند. در اين سيستم ها مي توان وزن مولکولي پليمر را به منظور بهبود خواص فيلم، افزايش داد و از آنجايي که بين کره هاي پليمري توسط آب فاصله‌ايجاد شده است، اين امر تغييري روي ويسکوزيته بوجود نمي آورد. به همين دليل، مزيتهاي حاصل از بالا بودن وزن مولکولي پليمر در سيستم امولسيوني نسبت به دو سيستم ديگر رزين از پوششهاي پايه آبي، خواص سختي و مقاومت شيميايي بهتري را حاصل مي کند. فيلم حاصل از اين پوشش مي تواند هوا خشک و يا ترموست (که در اين حالت، مقاومت شيميايي در برابر حلال افزايش يافته و در بعضي حالات که چغرمگي فيلم تنها با افزايش وزن مولکولي بالا نرود، تشکيل فيلم کوره‌اي آن را جبران مي کند) باشد. اين پوششها به طور گسترده‌اي روي سطوح با کارآيي بالا، اعم از سطوح فلزي و … بکار مي رود.
پوششهاي پايه آبي از نوع حلال در آب:
اين سيستم ها نيز شامل ذرات کروي مي باشند که در آب ديسپرس شده اند. اندازه‌اين ذرات کروي شکل، نسبت به سيستم هاي امولسيوني آبي کوچکتر بوده و در آب حالت متورم پيدا مي کنند. بنابراين وزن مولکولي، مابين پليمرهاي امولسيوني و حالت حلالي قرار دارد. اين اجزاء که پليمرهاي کلوئيدي ديسپرس شده ناميده مي شوند، داراي گروههاي قطبي اعم از اسيدي يا بازي مي باشند که درجه حلاليت را افزايش مي‌دهد. اين پليمرهاي کلوئيدي به عنوان يک حالت مياني از دو نوع پليمرهاي امولسيوني و محلولي در نظر گرفته مي شوند، زيرا خواص هر دو نوع را از خود نشان مي دهند. به طور مثال، از خواص سيستم حلال در آب، خصوصيات جلاي بالا، چغرمگي و مقاومت در برابر آب و مواد شيميايي برآورده مي شود. اين نوع پوشش نيز براي بسياري از کاربردهاي صنعتي استفاده مي شود.
پوششهاي آب کاهنده:
اين پوششها شامل کوپليمرهايي مي باشد که با عمل پليمريزاسيون حاصل شده اند پليمريزاسيون در حلالهاي آلي که در آب تشکيل توده مي دهند،(مانند الکلها و استرها) صورت مي گيرد. گروههاي قطبي روي پليمر، عامل ايجاد يک حلال واقعي از پليمر در آب مي باشند. بر خلاف نوع پليمرهاي امولسيوني، در اين سيستم، ويسکوزيته و خواص پوشش بطور مستقيم به جرم مولکولي پليمر وابسته است. اين سيستم حاصلي با شفافيت بالا، وضوح عالي، خاصيت تر شدن و ديسپرسي پيگمنت بالا، و خواص کاربردي مناسب خواهد داد و معمولاً براي مصارف صنعتي و اعمال روي سطوح فلزي کاربرد دارد.
پس بطور کلي مي توان گفت که رزين هاي مورد استفاده مي توانند سه حالت محلولي، امولسيوني، ديسپرس شده در آب را داشته باشند که در اينجا از روي اين مورد به بررسي گونه ها مي‌پردازيم:
محلولي:
به حالتي گفته مي شود که يک يا چند ماده بصورت هموژن در ماده ديگري ديسپرس شده باشند. بنابراين پوششهاي حلال در آب و آب کاهنده در اين دسته جاي مي گيرند. رزين هاي حلالي پايه آبي شامل گروههاي شيميايي فعال هستند که با افزودن ترکيبات آبي آميني، گروههاي يوني تشکيل مي دهند تا خاصيت قطبي ايجاد شود و رزين حلال در آب شود. بدليل اينکه‌اين رزينها وزن مولکولي پاييني دارند، داراي مزيتهايي از قبيل پايداري مکانيکي و هيدروليکي و زمان انبارداري طولاني مي باشد.
امولسيوني:
امولسيون، يک سوسپانسيون کلوئيدي از دو مايع غيرقابل امتزاج مي باشد که يکي از آنها به صورت کره هاي بسيار ريز است که با يک صابون يا ماده فعال کننده سطح ديگري، پوشانيده شده و در ميان مايع دوم

دانلود + ادامه مطلب

مقاله آثار بمب هاي شيميايي بر محطط زيست

دسته بندی: علوم پایه

مقاله آثار بمب هاي شيميايي بر محطط زيست

محصول * مقاله آثار بمب هاي شيميايي بر محطط زيست * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
 
