مردم - فایلخون

مقاله درباره مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر

دسته بندی: علوم انسانی

مقاله درباره مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر

محصول * مقاله درباره مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 11
 
جامعه شناسی، ایل و عشایر
گذشته، میان دو اصطلاح ایل و عشایر تمایزی قائل نبودند و این دو را مترداف با یكدیگر و برای معرفی گروهی از مردم كوچندهٔ شبانكارهٔ چادرنشین به كار می‌بردند؛ اما امروزه در مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر، دو مفهوم متفاوت به كار می‌روند. ….
در گذشته، میان دو اصطلاح ایل و عشایر تمایزی قائل نبودند و این دو را مترداف با یكدیگر و برای معرفی گروهی از مردم كوچندهٔ شبانكارهٔ چادرنشین به كار می‌بردند؛ اما امروزه در مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر، دو مفهوم متفاوت به كار می‌روند. در برخی از متنهای تاریخی ایران، ایل به مفهوم جامعه اسكان نیافته و چادرنشین، شناسانده شده است فسایی دو اصطلاح ایل و طایفه را از یكدیگر متمایز می‌كند و ایل را به مردمی كه در تمام سال در بیابانها، در چادرهای سیاه زندگانی می‌كنند و از گرمسیرات به سردسیرات جابه جا می‌شوند، اطلاق می‌كند. و طایفه را برای مردمی كه كوچ نمی‌كنند، و از تیره‌های ایلات نیستند و در سیاه چادر یا در دهات زندگی می‌كنند، به كار می‌برد؛ اما همو در جایی دیگر برعكس، برخی از گروههای كوچنده مانند «بهاءالدینی» در ناحیه صیصكان، و «سادات میرسالار» درناحیه بهمئی كهكیلویه را كه كوچ و ییلاق و قشلاق می‌كنند، طایفه می‌نامد. گفتنی است كه تاریخ نگاران ایرانی از دوره صفوی به این سو، گه گاه طایفه را به جای ایل، برای معرفی جماعت كوچنده به كار برده‌‌اند. برخی از مردم شناسان ایران برای تمایز میان جامعه ایلی و جامعه‌های دیگر، ملاكها و ضابطه‌هایی را پیشنهاد كرده‌اند. از آن جمله‌اند: وجود ساختار ایلی، یعنی رده بندی تیره و طایفه و جز آن در ایل؛ باور اعضای ایل به تعلقشان به یكی از رده‌های این ساختار؛ و داشتن سرزمین مشترك با محدوده معین . دیگر مردم شناس فرانسوی، این ضابطه‌ها را ملاك تشخیص جامعه ایلی دانسته است: ۱. نظام خویشاوندی منسجم و نیرومندی كه مسائل و معضلات ایل بر اساس قوانین برآمده از آن نظام، در درون ایل حل و فصل می‌شود؛ ۲. سازمان اجتماعی و اداری هرمی شكل شاخه‌ای مبتنی بر نظام خویشاوندی؛ ۳. شیوه معیشتی ویژه‌ای كه بیشتر بر نگاهداری و پرورش دام استوار است (زراعت در جامعه ایلی در درجه دوم اهمیت قرار دارد و تولید صنایع دستی از نوع ریندگی و بافندگی اشتغال جنبی مردم ایل است)؛ ۴. شیوه زیست خاصی كه به شكل كوچندگی و نیمه كوچندگی آشكار می‌گردد. برخی هم كوچندگی فصلی و تحرك از منزلی به منزل دیگر در قلمروی معین، و معاش مبتنی بر دامپروری را از شاخصه‌های مهم در شناخت جامعه ایلی می‌دانند و برای آن دسته از ایلها كه زمانی كوچنده بودند و سپس یكجانشین شدند، و ضمن وحدت ایلی خود، از دامداری به كشاورزی روی آوردند، اصطلاح ایل به كار می‌برند. ایل را واحدی سیاسی- اجتماعی، مركب از شماری طایفه متشكل از چند واحد پدر تبار نیز گفته‌اند. برخی هم ایل را كه مبانی آن در زندگی عشایری و سازمان اجتماعی قبیله نهفته است ، پدید آورنده ساخت ویژه‌ای از قدرت دانسته، بعد سیاسی جامعه عشایری، و تحقیق اتحادیه‌های سیاسی قبایل و طوایف عشایری را در سازمانی خاص به نام سازمان ایلی یاد كرده‌اند. ایل را به مفهوم یك واحد مستقل اجتماعی- فرهنگی نیز تعریف كرده‌اند كه سازمان اجتماعی آن قبیله‌ای، روش زیست آن كوچ نشینی (كامل یا نیمه)، و شیوه معیشت آن بیشتر دامداری است. ساختار اجتماعی ایل به منزله قبیله را، نظام عشیره ای مبتنی بر اتحاد چند عشیره شكل می‌دهد. هر عشیره از جماعتی تركیب شده است كه افراد آن بر اساس پیوندهای خونی متحد شده و یك واحد مستقل هم بسته را به وجود آورده‌اند. با توجه به آنچه گذشت ، می‌توان گفت كه ساختار اجتماعی و سیاسی ، مهم‌ترین عامل هویت دهنده به جامعه ایلی است. ایل ممكن است جامعه‌ای عشایری، یا جامعه‌ای ده نشین و كشاورز باشد كه در صورت اخیر، گله‌هایش را چوپانان به چرا ببرند. از این رو ،جامعه‌های كوچ نشین شبان و جامعه‌های یكجانشین كشاورز تا زمانی كه سازمان اجتماعی- سیاسی خود را حفظ كرده باشند، ایل به شمار می‌روند(۱).
طبقه بندی ایلها
جامعه‌های ایلی ایران از قومهای گوناگون، با فرهنگها و زبان‌های متفاوت برآمده، و در سازمانهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی منسجمی سامان یافته‌اند. هر یك از جامعه‌های ایلی دارای ویژگیهای قومی و فرهنگی و زبانی مخصوص به خود است. در اسناد تاریخی و رسمی، و در برخی از نوشته‌های تحقیقی و قوم‌نگاریهای اخیر، گروههای ایلی- عشایری ایران بر مبنای خاستگاه قومی- زبانی طبقه بندی شده‌اند. مستوفی قدیم‌ترین طبقه‌بندی از ایلات را در دوره صفوی در فهرستی از آمار مالی و نظامی ایران در ۱۱۲۸ق/۱۷۱۶م به دست داده است. بنابراین طبقه بندی ، ایلات به دو گروه بزرگ ایرانی و غیر ایرانی تقسیم شده، و فهرست ایلات و طایفه‌های وابسته به هر یك از این دو گروه، بنابر توزیع جغرافیایی آنها، نام برده شده است. وی گروه «ایرانی الاصل» راكه با طایفه‌های دیگر نیامیخته بودند، در ۶ فرقه یا طایفه «صحرانشین» طبقه بندی كرده، و نوشته است كه این گروه در كوهها، و بزرگانشان گاه در شهرها زندگی می‌كنند، این ۶ فرقه اینهاست: ۱. لرها كه ۱۱۱۸ جماعتند و در ۴ طایفه بزرگ فیلی ، لك وزند، بختیاری و ممیسنی (ممسنی) با یكدیگر در آمیخته‌اند؛ ۲. گروس، كلهر و مكری؛ ۳. كردهای خراسان كه طوایف بزرگ زعفرانلو، سعدانلو، كوانلو (ظاهرا قوانلو) و دوانلو رادر برمی‌گیرد؛ ۴. جلایر خراسان؛ ۵. قرائی؛ ۶. جلایی، همو گروه «ایلات بیرونی» یا غیر ایرانی را كه از سرزمینهای دیگر به ایران آمده بودند، به دو فرقه عرب و ترك تقسیم كرده است: تركها را ۶ طایفه نوشته است: ۱. افشار(شاملو، قرخلو و سروانلو)، بیات و دنبلی؛ ۲. قاجار و قجر؛ ۳. شقاقی؛ ۴. زنگنه؛ .۵. قراگوزلو؛ ۶. شاه شیون (شاه سون). فرقه عرب را هم به ۶ طایفه چعب (كعب) ، عرب حویضه (حوزه، هویزه)، عرب فارس، عرب میش مست خراسان، عرب زنگویی و عرب عمری تقسیم كرده است. ماری شیل ایلهای ایران را به ۳ گروه نژادی ترك، لك و عرب جای می‌دهد. ایلهای ترك را از بازماندگان مهاجمان قبایل ترك تركستان، لكها را از گروههای هم تبار ایرانی اصیل، و عربهای كرانه‌های خلیج فارس را از نسل اعراب ساكن در سواحل مقابل خلیج، و ایلهای عرب پراكنده در ایران را منشعب از مهاجمان و فاتحان عرب دانسته‌اند. وی لرها و بختیاریها را از لكها، و كردها را هم از اعضای خانواده ایرانی ، و وابسته به لكها، و هر دو را از نژاد فرس قدیم می‌داند. همو فهرستی از ایلات و عشایر ایران بر حسب پراكندگی جغرافیایی آنها باذكر خاستگاههای قومی و زبانی، و شمار چادر یا خانوار آنها به دست می‌دهد. لمتن ایلهای كوچنده و نیمه كوچنده ایران در دوره اسلامی را در ۳ گروه بزرگ عرب، تركمن و ترك، و ایلهایی كه عرب و ترك نیستند، رده‌بندی كرده، و ایلهای وابسته به قوهای كرد، لر، بلوچ