آثار بمب هاي شيميايي بر محطط زيست
بمب های شیمیایی 
سال هاست که از پایان جنگ تحمیلی می گذرد اما هنوز که هنوز است بسیاری از مجروحان شیمیایی در میان ما زندگی می کنند و بسیاری دیگر سال ها پیش از جمع ما خارج شدند و به مقام رفیع شهادت رسیده اند . بر اساس آمار به دست آمده امروز حدود صد وبیست هزار مجروح شیمیایی در میان ما زندگی می کنند که حال بسیاری از آنها نیز وخیم است . ما در این نوشته قصد داریم با دیدی زیست شناختی کمی از سختی های زندگی جانبازان شیمیایی را به شما معرفی کنیم . مطمئنا ً ما نمی توانیم همه ی سختی ها و رنجی های را که یک جانباز شیمییایی در راه خدمت به وطنش متحمل شده و میشود به شما معرفی کنیم ولی در این راه همه ی تلاش خود را می کنیم .
این اثر مانند بقییه کار های آدمی خالی از اشکال نمی باشد . اگرشما در این نوشته با اشتباه یا اشکالی روبرو شدید خواشمند است این اشتبا ه را به ما گوشزد فرمایید .
تاریخچه ی استفاده از عوامل شیمیایی
به ادعا می توان گفت که قدمت سلاح های شیمیایی به اندازه سلاح ها ی معمولی است ، به طوری که شواهدی مبنی بر استفاده از مواد آتش زا توسط یونانیها (موسوم به آتش یونانی) در سال های ۱۲۰۰ و ۴۲۹ قبل از میلاد مسیح (ع) بدست آمده است. بر طبق همین شواهد « اسپارتها» نیز در جنگهای خود گوگرد و زغال نارس را بر دیوار و حصار دشمن می سوزاندند تا گازهای سمی متصاعد شده وبر دشمن تاثیر نما ید . تاریخ جدید جنگ های شیمیایی از سال ۱۸۹۹ در جنگ انگلیس با بوئرها(مهاجرین هلندی در افریقای جنوبی ) شروع شده که در آن ارتش انگلیس از توپهای حاوی اسید پیکریک استفاده کرد که اثر تهوع زا داشت.
با این حال استفاده ی گسترده از عوامل شیمیایی در جنگها ، تا جنگ جهانی اول سابقه نداشت است . به هنگام جنگ حهانی اول به دلیل پیشرفت دانش و تکنولوژی لازم برای تهیه ی مواد شیمیایی خطرناک امکان کاربرد آنها به مقدار فروان فراهم گردید . اولین مورد استفاده از گاز های شیمیایی در سطح وسیع در آوریل ۱۹۱۵ توسط قوای آلمانی صورت گرفت در این حمله شش هزار سیلندر حاوی گاز کلر برای مسموم کردن نیرو های طرف مقابل به کار گرفته شد که در نتیجه ی آن پنج هزار نفر از نیروهای متفقین به هلاکت رسیدند . بعد از این حمله در سبتامبر همان سال نیروهای انگلیسی نیز از گاز گلر استفاده کزدند . با لاخره آلمان در سال ۱۹۱۵ گاز فسژن و در سال ۱۹۱۷ گاز خردل را وارد صحنه کار زار نمود . استفاده از کاز های شیمیایی برای اولین بار لزوم استفاده از ماسک های محافظتی را مطرح ساخت . ارتش انگلیس از این ماسکها برای اولین بار به منظور حفاظت از اسبها و افراد استفاده نمود. در مجموع می توان گفت که گاز های کلر، خردل و فسژن توسط ارتش آلمان و انگلیس و گاز های موثر در خون از قبیل هیدروژن سیانید و کلرید سیانوژن توسط فرانسوی ها به کار گرفته شد . مطابق آمار حاصل حدود صد هزار نفر کشته و دویست هزار نفر زخمی حاصل استفاده از این گازها بود .
رژیم جنایتکار بعث عراق که انواع سلاح های مدرن غرب و شرق را بر ایمان خلل ناپذیر رزمندگان دلیرمان امتحان کرده بود و به یاس کامل رسیده بود ، در پی شکستهای مداوم و عجز و ناتوانی در مقابل سلحشوران سپاه توحید بکاربرد سلاح های شیمیایی متوسل گردید. ارتش صدام عفلقی در بین سال های آغاز جنگ تا پایان آن در بیش از صدها مورد از سلاح های شیمییایی استفاده کرد ه که در عملیات خیبر ، بدر ، والفجر ۸ و سلسله عملیات های کربلا ابعاد این جنایت به اوج خود رسید .حملات مذکور با استفاده از انواع مهمات شیمیایی (خمپاره ،توپ، بمب و غیره ) حاوی گاز های کشنده از قبیل عوامل عصبی ( تابون ) ، گاز های خردل ، سیانور و عوامل خفه کننده (فسژن) انجام گرفته است .

انواع سلاح های شیمیایی
از نظر نظامی گاز های شمیایی به شش گروه تقسیم می شوند
۱- عوامل سمی کشنده
۲- عوامل ناتوان کننده
۳- عوال کنترل اغتشاش
۴- عوامل دود زای نظامی
۵- عوامل ضد گیاه
۶- شعله ها و آتش ها
ما در این مقاله هدفمان مطالعه ی گروه اول می باشد و از باز کردن گروه های دیگر به دلیل کمبود فضا و وقت خود داری
می کنیم
عوامل سمی کشنده :
الف – عومل تاولزا
۱- خردلها
۲- آرسنیک ها
۳- گزندها
ب- عوال خون
۱-آرسین SA
۲- سیانید هیدروژن AC

دانلود + ادامه مطلب

مقاله آلودگي محيط زيست و تاثير گياهان در جلو گيري از آن

دسته بندی: علوم پایه

مقاله آلودگي محيط زيست و تاثير گياهان در جلو گيري از آن

محصول * مقاله آلودگي محيط زيست و تاثير گياهان در جلو گيري از آن * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 129
 
موضوع :
آلودگي محيط زيست و تاثير گياهان در جلو گيري از آن
بررسي دو گياه عشقه (Hedera colchica) و
كلم زينتي (Brassica oleracea) بعنوان تصفيه كننده هوا
فصل اول
مقدمه
اهميت موضوع پژوهش و پيشينة آن
آلودگي محيط زيست يكي از بزرگترين، يا حتي بزرگترين و حادترين معضل جهان امروز است. آسيب‌هاي بي‌شمار ناشي از آلاينده‌هاي گوناگون بر سلامتي انسان،‌ زيست بوم‌ها و انواع موجودات زنده، توجه دانشمندان و محققان نقاط مختلف دنيا را به خود جلب نموده است. اهميت اين موضوع به حدي است كه اين دهه را دهة محيط زيست نامگذاري كرده‌اند تا تأكيد بيشتري بر جدي بودن مساله آلودگي محيط زيست و لزوم توجه به آن و ضرورت يافتن راهكارهايي جهت جلوگيري از افزايش اين مشكل باشد.
در سال 1803، مالتوس،‌ بزرگترين معضل بشريت را كمبود مواد غذايي دانست و هشدار داد كه با توجه به روند فزايندة افزايش جمعيت كره زمين، به زودي به جايي خواهيم رسيد كه غذاي كافي براي تغذيه همه انسانهاي ساكن اين كره وجود نخواهد داشت و امروز شاهديم كه طبق گزارش‌هاي سازمان ملل، 800 ميليون گرسنه در جهان وجود دارند كه قادر به بدست آوردن غذاي مورد نياز خود نيستند. بعد از مالتوس، عده‌اي ديگر كه خود را نئومالتوسيان ناميدند، آلودگي محيط زيست را معضلي بزرگتر و جدي تر از مساله كمبود مواد غذايي دانستند،‌ و متاسفانه، اخبار تكان‌ دهنده‌اي كه در اين زمينه بدست آمده و مي‌آيد اين حقيقت تلخ را تاييد مي كند. برخي از اخبار و آمارهاي ارائة‌ شده از سوي سازمان‌هاي معتبر جهاني را از نظر مي‌گذرانيم:
● در شهرهاي بزرگ جهان، روزانه صدها نفر جان خود را در اثر آلودگي هوا از دست مي‌دهند. پژوهش‌هايي كه در 15 شهر بزرگ اروپا انجام شده است نشان مي‌دهد كه آلودگي هوا در شهر ليون فرانسه سبب مرگ زودرس 30 تا 50 نفر در روز مي‌شود و در پاريس، 260 تا 350 نفر هر روز بر اثر بيماريهاي قلب و عروق ناشي از آلودگي هوا مي‌ميرند. محققان دانشگاه‌ هارواد دريافته‌اند كه ميزان مرگ و مير در شــــهرهايي كه بيش از استانداردهاي مجاز با آلودگي هوا مواجهند حدود 20 درصد بيشتر از شهرهاي داراي هواي غيرآلوده است و ميزان بيمارهاي قلبي در شهرهاي صنعتي، حدود 30 درصد بيشتر از ساير شهرهاست.
● گزارشي از صندوق محيط زيست بانك جهاني حاكي است كه ســـالانه 800 هزار نفر در جهان بر اثر بيماريهاي تنفسي،‌ قلبي و ساير بيماريهاي ناشي از آلودگي هوا جان خود را از دست مي‌دهند.
● نازايي، اختلالات نوزادان، كم‌خوني، نارسايي‌هاي حاد كليوي، اختلالات كبدي،‌ دردهاي شديد شكمي، بيماريهاي چشمي حاد و بعضاً كوري،‌ مشكلات تيروئيدي، افزايش فشار خون، سكته،‌ فلج،‌ اختلالات حافظه، پايين آمدن بهره هوشي، عدم تمركز و انواع ناراحتي‌هاي روحي و رواني از جمله افسردگي،‌ اضطراب‌‌هاي شديد،‌ تنش‌ها و غيره ،از عواقب انتشار وسيع آلاينده‌ها در جهان مي‌باشند.
●آلودگي محيط زيست منجر به بروز عظيم‌ترين و فاجعه آميزترين انقراض بزرگ تاريخ حيات شده است…. حيات در طول تاريخ طولاني خود، از بيش از سه ميليارد سال پيش، شاهد پنج انقراض عظيم بوده است كه به ترتيب در اواخر دوران هاي اردوويسين، دونين، پرمين، ترياس و كرتاسه رخ دادند. در هر يك از اين پنج انقراض عظيم، تنوع زيستي و تعداد گونه‌هاي زيستي تا حد زيادي كاهش يافت و گاه چند ميليون سال طول مي‌كشيد تا تنوع زيستي دوباره بهبود حاصل كند و غناي خود را بازيابد. مشهورترين آنها، انقراض پنجم بود كه