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره بررسي مردم تهران به بی‌تفاوتی نسبت به مسایل عمومی

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره بررسي مردم تهران به بی‌تفاوتی نسبت به مسایل عمومی

محصول * تحقیق درباره بررسي مردم تهران به بی‌تفاوتی نسبت به مسایل عمومی * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 24
 
پیشگفتار
بی‌علاقگی به مسایل اجتماعی و سیاسی پیرامون خود و بی‌تفاوتی نسبت به مسایل عمومی جامعه از جمله مباحث مهمی است که در تحلیلهای سیاسی- اجتماعی جوامع مختلف مورد توجه دانشمندان علوم اجتماعی قرار گرفته است. ابراهیم مسعودنیا در مقاله “تبیین جامعه شناختی بی‌تفاوتی شهروندان در حیات اجتماعی و سیاسی” می‌نویسد: دانشمندان با استناد به نتایج بدست آمده از تحقیقات مختلف و با کاوش در باره مسائل مطرح جامعه، بی تفاوتی و بدبینی افراد را نسبت به این مسائل را مهم تلقی کرده و در نهایت به این نتیجه رسیده اند که هر چقدر بی تفاوتی بیشتر باشد، به همان اندازه بی نظمی ، فقدان مشروعیت نظام اجتماعی و ……بیشتر خواهد بود که در نتیجه این امر مانعی در جهت مشارکت سیاسی اجتماعی و رادعی در راه توسعه ملی است.
“بی‌تفاوتی را می‌توان با رویکرد‌های متفاوتی تبیین کرد. جامعه شناسان غالبا” به عوامل اجتماعی اثرگذار در بی‌تفاوتی اشاره دارند. آن‌ها عواملی نظیر ارزش‌ها، هنجارها، نهادها، نقش‌ها، یا بطور کلی ساخت اجتماعی، قشربندی، پایگاه اجتماعی اقتصادی، قومیت و…. را در بروز این پدیده مهم می‌دانند. روانشناسان به عوامل فردی نظیر انگیزه ها، قابلیت‌های فردی، عزت نفس، علاقه‌مندی، احساس اعتماد، احساس اثرگذاری، احساس کارایی و…… نظر دارند. اقتصاد دانان به شرایط و بسترها و ظرفیت‌های اقتصادی جامعه و فرد (درسطوح کلان و خرد) و رفتارهای اقتصادی افراد توجه نشان می‌دهند. علمای سیاسی معمولا به شکل حکومت، چگونگی توزیع قدرت، ساخت قدرت، وجود یا نبود مشخصه‌های دموکراسی، اپوزیسیون‌ها، احزاب، گروه‌های سیاسی و……. توجه دارند”[1].
تعریف بی‌تفاوتی اجتماعی با توجه به این که با چه رویکردی به آن نگاه کنیم متفاوت خواهد بود، هارولد کاپلان و بنیامین سادوک آن را حالتی از نبود احساس درونی و عاطفه، عدم علاقه و درگیری هیجانی نسبت به محیط خود تعریف کرده اند.[2]
همچنین بی‌تفاوتی را نوعی تصور، طرز تلقی یا احساس تعریف کرده‌اند که از انتظار عدم تاثیرگذاری و تعیین کنندگی رفتار فرد در ایجاد نتایج ناشی می‌شود.
البته بهتر است برای تعریف این مفهوم، از مفاهیم مقابل آن یعنی مشارکت  و درگیری بهره گیریم. که در این صورت، بی تفاوتی را می‌توان به عزلت گزیدن و فقدان مشارکت در حد انتظار معنی کرد.
طرح مسئله:
بی اعتنایی افراد یا گروههای جامعه به مشکلات یکدیگر وهمچنین به مسائل و مشکلات جامعه، که معمولا از بیگانگی اجتماعی، احساس عدم اثربخشی، نارضایتی و عدم اعتماد نسبت به دیگران ناشی می‌شود، باعث ایجاد نا هنجاری‌هایی در ساختار اجتماع خواهد شد.  این عوامل رفته رفته، افراد اجتماع را که به عنوان عناصر تشکیل دهنده همان اجتماع به شمار می آیند نسبت به موضوعات و مسائل اجتماعی بدبین و نسبت به آینده ناامید و انزوا طلب خواهد کرد. فردی که نسبت به جامعه احساس بی‌تفاوتی کند، احتمال دارد که از همه انواع مشارکت کناره گیری کرده و به صف افرادی که کاملاً بی تفاوت هستند بپیوندد و یا اینکه در سطوح مختلف جامعه مشارکت فعال نداشته باشد.
این تحقیق در پی دانستن این مسئله است که چند درصد از مردم تهران دارای چنین روحیه‌ای هستند. و در حقیقت مهمترین سوال پ‍‍‍ژوهش این است: میزان رواج بی تفاوتی اجتماعی درمیان مردم تهران تاچه حد است؟
پرسش های تحقیق:
میزان رواج بی تفاوتی اجتماعی درمیان مردم تهران تاچه حد است؟
آیا پاسخگویان نسبت به سرنوشت خود حساس هستند؟
پاسخگویان چقدر خود را نسبت به سرنوشت دیگران مسئول  می‌دانند؟
پرسش فرعی تحقیق:
میزان مشارکت مردم در مسائل اجتماعی چقدر است؟
هدف تحقیق:
بررسی میزان بی تفاوتی اجتماعی در بین مردم تهران
ضرورت و اهمیت موضوع:
بی تفاوتی ممکن است ابعاد مختلفی داشته باشد، که در اینجا بی‌تفاوتی اجتماعی مدنظر است. وجود روحیه بی‌تفاوتی اجتماعی در بین اعضای جامعه موجب کناره گیری افراد از مشارکت‌های سیاسی، فرهنگی هم خواهد بود که این مسئله خود پیامد‌های غیر قابل جبرانی از جمله کاهش مشارکت اجتماعی را در شبکه های  مختلف به دنبال دارد، لذا تحقیق در این زمینه به دلایل پاسخگویی به سوالات زیر ضروری به نظر می‌رسد.
1-آیا بی‌تفاوتی اجتماعی موجب کاهش در نهادهای مدنی و خیریه ای می شود؟
2- آیابی تفاوتی اجتماعی بر روی همدلی و کمک به سایر انسان ها اثرگذار است؟
3- -آیا بی‌تفاوتی اجتماعی موجب فردیت سازی شدن انسان‌ها در ارتباطات اجتماعی خواهد شد؟
4-آیا بی تفاوتی اجتماعی موجب کاهش همبستگی اجتماعی در ارتباطات اجتماعی خواهد شد؟
5-آیا بی تفاوتی اجتماعی موجب کاهش شرکت در محافل خویشاوندی، دوستان و همسایگان خواهد شد؟
6-آیا بی‌تفاوتی موجب کاهش به امید زندگی در آینده خواهد شد؟
7-آیا بی تفاوتی اجتماعی موجب بی انگیزگی در تلاش برای آینده ای بهتر در جهت کسب مادیات و معنویات در زندگی خواهد شد؟
8-آیا بی تفاوتی اجتماعی باعث پوچی گرایی در زندگی می شود؟
همچنین نتایج این تحقیق می تواند دستمایه مفیدی برای سیاست‌گزاران و مصلحین اجتماعی باشد.
پیشینه تحقیق:مدارک موجود در کتابخانه ملی حکایت از آن دارد که در این زمینه مقالاتی در روزنامه‌های کشور به چاپ رسیده است، لیکن تا کنون هیچ‌گونه تالیف یا تحقیق خاصی در باره بی‌تفاوتی اجتماعی موجود نیست. لذا به دو مقاله موجود در این زمینه اشاره  می کنیم.
1- آسیب شناسی احساس بی‌تفاوتی در رفتارهای اجتماعی، خاکپور، بیژن، روزنامه خرداد، 26مهر 78 ص 6
2- تبیین جامعه شناسی بی‌تفاوتی شهروندان در حیات اجتماعی و سیاسی، ابراهیم نیا، مسعود، مجله اطلاعات سیاسی- اقتصادی شماره 167،168 مرداد و شهریور 1380 ص 152 تا 165

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق در مورد مردم سالاري 23 ص

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق در مورد مردم سالاري 23 ص

محصول * تحقیق در مورد مردم سالاري 23 ص * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  .doc ( قابل ويرايش و آماده پرينت )
تعداد صفحه : 23 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 
 
مردم سالاري ؛ بررسي يك نظريه در دو نظام حقوقي
دكتر محسن اسماعيلي*
 چكيده “”مردم سالاري”” از مفاهيم بحث برانگيز در حوزه فلسفه سياست و حقوق است. با توجه به گرايشي كه در كشورهاي گوناگون به اين نظريه وجود دارد، اين پرسش مطرح شده است كه آيا مي توان مردم سالاري را منطبق با فرهنگ و ارزش هاي هر ملت بومي ساخت يا مردم سالاري نظريه اي يكپارچه است كه نفي مطلق يا تسليم كامل تنها چاره مواجهه با آن است؟
در كشور ما اين پرسش تحت عنوان چگونگي جمع بين جمهوريت و اسلاميت آغاز شده و با طرح نظريه “”مردم سالاري ديني”” ادامه يافته است، اين در حالي است كه در برابر طرفداران، برخي نيز اساسا منكر چنين ماهيتي شده و حتي آن را بدعت آميز خوانده اند.
مقاله حاضر در صدد آن است تا پس از بررسي مباني ونتايج نظريه مردم سالاري در غرب، اثبات نمايد كه در حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، اين نظريه به مثابه روش اداره جامعه پذيرفته شده است اما به مثابه يك جهان بيني، نه !
واژه هاي كليدي : مردم سالاري، جمهوريت، اعلاميه جهاني حقوق بشر، قانون اساسي، مردم سالاري ديني
مقدمه
  مردم سالاري نظريه اي است كه ، به رغم پيشينه طولاني ، هنوز هم در كانون گفت وگوهاي علمي ، به ويژه در حوزه فلسفه سياست و حقوق قرار دارد.از جمله پرسشهايي كه در سالهاي اخير در اين زمينه مورد توجه جدي است موضع دين و نظام هاي سياسي مبتني بر آن ، و به طور خاص جمهوري اسلامي ايران ، در برابر اين نظريه است.
    مسلمانان در مواجهه با اين مفهوم و ساير مفاهيم جديد شيوه هاي متفاوتي داشته اند كه در اين نوشتار مورد بررسي قرار خواهد گرفت. به عقيده ما ، نه «انكار يا تسليم محض» و نه « تركيب و التقاط»  شيوه درستي براي مواجهه با مفاهيمي نيست كه در دامن منظومه هاي فكري بيگانه زاييده شده و تكامل يافته اند. « نقد منطقي» و البته « اصول گرايانه» شيوه مورد قبولي است كه تلاش مي شود در اين مقاله ارايه شود..
  بخش اول:شيوه هاي مواجهه مسلمانان با مفاهيم جديد
     پيشرفت دانش بشري زايش انديشه ها و مفاهيم نويني را در پي دارد كه بر بستر اصول و مباني فكري خاص خود استوار است .توسعه ارتباطات فرهنگي نيز به تبادل اين انديشه ها و راهيابي مفاهيم جديد به ساير منظومه هاي فكري و اجتماعي مي انجامد . اين دو واقعيت مي تواند براي رشد و كمال بشري ميمون و با بركت باشد؛ مشروط بر آنكه از يكجانبه گرايي و جريان يكسويه اطلاعات خودداري گردد و تهاجم فرهنگي، جايگزين تبادل داده ها نگردد.
متأسفانه در دنياي امروز ، افزون بر فرهنگ استكباري كه موجب القاي متكبرانه و يك طرفه باورها و خواسته هاي جهان غرب به جهان سوم گشته است، خود باختگي برخي ملت ها و دولت هاي اسلامي نيز زمينه ساز تجّري بيگانگان و پس رفت و سستي خودي ها شده است ؛ واقعيت تلخ و دردناكي كه استاد فرزانه ، شهيد آيـت الله مرتضي مطهري از آن به “استسباع”[1] تعبير كرده اند. شيوه مواجهه،درك و پذيرش مفاهيم و اصطلاحاتي نظير آزادي، حقوق بشر، مديريت، مشاركت، جامعه مدني، خشونت، تساهل و تسامح، تكثرگرايي و عقلانيت مصداق هاي بارز و قابل مطالعه در اين زمينه هستند.
1- انكار يا تسليم محض
   برخي متفكران و نويسندگان به “صراحت” تأكيد مي كنند كه اينگونه مفاهيم ، “مفهوم هاي فلسفي يكپارچه اي هستند كه يا پذيرفته مي شوند يا رد مي شوند. وابسته كردن اين مفهوم ها به پسوندهاي معيني چون غربي يا اسلامي تحريف فلسفه سياسي و اشتباه و خطايي است كه زندگي اجتماعي را دچار سردرگمي و گمراهي مي كند. مردم ايران بر سر دو راهي هستند. يا بايد اين مفاهيم را بپذيرند يا آنها را ردّ كنند و به عواقب خطرناك اين رد كردن تن دهند. راه سوم وجود ندارد.”(مجتهد شبستري، 1379، ص 78) اينان معتقدند” بخش قابل قبولي از آن موضوعات و مفاهيم جديد وارد قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران شده و در آن قانون تلفيقي صورت گرفته است…فصل حقوق ملت، حق حاكميت ملت و قواي ناشي از آن ، ماده ها و اصول متعددي هست به منظور تفكيك قواي سه گانه كه فلسفه اش كنترل قدرتهاي سياسي با يكديگر است؛ در قانون اساسي ايران تصريحاتي شده درباره آزادي مطبوعات ، آزادي تحزّب ، آزادي اجتماعات، آزادي بيان و… مهم اين است كه اين قانون اساسي با اين مفاهيم و موضوعات، مهر ديني خورده و مورد تأييد علماي دين قرار گرفته است . اين نكته به لحاظ معرفت شناسي و از نظر چالش ميان مدرنيته و دين مهم است…اين تصور كه ريشه هاي اين مفاهيم در متون ديني اسلامي وجود دارد نادرست است. ريشه هاي اين مفاهيم در متون ديني اسلامي وجود ندارد زيرا اينها اصولاً مفاهيم و موضوعات جديدي هستند كه در زندگي بشر پديد آمده‌اند” . (مجتهد شبستري، 1379، ص 78)
     نتيجه طبيعي اين باور آن است كه گفته شود ” در مسائل حكومت و سياست، فعل و قول معصوم حجت نيست”(مجتهد شبستري، بهمن 77) و بالاتر اينكه مثلاً “در تعارض تكاليف ديني و حقوق بشر، حقوق بشر مقدم است”2  چنين ديدگاهي در ميان ما ، نو پيدا نيست.از آن زمان كه نخبگان و اعيان با غرب آشنا  شدند،برخي به اين نظر متمايل گرديدند و برخي به نظرات ديگر.تقابل اين ديدگاهها در حوادث پس از مشروطيت به آساني قابل درك است.