دانلود + ادامه مطلب

مقاله درباره مناسبات معرفتى حاکم بر عرفان و محيط ‌زيست

دسته بندی: علوم انسانی

مقاله درباره مناسبات معرفتى حاکم بر عرفان و محيط ‌زيست

محصول * مقاله درباره مناسبات معرفتى حاکم بر عرفان و محيط ‌زيست * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 4
 
مناسبات معرفتى حاکم بر عرفان و محيط ‌زيست
علم عرفان، دانش شناخت خدا، صفات خدا، تجليات خدا و چگونگى وصول به مقام توحيد و ربانى شدن است. از همين رو علم عرفان را علم توحيد و موحد شدن دانسته‌اند.قلمروهاى عرفان يا علوم هم‌خانواده آن را نيز مى‌توان چهار دانش برجسته دانست؛ عرفان نظري، عرفان عملي، فلسفه عرفان و عرفان تطبيقي. عرفان نظرى مانند فلسفه به بررسى مبانى معرفتى و هستى‌شناسى يا جهان‌بينى عرفانى مى‌پردازد به عبارت ديگر به اين پرسش پاسخ مى‌دهد که عارفان به عالم و آدم و دين و دنيا چگونه مى‌نگرند و عرفان عملى درصدد تبيين اصول و چگونگى سير و سلوک براى راهيابى به مقام خلافت الهى يا نزديکى به بارگاه قدس کبريايى است. در عرفان عملى شيوه‌هاى تحقق و عينيت توحيد در زندگى فردى و اجتماعى مطرح مى‌شود؛ به عبارت ديگر؛ موضوع و محور بررسى عرفان عملى بايدها و نبايدهاى پندارى و کردارى مبتنى بر عرفان نظرى است. فلسفه عرفان، به بررسى بيرونى و عقلانى علوم عرفانى و مبانى مدعيات عرفانى مى‌پردازد. در اين بررسى برخلاف عرفان نظرى و عملى سر و کار ما صرفا با مباحث فلسفى است ولى در آن دو علم پاى مباحث قرآني، حديثى يا دريافت شهودى نيز به ميان مى‌آيد. عرفان تطبيقي، دانشى مقايسه‌اى است؛ يعنى در آن عرفان نظرى يا عملى در يک مکتب با مکتب‌ها و مسلک‌هاى ديگر مقايسه مى‌شود و تمايزها و تشابه‌هاى دو گرايش معين مى‌گردد. اما گفتمان محيط‌زيست، گفتمان جديد و نوظهورى است. به اين معنى که در قرون پيشين که علوم تجربى و تکنولوژى در مراحل ابتدايى بود مسئله‌اى به نام محيط‌زيست هم مطرح نبود ولى در نيمه دوم قرن نوزدهم و سده‌ اخير که صنعت و عوارض آن گسترش مى‌يابد بحران زيست محيطى نيز در غرب و کشورهاى صنعتى ديگر جدى مى‌شود. مى‌دانيم که بعد از توليد سلاح‌هاى هسته‌اى و شيميايى و استفاده آمريکا و قدرت‌هاى استعمارى از آنها و چگونگى دفن زباله‌هاى اتمى خود به بحران زيست محيطى تبديل شد و از سوى ديگر سوخت‌هاى فسيلى چون نفت و گاز در مراحل استخراج، انتقال و مصرف آن در صنعت و رواج شهرنشينى و عوارض محيطى آن به اين بحران دامن زد. از همين رو بحث محيط‌زيست به طور جدى وارد عرصه علوم و سازمان‌هاى دولتى و خصوصى مى‌شود و بررسى‌هاى ميان رشته‌اى همچون: اقتصاد و محيط‌زيست، اخلاق و محيط‌زيست، دين و محيط‌زيست و … رايج مى‌گردد. در کشور ما نيز به عنوان يک کشور به سرعت در حال توسعه بويژه بعد از انقلاب اسلامى به طور طبيعى گفتمان‌هاى رشته‌اى و ميان رشته‌اى محيط‌زيست رواج پيدا مى‌کند.
بنابراين، محيط‌زيست؛ يعنى فضا و شرايط که در آن نفس مى‌کشيم و زندگى مى‌کنيم و علم محيط‌زيست، علمى است که پيرامون رابطه زيستى انسان با فضاى پيرامونى و تاثير متقابل ميان فرد يا جامعه با محيط زندگى به بحث مى‌پردازد و هدف آن حفظ سلامتى جسمى و روانى انسان و مراقبت از پاکى و شادابى محيط طبيعى و انسانى است و گستره مباحث آن نيز سه قلمرو اساسى است: مباحث محيط‌زيست طبيعي، مباحث محيط‌زيست انسانى و مباحث فلسفى محيط‌زيست. بررسى نخست به بحث آلاينده‌هاى طبيعى يعنى جامدات، مايعات گازها، گياهان و حيوانات مى‌پردازد. اين قبيل مباحث ماهيت فيزيکي، شيميايى و زيستى دارد ولى مباحث زيست محيطى انسانى به پديده‌هاى اخلاقى – فرهنگي، اقتصادى و سياسى محيط توجه دارد؛ يعنى آلاينده‌هاى محيطى چون آلاينده‌هاى صوتي، تصويري، رفتارى و … نيز هستند که ماهيت انسانى دارند. در مباحث زيست محيطى غرب و فرهنگ‌هاى سکولار توجه عمده اى به محيط‌زيست طبيعى دارند ولى درنگرش دينى – اسلامى اهميت محيط‌زيست انسانى کمتر از محيط طبيعى نيست.
ممکن است مباحث محيط انسانى به علم سياست، مديريت و اقتصاد مربوط باشد نه مباحث محيط‌زيست؛نه محيط انسانى از جنبه روابط سياسي، فرهنگى – اخلاقى و اقتصادى بدون لحاظ مسائل زيستى و سلامتى روانى و جسمى به قلمرو علم سياست، جامعه‌شناسي، اقتصاد و … مربوط مى‌شود ولى از جنبه‌ ارتباط پديده‌هاى ياد شده با سلامتى جسمى و روانى به حوزه مباحث زيست محيطى مرتبط است.
گستره سوم مباحث محيط زيستى که مباحث فلسفى است چگونه است؟
بله، مباحث زيست محيطي، مسائل بيرونى و کلى نيز دارند. براى مثال، تعريف محيط‌زيست، تاريخچه، مباحث زيست محيطي، رابطه مباحث محيط‌زيست با دين، هنر، فقه،‌ عرفان، فلسفه، حقوق و …، قلمروشناسى و … همه، مسائل فلسفى و بيرونى هستند برخلاف مباحث از نوع نخست و دوم؛ يعني، طبيعى و انسانى که مباحث درونى هستند.
جايگاه معرفتى موضوع مورد بحث در کجاست؛ يعنى بحث رابطه عرفان با محيط‌زيست از مسائل عرفان است يا محيط‌زيست طبيعى و انساني؟
اين مسئله از مسائل ميان رشته‌اى است؛ يعني، هم هويت عرفانى دارد و هم زيست محيطى و على‌القاعده مى‌تواند هم از مسائل و مباحث فلسفه عرفان باشد و هم از مسائل فلسفه محيط‌زيست. به عبارت ديگر؛ اين پرسش يک پرسش بيرونى و فلسفى در باب عرفان و محيط‌زيست است. پس جايگاه اين مسئله را در فلسفه عرفان و هم در فلسفه محيط‌زيست مى‌دانم.
اينک به بررسى رابطه و پيوند عرفان با مسائل محيط‌زيست بپردازيم که رسالت اصلى اين گفتگو است؛
پيش‌تر گفتم که در جوامع صنعتى مشکلات محيط‌زيست به بحران تبديل شد چنان که هم اکنون نيز اين بحران در غرب و کشورهاى ديگر بويژه به سبب تهديد‌هاى نظامى و گسترش سلاح‌هاى اتمى و بيولوژيک غرب و شرايط حاکم بر کشورهاى مورد اشغال و تهديد به قوت خود باقى است.
اينک پرسش اصلى اين است که چگونه مى‌توان بر بحران و معضلات زيست محيطى جهان امروز غلبه کرد؟
دو راه حل عمده در غرب و دنياى صنعتى عبارت است از: راه حل سکولار و راه حل غيرسکولار. راه حل نخست اين است که: بايد بحران زيست محيطى را با علم و تکنولوژى حل کرد، چنان که خود اين بحران، حاصل علم و تکنولوژى است، راه حل آن نيزاز طريق عامل بحران ممکن است. پس بايد به کمک علم و تکنولوژى محيط‌هاى آلوده و عوامل آلاينده را از ميان ببريم. راه حل دوم که راه حل فلسفى – معنوى است از آن مارتين هايدگر فيلسوف بلندآوازه آلمانى معاصر است. او مى‌گويد: بحران علم و تکنولوژى بحرانى بنيادين و ريشه‌‌اى است؛ يعنى بايد زير ساخت‌ها و چارچوب‌ حاکم بر علم و تکنولوژى مدرن را تغيير داد.به عبارت ديگر؛ تا ريشه‌ها و خاستگاه بحران در علم تکنولوژى باقى است بحران نيز باقى خواهد بود. مشکل علم و انديشه مدرن اين است که از معنى وجود و زندگى عادى است به اين معنى که بشر امروز معناى زندگى را گم کرده است و از باطن حيات غافل است پس بايد نوع نگاه‌ها عوض شود وگرنه جنگ جهانى اول پايان نيافته، جنگ جهانى دوم آغاز خواهد شد و اين ديوار کج تا ثريا خواهد رفت.
او براى رفع بحران به انسان معاصر دو راهبرد اساسى توصيه مى‌کند؛ ضرورت وارستگى از اشيا و گشودگى از براى راز؛ يعني، بايد انسان اسير لذت و قدرت ناشى از علم و صنعت، خود را از اين اسارت نجات دهد و ديگر اينکه بايد گوش و جان خود را به نداى باطن هستى که از ناى هنر، اسطوره، عرفان و … بيرون مى‌آيد متوجه سازد و از آن استقبال کند. بشر بحران‌زده‌ غرب صنعتى قرن‌هاست که راه آسمان را به روى خود بسته و به لذات زمينى دلخوش کرده است. از همين رو هايدگر بر اين باور است که بشر قرن بيستم در شب تاريک عالم و تاريخ انسان قرار گرفته است.البته راهبرد هايدگر، بنيادين و بسيار دقيق است ولى ساز و کار روشن حل مشکل را بيان نمى‌کند به همين سبب عده‌اى جهان‌بينى او را غيرمعنوى و الحادى تلقى کرده‌اند . به نظر ما بهترين راهبرد براى حل بحران‌هاى زيست‌محيطى امروز بازگشت بشر به نگرش عرفانى جامع در تمدن اسلامى است؛ يعنى نخست بايد نوع نگاه ما به جهان و انسان نگاه عاشقانه توحيدى باشد. کسى که جهان طبيعت را جلوه‌گاه اسماء و صفات الهى مى‌داند و به آن عشق مى‌ورزد هرگز به تخريب و آلودگى آن تن در نمى‌دهد. سعدى مى‌گويد:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
چنان که حافظ مى‌گويد:
منم که شهره ‌شهرم به عشق ورزيدن
منم که ديده نيالوده‌ام به بد ديدن
پس گام نخست در غلبه بر بحران محيط‌زيست به تعبير مرحوم سپهرى شستن چشم‌ها و نگاه از نوعى ديگر به عالم و آدم است و گام دوم مهندسى علم، تکنولوژى جديد و هنر بر مبناى نگرش ياد شده وگرنه هرگز بحران‌هاى طبيعى و انسانى محيط، انسان امروز را رها نخواهد کرد. هرچند ممکن است به کمک دانش و تکنولوژي، او بتواند بر بحران محيط طبيعى (به فرض محال) غلبه کند ولى هرگز بر محيط روانى و انسانى غالب نخواهد شد. مولوى مى‌گويد:
آن يکى در کنج زندان مست و شاد
و آن يکى در باغ ترش و بى‌مراد
چرا که نوع نگاه او محيط زيباى باغ و طبيعت را نازيبا کرده است. مولوى در مثنوى ديگرى مى‌گويد:
اى برادر تو همه انديشه‌اي
مابقى خود استخوان و ريشه‌اي
گر شود انديشه‌ات گل گلشني
ورشود خارى تو هيمه گلخني
دو ابهام به نظر مى‌رسد باقى مانده باشد؛ يکى اينکه آيا از فلسفه اسلامى نيز اين کار ساخته است؟ و ديگر اينکه؛ آيا هر عرفانى اين کارايى را دارد؟
اگر فلسفه اسلامى مانند فلسفه شيخ اشراق و ملاصدرا با عرفان اسلامى عجين شده باشد همان کارآيى را خواهد داشت وگرنه خير؛ در اين صورت فلسفه اسلامى مى‌تواند مقدمه عرفان اسلامى باشد که در جاى خود کارآمد است.اما اينکه هر عرفانى کارآمد باشد، خير؛ برخى از مسلک‌هاى عرفانى و تصوف حتى عامل آلودگى محيط‌زيست و موجب بى‌توجهى به محيط‌زيست هستند. براى مثال، عرفانى که طرد افراطى دنيا و زيبايى‌هاى آن را به بهانه‌ عدم دنيا‌طلبى توصيه مى‌کند و حتى زندگى در شرايط غير بهداشتى و کثيف را موجب تقرب به خدا مى‌داند، چگونه مى‌تواند در حفظ محيط‌زيست کارآمد باشد، چنان که نمونه‌هايى از اين‌گونه عرفان‌ها را در تذکره‌الاولياى مرحوم عطار مى‌توانيد مطالعه کنيد. پس مراد ما از عرفان کارآمد، عرفان از نوع عرفان مولوي، حافظ، امام خميني، ملاصدرا، محيى‌الدين و … است.
منبع:روزنامه رسالت