2- تركيب و التقاط
     نوع ديگر برخورد با مفاهيم مورد بحث، كه آثار و خطرات آن كمتر از نوع اول نيست، برخورد التقاطي با  آنهاست.در مقابل گروه نخست،عده اي در تلاش هستند تا به خيال خود ضمن پذيرش قطعي و تام اين مفاهيم ، از اصول و ارزشهاي مورد احترام خود نيز دست بر ندارند و چاره كار را در اين مي بينند كه به هر بهاي ممكن رنگ دين را به آن مفاهيم زده و به خيال خود دين را “عصري” و هماهنگ با مقتضيات زمان سازند.
مقصود اين گروه از “مردم سالاري ديني” ،نگاه ديني به مردم سالاري نيست تا احياناً موجب قبول يا ردّ بخش هايي از آن نظريه گردد.مراد اين دسته انضمام مردم سالاري به دينداري و برقراري سازش بين آن دو است ؛ به گونه اي كه ممكن است در برخي اصول و احكام ديني نيز به سود مردم سالاري به مفهوم رايج آن در غرب تجديد نظر شود تا اسلام توان ماندگاري داشته باشد.
چنين برخوردي از آن جهت خطرناك تر است كه ناخواسته گوهر دين را به بدعت ها مي آلايد  و افزون بر تهي كردن آموزه هاي ديني از محتوي و روح اصلي خود ,تميز حقيقت را براي ديگران نيز دشوارتر مي سازد. بايد توجه داشت كه اين شيوه , حتي ممكن است از سوي علاقمندان و با انگيزه دلسوزي نيز دنبال شود, امّا اين امر نبايد مرزبانان حريم دين را از پيامد هاي ويرانگر آن غافل كند.
“گاهي پيروانِ خود مكتب به علت ناآشنايي درست با مكتب مجذوب يك سلسله نظريات و انديشه ها ي بيگانه مي گردند و آگاهانه يا ناآگاهانه آن نظريات را رنگ مكتب ميدهند و عرضه  مي نمايند…امروز…گروهي را مي بينيم كه واقعاً وابسته به مكتب هاي ديگر بالخصوص مكتب هاي ماترياليستي هستند و چون مي دانند با شعارها وماركهاي ماترياليستي كمتر مي توان جوان ايراني را شكار كرد,انديشه هاي بيگانه را با مارك اسلامي عرضه مي دارند… واين خطرناك تر است كه افرادي مسلمان ,امّا ناآشنا به معارف اسلامي و شيفته مكتب هاي بيگانه ,به نام اسلام اخلاق مي نويسند و تبليغ مي كنند اما اخلاق بيگانه. فلسفه تاريخ مي نويسند همانطور.فلسفه دين ونبوت مي نويسند همانطور. اقتصاد مي نويسند همانطور . سياست مي نويسند همانطور . جهان بيني مي نويسند همانطور.تفسيرقرآن مي نويسند همانطور و…”(مطهري، بي‌تا ،ص92) استاد شهيد مطهري ,اين را يكي از آفات نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير دانسته ونقص عمده نوانديشان ومصلحاني مانند اقبال را در اين مي داند كه ” با فرهنگ اسلامي عميقاً آشنا نيست”( مطهري، بي‌تا، ص55) بر خلاف كساني نظير سيد جمال كه “متوجه خطرهاي تجدد گرايي افراطي بود .  او مي خواست مسلمانان علوم وصنايع غربي را فرا گيرند امّا با اينكه اصول تفكّر مسلمانان يعني جهان بيني آنها جهان بيني غربي گردد وجهان را با همان عينك ببينند كه غرب مي بيند مخالف بود. او مسلمانان را دعوت مي كرد كه علوم غربي را بگيرند امّا از اينكه به مكتب هاي غربي بپيوندند آنها را بر حذر مي داشت. سيد جمال همانگونه كه با استعمار سياسي غرب پيكار مي كرد با استعمار فرهنگي نيز در ستيزه بود”(همان،ص20), “نه مجذوب تمدن غرب بود  ونه مرعوب”(همان،ص33) و آرزو مي كرد كه مسلمانان “تمدن غربي را با روح اسلامي , نه با روح غربي اقتباس نمايند. اسلام حاكم همان اسلام نخستين باشد بدون پيرايه ها و ساز و برگ ها”(همان، ص36)
بر همين اساس است كه استاد مطهري مي گويد كه “من به عنوان يك فرد مسئول به مسئوليت الهي به رهبران عظيم الشان نهضت اسلامي كه براي همه شان احترام فراوان قائلم هشدار مي دهم و بين خود و خداي متعال اتمام حجت مي كنم كه نفوذ ونشر انديشه هاي بيگانه به نام انديشه اسلامي وبا مارك اسلامي ,اعم از آنكه از روي سوءنيت ويا عدم سوءنيت صورت گيرد ,خطري است كه كيان اسلام را تهديد مي كند”(همان،ص92)
3_ نقد منطقي و اصول گرايانه
     از نظر نگارنده هر دو شيوه مواجهه با تمدن و فرهنگ غرب كه ذكر شد نمونه بارز همان ” استسباع”وغفلت از اين نكته است كه نهاد ها  و اصطلاحات نو پيدا ,از جمله در عرصه حقوق و فلسفه سياست ,بر مباني و در بسترهاي خاص توليد مي شوند و از اين رو در تحليل ,نقد وتصميم گيري عالمانه درباره آنها نبايد در خلأ انديشيد .اين نكته اصل مهمي است كه در تعامل فرهنگ ها ، بطور كلي،صادق است.براي مثال كساني را در نظر بگيريد كه اصولاً مادّي مي انديشند و معتقدند  “هر چه هست همين زندگي (و لذات) دنيوي است و حياتي پس ازمرگ‌وجودندارد.”3، آيا چنين كساني مي توانند مفاهيمي مانند “حيات طيبه” 4،و”سعادت” 5 را از فرهنگ اسلام،همانگونه كه هست، درك كنند؟آيا مي توانند اين مفاهيم را كاملاً بپذيرند و يا رنگ و پسوند “دهري” به آن بيفزايند؟ مفاهيم متولد در فرهنگ غرب و هر تمدن ديگري نيز چنين هستند. اين اصطلاحات  لباس هايي هستند كه بر اندام هاي فكري خاص پوشانده شده اند و پوشاندن  بي چون وچراي آن بر اندام هاي ديگر نمي تواند نشانه روشنفكري و پويايي باشد . خردمندي اقتضاء مي كند كه نه خود و نه مردم را بر سر اين دو راهي نبينيم كه ” يا بايد اين مفاهيم را بپذيرند يا آنها را رد كنند” و آنها در معرض اين تهديد خود ساخته و موهوم قرار دهيم كه در صورت عدم پذيرش بايد” به عواقب اين رد كردن تن دهند” و”راه سوم وجود ندارد. “

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق در مورد مردم سالاري 23 ص

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق در مورد مردم سالاري 23 ص

محصول * تحقیق در مورد مردم سالاري 23 ص * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  .doc ( قابل ويرايش و آماده پرينت )
تعداد صفحه : 23 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 
 