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره دین و اخلاق زيست محيطى

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره دین و اخلاق زيست محيطى

محصول * تحقیق درباره دین و اخلاق زيست محيطى * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 22
 
دین و اخلاق زيست محيطى (1)
نويسنده : عطيه فاضل دربندي
چشمهاى جهانيان به ما دوخته شده است؛ آنان مى خواهند اسلام را از رفتار ما بشناسند. اين رفتار و كردار ماست كه مى تواند اسلام واقعى را به جهانيان بنماياند. نگاهى گذرا به آيات قرآن و زندگى معصومان روشن مى سازد كه عدالت در رفتار و كردار از مهم ترين فضايل اخلاقى است؛ اما عدالت نه فقط در ميان انسانها، بلكه در برخورد با نعمتهاى الهى و ديگر موجودات كه چون ما حيات دارند و شايد گاه در تصديق و تكريم مقام ربوبيّت از ما پيش تر باشند نيز مطرح است. اينكه با دست يافتن به تكنيك و فن آورى، با حيوانات و گياهان با بدى و بى توجهى رفتار كنيم خلاف عدالت است.
امروزه با اينكه دستگاههاى توليدى و ماشينى گسترده شده و همه چيز را تحت الشعاع قرار داده، دامدارى و كشاورزى مهم ترين بخش از زندگى انسان را تشكيل مى دهد. نياز به اين دو تا آن پايه مهم است كه گاه كشورهاى قدرتمندى همچون روسيه براى رفع نيازمندى خود ناچار مى شوند با دادن امتيازهاى سياسى، به سوى كشورهاى قطب مخالف، دست نياز دراز كنند.
از اين رو در اسلام و تعليمات حيات آفرين آن، دامدارى و كشاورزى اهميت بسيارى يافته است. اسلام، مسلمانان را به اين دو تشويق نموده كه به عنوان نمونه، سخنى چند را يادآور مى شويم: [1]
«پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ به يكى از بستگانش فرمود: چرا در خانه ات بركت نمى آورى. عرض كرد: منظورتان از بركت چيست؟ فرمود: گوسفند شيرده! سپس اضافه فرمود: هر كس در خانه خود گوسفند شيرده يا گاو ماده داشته باشد، سر تا پا بركت است.» [2]
«از پيامبر نقل شده كه درباره اهميت گوسفند فرمود: گوسفند سرمايه بسيار خوبى است.» [3]
در تفسير نور الثقلين ذيل آيات مورد بحث از امام اميرالمؤمنان على ـ عليه السلام ـ مى خوانيم:
«بهترين چيزى كه انسان در خانه براى خانواده خود تهيه مى كند گوسفند است، هر كس در منزل خود گوسفندى داشته باشد، در هر روز فرشتگان خدا دو بار او را تقديس مى كنند.»
ممكن است شرايط تربيت كردن گوسفند در خانه براى بسيارى فراهم نباشد، ولى هدف اصلى اين است كه به تعداد خانواده ها توليد و تربيت گوسفند به طور مستمر انجام گيرد. در اهميت زراعت نيز همين بس كه اميرمؤمنان على ـ عليه السلام ـ مى فرمايد:
«من وجد ماءً و تراباً ثم افتقر فابعده اللّه.» [4]
«هر كس آب و خاكى داشته باشد و با اين حال فقير باشد، خدا او را از رحمت خويش دور كند.»
بديهى است اين گفتار بزرگ، همان گونه كه درباره يك فرد صادق است درباره يك ملت نيز صدق مى كند؛ مردمى كه آب و خاك به قدر كافى دارند و امّا باز هم به ديگران نيازمندند، مسلم است كه از رحمت الهى به دورند!
از پيامبر ـ صلى الله عليه وآله وسلم ـ نقل شده است كه فرمود:
«عليكم بالغنم و الحرث فانهما يروحان بخير و يغدوان بخير.» [5]
«بر شما باد كه به تربيت گوسفند و كشاورزى بپردازيد كه در رفت و آمد هر دو (آغاز و انجامشان) خير و بركت است.»
از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده كه فرمود:
«ما فى الاعمال شىء احب الى اللّه من الزراعة.» [6]
«هيچ عملى نزد خدا از زراعت محبوب تر نيست.»
همچنين در حديثى از امام صادق ـ عليه السلام ـ مى خوانيم:
«الزارعون كنوز الانام يزرعون طيباً اخرجه اللّه عز و جل و هم يوم القيامة احسن الناس مقاماً و اقربهم منزلة يدعون المباركين.» [7]
«كشاورزان گنجهاى مردم اند، غذاى پاكيزه را كه خداوند ارزانى داشته زراعت مى كنند و آنها در روز قيامت برترين مقام را دارند و به خدا نزديك ترند و آنها را به نام “مباركها” صدا مى زنند.»
وقتى امامان معصوم تا اين حد از كشاورزى و دامدارى سخن مى گويند، چگونه ما به خود اجازه مى دهيم كه اين چنين با طبيعت رفتار كنيم؟ شاخه اى را بشكنيم و درختى را ريشه كن كنيم؛ يا وقتى حيوانى را مى بينيم، با نهايت بى رحمى با آن رفتار مى كنيم. ما سرمشقى بهتر از پيامبران و امامان معصوم نداريم و بايد از آنان درس بگيريم. آيا نمى دانيم كه آن بزرگواران چگونه با اين طبيعت زيبا كه به بيان قرآن هر دم در حال حمد و ثناى پروردگار است، رفتار مى كردند؟
بحثهاى خود را درباره نمودهاى اخلاق زيست محيطى، در ضمن چند فصل به شما خوانندگان ارجمند تقديم مى داريم.
فصل اول: اخلاق زيست محيطى در قرآن كريم
سليمان در وادى مورچگان
پرواضح است كه سخن به ميان آوردن از اين داستان، نشان از اهميت موضوع براى پروردگار عالميان دارد. خداوند در آيه 18 سوره نمل مى فرمايد:
(حتى اذا اتوا على واد النمل قالت نملة يا ايها النمل ادخلو مساكنكم لا يحطمنّكم سليمان و جنوده و هم لا يشعرون)
«تا به سرزمين مورچگان رسيدند، مورچه اى گفت: اى مورچگان! به لانه هاى خود برويد تا سليمان و لشكرش شما را پايمال نكنند در حالى كه نمى فهمند!»
سليمان با آن لشكر عظيم حركت كرد تا به سرزمين مورچگان رسيد. مورچه اى از مورچگان، همنوعان خود را مخاطب قرار داد و آنها را از خطر احتمالى آگاه ساخت.
از عبارت «در حالى كه نمى فهمند» برداشت مى شود كه عدالت سليمان حتى بر مورچگان ظاهر و آشكار بود؛ چرا كه مفهومش اين است كه اگر آنها متوجه باشند، حتى مورچه ضعيفى را پايمال نمى كنند و اگر پايمال كنند، بر اثر عدم توجه آنهاست. در آيه بعد چنين آمده است:
(فتبسم ضاحكاً من قولها وقال رب اوزعنى ان اشكر نعمتك التى انعمت علىَّ و على والدىَّ و ان اعمل صالحاً ترضه و ادخلنى برحمتك فى عبادك الصالحين)
«(سليمان) از سخن او تبسمى كرد و خنديد و گفت: پروردگارا! شكر نعمتهايى را كه بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته اى به من الهام فرما و توفيق مرحمت كن تا عمل صالحى كه موجب رضاى تو گردد، انجام دهم و مرا در زمره بندگان صالحت داخل نما.»
در اينكه چه چيز سبب خنده سليمان شد، مفسران سخنان گوناگونى دارند؛ اما برخى گفته اند اين خنده شادى بود؛ چرا كه سليمان متوجه شد حتى مورچگان به عدالت او و لشكريانش اعتراف دارند و تقواى آنها را مى پذيرند. برخى ديگر گفته اند كه سليمان از آن شاد شد كه با آن همه حشمت و مكنت و قدرت، مورى زير پاى لشكريان او آزرده نمى شود.
آنچه شايان توجه است آن كه سليمان با داشتن آن قدرت و حكومت بى نظير، از خدا مى خواهد تا به وى توفيق دهد هميشه عمل صالح انجام داده و در زمره بندگان شايسته باشد. روشن است كه هدف نهايى سليمان قدرت نيست. او همه اينها را مقدمه اى براى جلب خشنودى و رضاى خدا مى داند. [8]
داستان هدهد و ملكه سبا
در سوره نمل، در ادامه داستان سليمان آمده است:
(و تفقَّد الطير فقال مالى لا ارى الهد الهد ام كان من الغائبين لاَُعَذِّبَنَّهُ عذاباً شديداً و لا ذبحنَّه او لياتينى بسلطان مبين) [9]
«(سليمان) در جست و جوى پرنده (هدهد) برآمد و گفت: چرا هدهد را نمى بينم يا اينكه او از غائبان است؟ من او را قطعاً كيفر شديدى خواهم كرد يا او را ذبح مى كنم يا دليل روشنى براى من بياورد.»
اينكه سليمان هدهد را نديد و در جست و جوى او برآمد، به وضوح بيانگر اين حقيقت است كه وى به دقت، مراقب اوضاع حكومت خود بود و حتى غيبت يك مرغ از چشم او پنهان نمى ماند! اينكه سليمان ابتدا گفت: «من او را نمى بينم» و سپس افزود «يا اينكه او از غائبان است» ممكن است اشاره به اين باشد كه او بدون عذر موجهى حضور نداشته يا با عذر موجهى غيبت كرده است.
سليمان براى اينكه حكم غيابى نكرده باشد و در ضمن غيبت هدهد بر ديگر پرندگان ـ و بلكه مأموران حكومت ـ اثر منفى نگذارد افزود: من او را قطعاً كيفر شديدى خواهم داد، يا او را ذبح مى كنم؛ مگر اينكه براى غيبتش دليل روشنى بياورد. منظور از «سلطان» در اينجا دليلى است كه مايه تسلط انسان بر اثبات مقصودش شود و تأكيد آن به وسيله «مبين» براى اين است كه اين پرنده متخلّف «حتماً» بايد دليل روشنى براى تخلف خود اقامه كند.
در حقيقت سليمان بى آنكه عجله اى در كار داورى به خرج داده باشد، در صورت ثبوت تخلف، تهديد لازم را انجام داد و حتى براى تهديد خود دو مرحله قائل شد كه متناسب با مقدار گناه بوده است. او با اين كار خود نشان داد كه حتى در برابر پرنده ضعيفى، تسليم دليل و منطق است و هرگز بر قدرت و توانايى خود تكيه نمى كند.
نكته جالب آنكه سليمان به حدى به لشكريان خود و حتى پرندگانى كه مطيع فرمان او بودند آزادى و امنيت و جسارت داده بود كه هدهد بدون ترس و با صراحت به او مى گويد: «من به چيزى آگاهى يافتم كه تو از آن آگاه نيستى.» برخورد او با سليمان همچون برخورد درباريان چاپلوس با سلاطين جبار كه براى بيان يك واقعيت، نخست مدتى تملق مى گويند، نبود. اينها همه آثار ديانت و عدالت و خداترس بودن سليمان است. [10]
سليمان حكيمى بود كه در عين قدرت جز با منطق سخن نمى گفت و حتى در گفت و گو با پرنده اى همچون هدهد، حق و عدالت را زير پا نمى نهاد.
فصل دوم: اخلاق زيست محيطى در نهج البلاغه

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره آموزه مهدويت و حقوق محيط زیست

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره آموزه مهدويت و حقوق محيط زیست

محصول * تحقیق درباره آموزه مهدويت و حقوق محيط زیست * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 19
 