مردم سالاري ؛ بررسي يك نظريه در دو نظام حقوقي
دكتر محسن اسماعيلي*
 چكيده “”مردم سالاري”” از مفاهيم بحث برانگيز در حوزه فلسفه سياست و حقوق است. با توجه به گرايشي كه در كشورهاي گوناگون به اين نظريه وجود دارد، اين پرسش مطرح شده است كه آيا مي توان مردم سالاري را منطبق با فرهنگ و ارزش هاي هر ملت بومي ساخت يا مردم سالاري نظريه اي يكپارچه است كه نفي مطلق يا تسليم كامل تنها چاره مواجهه با آن است؟
در كشور ما اين پرسش تحت عنوان چگونگي جمع بين جمهوريت و اسلاميت آغاز شده و با طرح نظريه “”مردم سالاري ديني”” ادامه يافته است، اين در حالي است كه در برابر طرفداران، برخي نيز اساسا منكر چنين ماهيتي شده و حتي آن را بدعت آميز خوانده اند.
مقاله حاضر در صدد آن است تا پس از بررسي مباني ونتايج نظريه مردم سالاري در غرب، اثبات نمايد كه در حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، اين نظريه به مثابه روش اداره جامعه پذيرفته شده است اما به مثابه يك جهان بيني، نه !
واژه هاي كليدي : مردم سالاري، جمهوريت، اعلاميه جهاني حقوق بشر، قانون اساسي، مردم سالاري ديني
مقدمه
  مردم سالاري نظريه اي است كه ، به رغم پيشينه طولاني ، هنوز هم در كانون گفت وگوهاي علمي ، به ويژه در حوزه فلسفه سياست و حقوق قرار دارد.از جمله پرسشهايي كه در سالهاي اخير در اين زمينه مورد توجه جدي است موضع دين و نظام هاي سياسي مبتني بر آن ، و به طور خاص جمهوري اسلامي ايران ، در برابر اين نظريه است.
    مسلمانان در مواجهه با اين مفهوم و ساير مفاهيم جديد شيوه هاي متفاوتي داشته اند كه در اين نوشتار مورد بررسي قرار خواهد گرفت. به عقيده ما ، نه «انكار يا تسليم محض» و نه « تركيب و التقاط»  شيوه درستي براي مواجهه با مفاهيمي نيست كه در دامن منظومه هاي فكري بيگانه زاييده شده و تكامل يافته اند. « نقد منطقي» و البته « اصول گرايانه» شيوه مورد قبولي است كه تلاش مي شود در اين مقاله ارايه شود..
  بخش اول:شيوه هاي مواجهه مسلمانان با مفاهيم جديد
     پيشرفت دانش بشري زايش انديشه ها و مفاهيم نويني را در پي دارد كه بر بستر اصول و مباني فكري خاص خود استوار است .توسعه ارتباطات فرهنگي نيز به تبادل اين انديشه ها و راهيابي مفاهيم جديد به ساير منظومه هاي فكري و اجتماعي مي انجامد . اين دو واقعيت مي تواند براي رشد و كمال بشري ميمون و با بركت باشد؛ مشروط بر آنكه از يكجانبه گرايي و جريان يكسويه اطلاعات خودداري گردد و تهاجم فرهنگي، جايگزين تبادل داده ها نگردد.
متأسفانه در دنياي امروز ، افزون بر فرهنگ استكباري كه موجب القاي متكبرانه و يك طرفه باورها و خواسته هاي جهان غرب به جهان سوم گشته است، خود باختگي برخي ملت ها و دولت هاي اسلامي نيز زمينه ساز تجّري بيگانگان و پس رفت و سستي خودي ها شده است ؛ واقعيت تلخ و دردناكي كه استاد فرزانه ، شهيد آيـت الله مرتضي مطهري از آن به “استسباع”[1] تعبير كرده اند. شيوه مواجهه،درك و پذيرش مفاهيم و اصطلاحاتي نظير آزادي، حقوق بشر، مديريت، مشاركت، جامعه مدني، خشونت، تساهل و تسامح، تكثرگرايي و عقلانيت مصداق هاي بارز و قابل مطالعه در اين زمينه هستند.
1- انكار يا تسليم محض
   برخي متفكران و نويسندگان به “صراحت” تأكيد مي كنند كه اينگونه مفاهيم ، “مفهوم هاي فلسفي يكپارچه اي هستند كه يا پذيرفته مي شوند يا رد مي شوند. وابسته كردن اين مفهوم ها به پسوندهاي معيني چون غربي يا اسلامي تحريف فلسفه سياسي و اشتباه و خطايي است كه زندگي اجتماعي را دچار سردرگمي و گمراهي مي كند. مردم ايران بر سر دو راهي هستند. يا بايد اين مفاهيم را بپذيرند يا آنها را ردّ كنند و به عواقب خطرناك اين رد كردن تن دهند. راه سوم وجود ندارد.”(مجتهد شبستري، 1379، ص 78) اينان معتقدند” بخش قابل قبولي از آن موضوعات و مفاهيم جديد وارد قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران شده و در آن قانون تلفيقي صورت گرفته است…فصل حقوق ملت، حق حاكميت ملت و قواي ناشي از آن ، ماده ها و اصول متعددي هست به منظور تفكيك قواي سه گانه كه فلسفه اش كنترل قدرتهاي سياسي با يكديگر است؛ در قانون اساسي ايران تصريحاتي شده درباره آزادي مطبوعات ، آزادي تحزّب ، آزادي اجتماعات، آزادي بيان و… مهم اين است كه اين قانون اساسي با اين مفاهيم و موضوعات، مهر ديني خورده و مورد تأييد علماي دين قرار گرفته است . اين نكته به لحاظ معرفت شناسي و از نظر چالش ميان مدرنيته و دين مهم است…اين تصور كه ريشه هاي اين مفاهيم در متون ديني اسلامي وجود دارد نادرست است. ريشه هاي اين مفاهيم در متون ديني اسلامي وجود ندارد زيرا اينها اصولاً مفاهيم و موضوعات جديدي هستند كه در زندگي بشر پديد آمده‌اند” . (مجتهد شبستري، 1379، ص 78)
     نتيجه طبيعي اين باور آن است كه گفته شود ” در مسائل حكومت و سياست، فعل و قول معصوم حجت نيست”(مجتهد شبستري، بهمن 77) و بالاتر اينكه مثلاً “در تعارض تكاليف ديني و حقوق بشر، حقوق بشر مقدم است”2  چنين ديدگاهي در ميان ما ، نو پيدا نيست.از آن زمان كه نخبگان و اعيان با غرب آشنا  شدند،برخي به اين نظر متمايل گرديدند و برخي به نظرات ديگر.تقابل اين ديدگاهها در حوادث پس از مشروطيت به آساني قابل درك است.