آموزه مهدويت و حقوق محيط زیست
نويسنده: دکتر بهرام اخوان کاظمي
چكيده
موضوع محيط زيست و ضرورت صيانت و حمايت از آن در كليه ادوار تاريخ بشر از اهميت ويژه‌اي برخوردار بوده تا جايي كه اين امر، انسان‌ها و جامعة انساني را وادشته است كه در چند دهه اخير، با وضع مقررات و قواعد ويژه‌اي، حقوق خاصي را تحت عنوان حقوق محيط زيست تدوين نمايند، اما با اين وجود هنوز هم بشر مدرن نتوانسته تبعات مخرّب حيات صنعتي، ماشيني و مصرفي خود را بر محيط زيست كنترل نمايد و جهان همواره با روند تخريب و آلودگي روز‌افزون محيط مزبور رو‌به‌رو است.
نظر به ضرورت طرح مباحث جديد و گشودن زواياي جديد در حوزه موضع مهدويت، اين مقاله تلاش دارد كه نوع نگرش به محيط زيست و جايگاه آن را در حيات طيبة مهدوي بررسي نموده و اين مدعا را اثبات نمايد كه حقوق محيط مذكور و هم‌چنين حقوق كليه جانداران و نباتات در عصر ظهور به نحو اكمل رعايت شده و حتي اين موجودات و محيط زيست آنها در دوران مهدي عليه السلام به نهايت تحقق استعدادها و قابليت‌هاي بالقوه خويش خواهند رسيد.
فصل اول : نگرشي به حقوق محيط زيست در جهان امروز
محيط زيست‌يكي از اصلي‌ترين دغدغه‌هاي بشر وجهان مدرن در چند دهة گذشته تاكنون بوده است. برهمين مبنا، ايجاد و تحول حقوق و تكاليف مربوط به محيط مزبور، چه در حقوق داخلي و چه در حقوق بينالملل از مسائل بسيار مهمي است كه ذهن بسياري از صاحب‌‌نظران، دولت‌مردان، و انبوهي از سازمان‌هاي جهاني و معاهدات بين‌المللي را به خود معطوف و مشغول نموده است.
البته محيط زيست دست‌كم به معناي امروزي آن در بسياري از زبان‌ها يك اصطلاح نو و تازه است و سابقه كاربرد آن در زبان فرانسه به قرن دوازدهم برمي‌گردد، هر چند كه اين اصطلاح از آغاز دهة 1960 م كاربرد پيوسته پيدا كرده است.
محيط زيست از گذشته‌هاي دور نيز مورد احترام تمدن‌ها و فرهنگ‌هاي پيشين بوده و از قداست خاصي برخوردار بوده است؛ مثلاً در بين ايرانيان، پرستش ميترا يا خورشيد؛ در بين هنديان و مصريان، تقديس رودخانه‌هاي گنگ و نيل و در بين بابليان، پرستش ستارگان رواج داشته و در كتاب‌هايي هم‌چون ريگ ودا (كتاب مقدس هندوان)، تورات و قانون حمورابي در خصوص حفظ منابع طبيعي و خود آلودگي محيط زيست مطالبي وجود دارد. اقوام ديگر چون فنيقي‌ها، ليدي‌ها، هيتي‌ها، اقوام مايا و اينكا نيز به تقديس پديده‌هاي طبيعي پرداختهاند كه نشانة ظهور ايدة علاقه به طبيعت و حفظ محيط زيست از ادوار گذشته مي‌باشد.
با ظهور انقلاب صنعتي در قرن هجدهم، آسيب‌هاي زيست محيطي؛ به‌ويژه در جهان صنعتي غرب شكل بسيار ملموس‌تري يافت و پس از آن در قرن بيستم خسارات زيست محيطي با قضايايي هم‌چون تريل اسميلتر در 1941، كانال كورفو در 1946، اختلاف درياچه لانو در1957، اختلاف سدگات در 1968، قضيه كاسموس 954 در سال 1978 در فضا، فاجعه كارخانه شيميايي بوپال هند در سال 1984، فاجعه نيروگاه هستهاي چرئوبيل در 26 آوريل 1986 و آلودگي‌هاي ناشي از حريق عمدي چاه‌هاي نفت كويت توسط عراق در جنگ دوم خليج فارس، شكل عيني‌تر و بحراني‌تري يافت و نشان داد كه بشريت براي چيرگي بر اين خطرات نيازمند عزمي جهاني و برنامه‌ريزي دقيق و انجام اقدامات قاطع و فراگير در سطوح محلي، منطقه‌اي و بين‌المللي است؛ زيرا در غير اين صورت حيات بشري دچار نابودي و انهدام روز افزون‌تري خواهد شد.
امروزه تهديدهاي زيست محيطي، دامنه وسيعي را در بر مي‌گيرد؛ از جمله: آب وهوا، ميزان حرارت و گرم شدن دماي زمين، بالا آمدن سطح درياها، حفظ گونه‌هاي مختلف و به ويژه نادر گياهي و جانوري، فرسايش لايه ازن، آثار فعاليت‌هاي صنعتي ناشي از اعمال انسان، تخريب جنگل‌ها، آلودگي آب‌ها، باران‌هاي اسيدي، آلودگي‌هاي صوتي، نظامي، و هسته‌اي و مانند آن.
از سويي برخي از اين ضايعات زيست محيطي، خود نيز منشأ ضايعات گسترده تري شدهاند؛ مثلاً كارشناسان معتقدند كه قطع درختان جنگلي به صورت انبوه و انتشار ممتد ضايعات صنعتي در فضا باعث تغييرات بسيار منفي در وضعيت آب و هواي جهاني و بالا آمدن سطح آب درياها، و به تبع آن، زير آب رفتن دشت‌هاي ساحلي و گسترش امواج گرمازا گرديده است؛ هم‌چنان كه سوخت‌هاي فسيلي و استفاده نامتناسب و گسترده از آنها باعث افزايش دي‌اكسيد‌كربن زمين و ايجاد پديدة گازهاي گلخانه‌اي شده است. وجود گازهاي سمي منتشره از فعاليت‌هاي صنعتي انساني منجر به اسيدي شدن باران‌ها گشته و آب‌هاي مصرفي و فضاي حياتي موجودات دريايي را مسموم نموده و سلامت انسان‌ها را به خطر مي‌اندازند.
امروزه اين اعتقاد وجود دارد كه اگر چه موضوعات محيط زيستي از جهت روابط بين‌الملل، پديده‌هاي جديدي نيست اما با توجه به وخامت اوضاع آن، رهبران جهان به طور فزاينده‌اي مسائل محيط زيستي را از موضوعات حاشيه‌اي و جانبي، به دستور كار اصلي سياسي‌شان منتقل كردهاند.
هم‌چنان كه همين رويه نيز در مورد عمل‌كرد سازمان‌هاي بين‌المللي و جهاني در نحوة برخورد پيشگيرانه از آلودگي محيط زيست مشاهده مي‌شود و تصويب و عقد ده‌ها معاهده و كنوانسيون زيست محيطي بيان كننده چنين اهميت روز افزوني است.