2- تركيب و التقاط
     نوع ديگر برخورد با مفاهيم مورد بحث، كه آثار و خطرات آن كمتر از نوع اول نيست، برخورد التقاطي با  آنهاست.در مقابل گروه نخست،عده اي در تلاش هستند تا به خيال خود ضمن پذيرش قطعي و تام اين مفاهيم ، از اصول و ارزشهاي مورد احترام خود نيز دست بر ندارند و چاره كار را در اين مي بينند كه به هر بهاي ممكن رنگ دين را به آن مفاهيم زده و به خيال خود دين را “عصري” و هماهنگ با مقتضيات زمان سازند.
مقصود اين گروه از “مردم سالاري ديني” ،نگاه ديني به مردم سالاري نيست تا احياناً موجب قبول يا ردّ بخش هايي از آن نظريه گردد.مراد اين دسته انضمام مردم سالاري به دينداري و برقراري سازش بين آن دو است ؛ به گونه اي كه ممكن است در برخي اصول و احكام ديني نيز به سود مردم سالاري به مفهوم رايج آن در غرب تجديد نظر شود تا اسلام توان ماندگاري داشته باشد.
چنين برخوردي از آن جهت خطرناك تر است كه ناخواسته گوهر دين را به بدعت ها مي آلايد  و افزون بر تهي كردن آموزه هاي ديني از محتوي و روح اصلي خود ,تميز حقيقت را براي ديگران نيز دشوارتر مي سازد. بايد توجه داشت كه اين شيوه , حتي ممكن است از سوي علاقمندان و با انگيزه دلسوزي نيز دنبال شود, امّا اين امر نبايد مرزبانان حريم دين را از پيامد هاي ويرانگر آن غافل كند.
“گاهي پيروانِ خود مكتب به علت ناآشنايي درست با مكتب مجذوب يك سلسله نظريات و انديشه ها ي بيگانه مي گردند و آگاهانه يا ناآگاهانه آن نظريات را رنگ مكتب ميدهند و عرضه  مي نمايند…امروز…گروهي را مي بينيم كه واقعاً وابسته به مكتب هاي ديگر بالخصوص مكتب هاي ماترياليستي هستند و چون مي دانند با شعارها وماركهاي ماترياليستي كمتر مي توان جوان ايراني را شكار كرد,انديشه هاي بيگانه را با مارك اسلامي عرضه مي دارند… واين خطرناك تر است كه افرادي مسلمان ,امّا ناآشنا به معارف اسلامي و شيفته مكتب هاي بيگانه ,به نام اسلام اخلاق مي نويسند و تبليغ مي كنند اما اخلاق بيگانه. فلسفه تاريخ مي نويسند همانطور.فلسفه دين ونبوت مي نويسند همانطور. اقتصاد مي نويسند همانطور . سياست مي نويسند همانطور . جهان بيني مي نويسند همانطور.تفسيرقرآن مي نويسند همانطور و…”(مطهري، بي‌تا ،ص92) استاد شهيد مطهري ,اين را يكي از آفات نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير دانسته ونقص عمده نوانديشان ومصلحاني مانند اقبال را در اين مي داند كه ” با فرهنگ اسلامي عميقاً آشنا نيست”( مطهري، بي‌تا، ص55) بر خلاف كساني نظير سيد جمال كه “متوجه خطرهاي تجدد گرايي افراطي بود .  او مي خواست مسلمانان علوم وصنايع غربي را فرا گيرند امّا با اينكه اصول تفكّر مسلمانان يعني جهان بيني آنها جهان بيني غربي گردد وجهان را با همان عينك ببينند كه غرب مي بيند مخالف بود. او مسلمانان را دعوت مي كرد كه علوم غربي را بگيرند امّا از اينكه به مكتب هاي غربي بپيوندند آنها را بر حذر مي داشت. سيد جمال همانگونه كه با استعمار سياسي غرب پيكار مي كرد با استعمار فرهنگي نيز در ستيزه بود”(همان،ص20), “نه مجذوب تمدن غرب بود  ونه مرعوب”(همان،ص33) و آرزو مي كرد كه مسلمانان “تمدن غربي را با روح اسلامي , نه با روح غربي اقتباس نمايند. اسلام حاكم همان اسلام نخستين باشد بدون پيرايه ها و ساز و برگ ها”(همان، ص36)
بر همين اساس است كه استاد مطهري مي گويد كه “من به عنوان يك فرد مسئول به مسئوليت الهي به رهبران عظيم الشان نهضت اسلامي كه براي همه شان احترام فراوان قائلم هشدار مي دهم و بين خود و خداي متعال اتمام حجت مي كنم كه نفوذ ونشر انديشه هاي بيگانه به نام انديشه اسلامي وبا مارك اسلامي ,اعم از آنكه از روي سوءنيت ويا عدم سوءنيت صورت گيرد ,خطري است كه كيان اسلام را تهديد مي كند”(همان،ص92)
3_ نقد منطقي و اصول گرايانه
     از نظر نگارنده هر دو شيوه مواجهه با تمدن و فرهنگ غرب كه ذكر شد نمونه بارز همان ” استسباع”وغفلت از اين نكته است كه نهاد ها  و اصطلاحات نو پيدا ,از جمله در عرصه حقوق و فلسفه سياست ,بر مباني و در بسترهاي خاص توليد مي شوند و از اين رو در تحليل ,نقد وتصميم گيري عالمانه درباره آنها نبايد در خلأ انديشيد .اين نكته اصل مهمي است كه در تعامل فرهنگ ها ، بطور كلي،صادق است.براي مثال كساني را در نظر بگيريد كه اصولاً مادّي مي انديشند و معتقدند  “هر چه هست همين زندگي (و لذات) دنيوي است و حياتي پس ازمرگ‌وجودندارد.”3، آيا چنين كساني مي توانند مفاهيمي مانند “حيات طيبه” 4،و”سعادت” 5 را از فرهنگ اسلام،همانگونه كه هست، درك كنند؟آيا مي توانند اين مفاهيم را كاملاً بپذيرند و يا رنگ و پسوند “دهري” به آن بيفزايند؟ مفاهيم متولد در فرهنگ غرب و هر تمدن ديگري نيز چنين هستند. اين اصطلاحات  لباس هايي هستند كه بر اندام هاي فكري خاص پوشانده شده اند و پوشاندن  بي چون وچراي آن بر اندام هاي ديگر نمي تواند نشانه روشنفكري و پويايي باشد . خردمندي اقتضاء مي كند كه نه خود و نه مردم را بر سر اين دو راهي نبينيم كه ” يا بايد اين مفاهيم را بپذيرند يا آنها را رد كنند” و آنها در معرض اين تهديد خود ساخته و موهوم قرار دهيم كه در صورت عدم پذيرش بايد” به عواقب اين رد كردن تن دهند” و”راه سوم وجود ندارد. “

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره ورزش از چه زمان در ميان مردم رواج يافت؟ 17ص

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره ورزش از چه زمان در ميان مردم رواج يافت؟ 17ص

محصول * تحقیق درباره ورزش از چه زمان در ميان مردم رواج يافت؟ 17ص * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 17
 
ورزش از چه زمان در ميان مردم رواج يافت؟
از آغاز تشكيل اجتماعات بشري ورزش نيز وجود داشته است. انسانهاي غارنشين براي محافظت از خانواده و يا خانه هاي مسكونيشان مجبور بودند كه با حيوانات وحشي و يا انسانهاي ديگر بجنگند. همين امر سبب شد كه اعضاي يك خانواده عارنشين، در هنگام فراغت با يكديگر به تمرين و ورزش بپردازند تا در صورت حمله حيوان و يا انسان متجاوزي آمادگي لازم را داشته باشند.
با پيشرفت تمدن بشري و تشكيل اجتماعاتي در شهر كوچك، ارتشهايي براي دفاع از شهرها پديد آمدند. در اين زمان تمرينهاي وزرشهاي رزمي شكل منسجم منظم به خود گرفت و اهالي هر شهر و مخصوصا” جوانان، وظيفه داشتند كه در تمرينهاي ورزشي شركت كنند. در آثار باقيمانده از تمدنهاي باستاني سومر و بابل، نشانه هايي از ورزشهاي گوناگون وجود دارد. در مصر باستان هم انواع مختلف ورزش وجود داشته است. تصاويري كه بر روي ديوارهاي مقبره هاي فرعونهاي مصر باقيمانده، نشان مي‌دهند كه از 3400 سال قبل از ميلاد، مردم مصر به بازيهاي مختلف ورزشي علاقه مند بوده‌اند.
معمولا” اقوام مختلف و مردم هر تمدني ورزشهاي خاص خود را داشتند. در تمدن جزيره كرت، نمايش شگفت انگيز رقص بر روي شاخهاي گاو جمعيت زيادي را به خود جلب مي‌كرد. ورزشهاي رزمي با اوج گرفتن سه تمدن بزرگ ايران، يونان و روم نظم تازه‌اي يافت.
ورزش در ايران باستان چگونه بود؟
ايرانيان از قديم الايام به پرورش بدن اهميت مي‌دادند و ورزش را امري ضروري مي‌دانستند. در دو كتاب مذهبي ايرانيان باستان، يعني كتاب اوسـتا ومينو خرد پهلوي درباره نيرومندي جسم انساني بحث شده وازمردم خـواسـته شده كه تربيت جسم را با پرورش روح هماهنگ سازند و قوت بدن را وسيله خدمت به ديگران نمايند. قديمي‌ترين تربيت ملي و اجتماعي ايرانيان را مي‌توان تربيت رادمردي يا پهلواني و قهرماني دانست.
در ايران باستان مهمترين بخش تربيت نوجوانان ورزشهاي رزمي بود. نوجوانان بتدريج با اسبدواني، ارابه راني، چوگان بازي، دو و زورآزمايي آشنا مي‌شدند. گزنفون ( 427 تا 354 قبل از ميلاد )‌ سردار و مورخ يوناني ضمن تاكيد بر اين نكته كه ايرانيان براي اين ورزشها اهميت خاصي قائل مي‌شدند، از « سحرخيزي» نوجوانان ورزشكار ايراني سخن مي‌گويد. استرابون ( 63 قبل از ميلاد تا 20 بعد از ميلاد) مورخ يوناني تصريح مي‌كند كه در ميدانهاي ورزش، جوانان را پيش از برآمدن آفتاب با صداي شيپور حاضرباش از خواب بيدار مي‌كردند. سپس جوانان به گروههاي پنجاه نفري تقسيم و براي انجام برنامه‌هاي پرورشي آماده مي‌شدند.
هرودوت ( حدود 486 تا 420 قبل از ميلاد)‌ مورخ ديگر يوناني در كتاب تاريخ خود بارها به اهميتي كه ايرانيان باستان به ورزش و تربيت بدني قائل مي‌شدند اشاره كرده است. او مي‌گويد: « ايرانيان به فرزندان خود سه چيز مي‌آموختند: اوّل، اسب سواري، دوم، تيراندازي، سوم، راستگويي. »
ايرانيان باستان به چه ورزشهايي بيشتر علاقه داشتند؟
فردوسي، شاعر بزرگ و حكيم انديشمند ايران در اشعار خود از ورزشها و سلاحهايي نام مي‌برد كه عبارت از: كمنداندازي كه براي حمله از مسافت دومورد استفاده قرار مي‌گرفت وجنس آن از چرم و يا رسن بود. شمشيرزني، پرتاب زوبين، تيراندازي، اسب سواري، شكار، چوگان و شنا از ورزشهاي ديگر مورد علاقة ايرانيان بود.
استرابون جغرافيادان و مورخ يوناني ضمن اشاره به دلبستگي فراوان مردم ايران باستان به انواع ورزش، دربارة‌ علاقة‌ ايرانيان به ورزش شنا مي‌نويسد: « ايرانيان به كودكان خود شنا مي‌آموختند و اغلب جواناني كه به سن 15 سالگي مي‌‌‌رسيدند اين فنّ را آموخته بودند. يكي از آموزشهاي مخصوص شنا در ميان جوانان ايراني آن بود كه از جوي و نهر و رود بگذرند و جامه و سلاح خود را خشك نگه دارند و يا بارهاي گراني را از رودخانه عبور دهند. از طرفي چون عموما” مردم در پيرامون شهرها و رودخانه‌ها و نهرها استحمام مي‌كردند، شنا كردند را نيز مي‌آموختند و اين عمل در ايران مرسوم شد و باقي ماند. »
مسابقات ارابه‌‌راني در يونان باستان چگونه انجام مي‌گرفت؟
مردم يونان به تماشاي مسابقات ارّابه‌راني علاقة‌ فراوان داشتند. اين مسابقات با بازيهايديگر تفاوت داشت و معمولا” صاحبان ارابه و اسبها كساني را استخدام مي‌كردند كه در ارابه‌راني مهارت داشتند. در سال 416 قبل از ميلاد، يك نظامي ثروتمند يوناني به نام آلسيبياد 9 ارابه به ميدان آورد و برندة‌ اولين، دومين و چهارمين جايزه شد. البته سالها قبل از آغاز مسابقات المپيك، جنگجويان يوناني به مسابقات ارابه‌راني علاقة‌ فراوان داشتند. هومر، شاعر يوناني، در آثار خود از اجراي مساقات سخن مي‌گويد كه بخشي از مراسم به خاك سپردن جنگجوي معروف يونان پاتروكلوس بود. در اين مسابقات هر ارّابه‌اي فقط با دو اسب كشيده مي‌شد. پس از علامت دادن، ارابه‌رانان همگي اسبهايشان را شلاق مي‌زدند و دهانه را مي‌كشيدند و آنها را وادار به حركت مي‌كردند. آنها در ميان گرد و غبار براي آنكه اسبهايشان با سرعت بيشتري حركت كنند، فرياد مي‌كشيدند. مسابقات ارابه‌راني از مسابقاتي بود كه پس از ضعف و سقوط يونان، به روم برده شد.
مسابقات المپيك از چه زماني آغاز شد؟
ورزش در يونان باستان سرانجام به بازيهاي المپيك منجر شد، ولي هنوز هم هيچ كس بدرستي نمي‌داند كه اين بازيها را چه كسي آغاز كرد يا چطور شد كه اين بازيها معمول شد. در يونان باستان مردم به يك خدا عقيده نداشتند. آنها خدايان ساختگي بسياري را مي‌پرستيدند و در واقع از نظر عقيدتي مشرك بودند. يونانيها دربارة هر كدام از خدايان خود افسانه‌هايي ساخته بودند. يكي از خدايان آنها زئوس نام داشت. زئوس را پدر خدايان مي‌دانستند و مي‌گفتند كه او خداي خدايان و خداي تمام انسانهاست. به عقيدة آنها زئوس روزي جشني گرفت و براي سرگري مردم اين بازيها را به راه انداخت.
يونانيها افسانة ديگري هم داشتند. مي‌گفتند كه روزي شاه سرزمين اليس به زئوس بي‌احترامي كرد. يكي از پسران زئوس، در دشت المپياد با او كشتي گرفت و او را شكست داد. آن وقت در آنجا زميني را نشان كرد و دستور داد تا در آنجا بازيهاي

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره تحليل مردم شناسي اماكن مذهبي تاريخي شهر صائين قلعه

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره تحليل مردم شناسي اماكن مذهبي تاريخي شهر صائين قلعه

محصول * تحقیق درباره تحليل مردم شناسي اماكن مذهبي تاريخي شهر صائين قلعه * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 95
 
فهرست مطالب
عنوان
صفحه

مقدمه
فصل اول طرح تحقيق، كليات طرح و مسأله آن
طرح مسئله
موضوع تحقيق
هدف تحقيق
انگيزه تحقيق
ضرورت تحقيق
روش تحقيق
جامعه آماري
روش نمونه گيري
نحوه جمع آوري اطلاعات
فرضيات تحقيق
تعريف مفاهيم و متغيرهاي مورد مطالعه
گرايش
كشش
امامزاده
ضريح
حرم
گنبد
نذر
قرباني
وقف
دعا
صائين قلعه
زيارت
روز زيارت
توسل و شفاعت
فصل دوم: شناخت كلي شهر صائين قلعه(جامعه مورد تحقيق)
پيشينه تاريخي
موقعيت جغرافيايي
ويژگيهاي طبيعي
ناهمواريها
آب وهوا
بادها و اثرات آن
منابع آب
پوشش گياهي
زندگي جانوري
ويژگيهاي اقتصادي:
دامپروري
صنايع
راهها
ويژگيهاي انساني:
هرم سني
ويژگيهاي سياسي
آثار تاريخي
مراكز آموزشي، مذهبي، تفريحي و …
فصل سوم: تئوري و ادبيات تحقيق
دين و اعتقادات ديني
شكل گيري دين
الف) اديان ابتدائي:
نياپرستي
توئيسم
آني ميسيم
فتسيزم
مانا و تابو
سحر وجادو
ب) اديان قديم يا تعدد خدايان
ج) اديان متكي بر يكتا پرستي
1- دين يهود:
اماكن مقدس، مناسك ديني و آئين عبادت قوم يهود
2-دين مسيح:
عقايد در دين مسيح
مهمترين مناسك و شعائر دين مسيح
3- دين زرتشت:
اماكن مقدس، مناسك ديني در زرتشت
4- اسلام:
مناسك ديني و عقايد و اعتقادات در دين اسلام
وظايف و تكاليف مسلمانان و اماكن مقدس
د- مرحله عرفان