بايد خاطرنشان نمود كه اصطلاحمحيط زيست را مي‌توان به يك منطقه يا تمام سياره و حتي به فضاي خارجي‌اي كه آن را احاطه كرده اطلاق كرد. يونسكو براي محيط زيست، از اصطلاح بيوسفر يا لاية حياتي نام برده كه از تعاريف مُوَسَّع در اين باره بوده و عبارت است از : محيط زندگي بشر يا آن بخش از جهان كه بنا به دانش كنوني بشر، همة حيات در آن استمرار دارد. در حقيقت بيوسفر يا لاية حياتي، همان لايه و قشرنازكي است كه اين كره خاكي را در ميان گرفته و شامل زمين و هزار متر بالا و عمق زمين و اقيانوس‌هاست.
هم‌چنين محيط زيست؛ شامل آب، هوا، خاك و عوامل دروني و بيروني مربوط به حيات هر موجود زنده مي‌باشد كه در حقيقت حيات انساني، جانوري، گياهي و رشد آنها متأثر از اين محيط است، هم‌چنين از نظر برخي از كنوانسيون‌هاي محيط زيستي، محيط مذكور شامل بخش‌هاي زير مي‌شود:
الف) منابع طبيعي اعم از تجديدپذير و غير قابل تجديد؛ مانند هوا، آب، خاك و كليه جانوران و گياهان و تأثير متقابل اين عوامل بر يك‌ديگر؛
ب) امول و داراي‌هايي كه جزو ميراث فرهنگي مي‌باشند؛
ج) مناظر و چشم اندازهاي ويژه.
از اين‌رو، محيط زيست ساخت دست بشر؛ شامل بناها، آثارتاريخي، ساختمان‌هاي گوناگون و يا مناظر و چشم اندازهاي ويژه به عنوان بخشي از محيط زيست، بايد در برابر خرابي حراست شوند؛ همان طور كه منابع طبيعي كرة زمين از جمله هوا، آب، زمين، گياهان، حيوانات و به ويژه نمونه‌هاي معرف اكوسيستم‌هاي طبيعي بايد به نفع نسل‌هاي حاضر و آينده، برحسب نياز با برنامه ريزي و مديريت دقيق حفاظت شوند و با منطقي كردن مديريت توليد و مديريت منابع، تعارض موجود ميان توسعه و محيط زيست حل گردد، اما متأسفانه به وضوح مشخص است كه انسان عصر فراصنعتي و دورة بيوتكنوالكترونيك امروز، نتوانسته است بر معضل نابودي و تخريب محيط زيست توسط خويش فائق آيد و هر روز با نابودي بيشتر جنگل‌ها، افزايش بيابان‌ها، آلودگي هوا، آب و خاك، محيط زيست و انقراض گونه‌هايي از حيات جانوري و گياهي بيش از پيش مواجه است و اين فرايند در مداري بسته و قهقرايي، دائم در حال تكرار است و باز هم متأسفانه سرعت تخريب محيط مزبور از سرعت ترميم آن روز افزون‌تر است.
فصل دوم : حقوق محيط زيست در سيرة نبوي و معصومان:
در بحث از آموزة مهدويت، همواره نظر كردن به سيرة عموم معصومين ـ از خاتم انبيا(ص) تا امام يازدهم(ع)ـ راه‌گشا و ضروري است، زيرا حاكميت و امامت حضرت مهدي(ع) نقطه پاياني و تكميل رسالت نبوي و امامت ساير معصومين(ع) خواهد بود و بديهي است كه اين سيره، شارح و مبيِّن آموزة مهدويت است؛ همان‌طور كه اين آموزه نيز مكمل و مبيِّن سيرة مزبور مي‌باشد. بدين لحاظ در اين‌جا به گونه‌اي بسيار اجمالي به جايگاه حقوق موجودات اعم از جانوري و گياهي و محيط زيست آنها به عنوان مدخلي مقدماتي در تبيين بحث مذكور در آموزة مهدويت پرداخته مي‌شود.
ابتدا بايد گفت كه پيامبر مكرم اسلام(ص) به اين موضوع بسيار اهميت مي‌دادهاند؛ مثلاً در نهج الفصاحه، احاديث فراواني از ايشان در مورد اهميت درخت و درخت‌كاري و عمران و آباداني محيط زيست نقل شده است؛ از جمله فرموده اند:
الف) چه نيكو مالي است نخل كه در گل محكم است؛
ب) اگر رستاخيز بر پاشد و نهالي در دست يكي از شما بود، اگر مي‌تواند آن‌را بكارد بايد بكارد؛
ج) هركه درختي بنشاند، خدا به اندازه ميوه‌اي كه از آن درخت برون مي‌شود پاداش براي وي ثبت مي‌كند؛
د) هركه درختي بكارد هر بار كه انساني يا يكي از مخلوقات خدا (به اندازه ميوه‌اي كه از آن درخت برون مي‌شود) از آن بخورد براي او صدقه‌محسوب مي‌شود.
پيامبر(ص) در حديث فاخر ديگري، كاشت درخت، جاري كردن نهر و حفرچاه را به عنوان سه مورد از صدقات جاريه، هم‌پاي اثر فرزند صالح و ساخت مسجد به شمار آورده كه پاداش آن نيز براي فاعل آن تا ابد، دوام مي‌يابد. به فرموده ايشان.
هفت چيز است كه پاداش آن براي بنده در قبر او و پس از مرگش دوام دارد: كسي كه علمي تعليم دهد، يا نهري به جريان آورد، يا چاهي حفر كند، يا نخلي بكارد، يا مسجدي بسازد، يا مصحفي به ارث گذارد، يا فرزندي بر جا نهد كه پس از مرگش براي او آمرزش خواهد.
توصيه‌هاي پيامبرگرامي(ص) در مورد حفظ حقوق حيوانات و برخورد ملاطفت آميز با آنها فراوان است و ايشان علاوه بر نهي شديد از اذيت و كشتن به نا‌به جاي حيوانات، بررسيدگي كامل به آنها تأكيد مي‌ورزند؛ از جمله فرمودهاند:
ـ هر حيوان، پرنده يا غير آن به ناحق كشته شود روز قيامت با قاتل خويش مخاصمه كند؛
ـ هر كه گنجشكي را بيهوده بكشد روز قيامت بيايد و نزد عرش فرياد زند و گويد: پروردگارا از اين بپرس براي چه مرا بي‌فايده كشت؛
ـ هركه گنجشكي را به‌ناحق بكشد خدا روز قيامت از وي بازخواست كند؛
ـ زني به جهنم رفت براي آن كه گربه‌اي را بسته بود وچيزي بدو نخورانيد و نگذاشت از چيزهاي زمين بخورد تا بِمُرد.

دانلود + ادامه مطلب

صفحات سایت

Page 1 of 41234