دانلود + ادامه مطلب

مقاله بررسي قوانين كيفري ايران در امر پوشش مردم

دسته بندی: علوم انسانی

مقاله بررسي قوانين كيفري ايران در امر پوشش مردم

محصول * مقاله بررسي قوانين كيفري ايران در امر پوشش مردم * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 32
 
بررسي قوانين كيفري ايران در امر پوشش مردم
چكيده
يكي از مبادي ورود دولتها در گذشته، نحوه پوشش افراد جامعه بود. اين دخالت گاه برخاسته از اقتدار‌گرايي دولت و گاه ناشي از تفكر ديني بوده است. در ايران حكومت پهلوي با دو مصوبه و يك فرمان، دخالت در نحوه پوشش مردم را بنيان گذاشت. اساسنامه لباس رسمي ماموران كشوري و قانون متحدالشكل نمودن البسه اتباع ايران كه هر دو در سال ۱۳۰۷ شمسي به تصويب رسيد، به ترتيب وضعيت پوشش ماموران رسمي دولت و اتباع ذكور ايران را مورد توجه قرار داد. همچنين فرمان كشف حجاب در سال ۱۳۱۴ سعي در زدودن حجاب زنان ايران و همراه نمودن آنان با ظواهر تمدن اروپايي داشت.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، قانونگذار با سه مصوبه پوشش افراد جامعه را مورد توجه قرار داد. قانون تعزيرات سال ۱۳۶۲، قانون نحوه رسيدگي به تخلفات و مجازات فروشندگان لباسهايي كه استفاده از آنها در ملا عام خلاف شرع است يا عفت عمومي را جريحه‌دار مي‌كند مصوب ۱۳۶۵، دو مصوبه‌اي است كه گفتمان كيفري در اين زمينه را برگزيد و متعاقباً تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامي مصوب ۱۳۷۵ با حذف مجازات حبس از ماده ۱۰۲ و تبديل آن به جريمه، به تخفيف صبغه كيفري بدحجابي روي آورد.
در نقد و بررسي گفتمان كيفري قانونگذار ايران در ارتباط با پوشش مردم بايد گفت دخالت حكومت، و نظارت و كنترل در اين حوزه في نفسه پسنديده است؛ اما بايد با توجه به ارزش و كرامت والاي انسان صورت گيرد و به موازات آن، ارتقاي زمينه‌هاي فرهنگي در جهت پذيرش قانون و انطباق آن با قواعد رفتاري مورد توجه قرار گيرد. اجراي قانون پس از تصويب آن، ضمن اعـتبار بخشيدن به مفاد آن، احترام عموم به بايدها و نبايدهاي مندرج در قانون را به دنبال خواهد داشت.
واژگان كليدي
لباس، كيفر، حكومت ايران، حجاب، قانون
افزايش دخالت دولتها در امور خصوصي، شخصي و سليقه‌اي افراد، گاه ناشي از تمايل دولتها به نشان دادن اقتدار خود، و گاه برخاسته از تفكر و ايدئولوژي آنهاست؛ تا به اين طريق به ورود ايدئولوژي در عرصه عمل دست يابند. نحوه پوشش افراد جامعه يكي از حوزه‌هاي ورود دولتهاست كه در قرون گذشته به آن توجه شده است. به عنوان مثال مي‌توان به قانوني كه پارلمان انگليس در سال ۱۷۷۰م در خصوص پوشش زنان مقرر داشت، اشاره نمود كه مطابق آن هر زني در هر سن، مقام، شغل و مرتبه، چه باكره و دوشيزه و چه بيوه، هر گاه پس از تصويب اين قانون با عطر، رنگ و روغن و آبرنگ مو و دندان مصنوعي، كلاه‌گيس، حلقه دامن، كفش پاشنه بلند و وسايل ديگر رعاياي مرد اعلي‌حضرت را بفريبد و به زناشويي وا دارد، مشمول كيفرهايي خواهد شد كه قانون براي جادوگري و جرايم همانند آن پيش‌بيني كرده است و زناشويي او در صورت محكوميت باطل و بي‌اعتبار شناخته خواهد شد (ويل دورانت، ۱۳۶۹، ج ۹، ص ۸۴-۸۵).
در ايران سابقه توجه حكومت به لباس و پوشش مردم به حكومت رضا شاه پهلوي بر مي‌گردد. دو مصوبه و يك فرمان كه در اين دوره صادر شد، به نحوه پوشش مردان و زنان اشاره داشت و به منظور اعطاي قدرت اجرايي به آن، ضمانت اجراي كيفري براي آن در نظر گرفته شد. بعد از انقلاب اسلامي نيز توجه مقنن به حجاب و پوشش افراد به ويژه زنان به گونه‌اي ديگر رنگ گرفت. ماده ۱۰۲ قانون تعزيرات مصوب ۱۳۶۲، قانون نحوه رسيدگي به تخلفات و مجازات فروشندگان لباسهايي كه استفاده از آنها در ملا عام خلاف شرع است، مصوب ۲۸/۱۲/۶۵ و آيين نامه اجرايي آن مصوب ۲۰/۳/۶۸ همچنيـن بخشنامه‌هايي كه در اين راستا صادر شد، همگي در جهت كنترل پوشش افراد در جامعه است.
در اين نوشتار به نقد و بررسي مصوباتي كه قبل و بعد از انقلاب اسلامي ايران در اين باب تدوين و تصويب شده و مباني فكري كه موجب ورود حكومت در عرصه سليقه‌هاي شخصي افراد شده است، مي‌پردازيم.
پوشش، مبنا و اقسام آن
پوشش از نظر لغوي به معناي پوشاندن چيزي است و اصولاً هر چيز كه روي چيز ديگر را بپوشاند، پوشاك مي‌باشد (عميد، ۱۳۶۲، ص ۳۴۴). لباس از ريشه «لبس» به معناي پوشاننده است (سياح، ۱۳۷۳، ج ۲، ص ۱۴۶۶). پوشش و لباس مردم در هر جامعه‌اي برخاسته از عرف قانون و دين است:
۱ـ پوشش عرفي؛ «عرف» قاعده‌اي است كه به تدريج و خود به خود ميان همه مردم يا دسته‌اي از آنها به عنوان قاعده‌اي الزام‌آور مرسوم شده است (كاتوزيان، ۱۳۵۳، ج ۱، ص ۲۲). و عادت عبارت است از آداب و رسوم اجتماعي كه در برقراري نظم اجتماعي موثر بوده، كاركردي چون قانون و چه بسا فراتر از آن دارد (همو، ۱۳۷۵، ص ۱۸۸). حتي مي‌توان گفت قانون گاه بر گرفته از عرف است و مقنن بايد در تدوين و تصويب قانون، عرف را مد نظر قرار دهد؛ در غير اين صورت قانون در عمل موفق نخواهد بود. در تفاوت قانون و عرف بايد به ضمانت اجراي آن اشاره كرد. ضمانت اجراي عرف، افكار عامه است كه به طرق مختلف كه گاه به طرد فرد از جامعه محلي منجر مي‌شود، به پاسداري از عقايد، باورها و ارزشهاي خود مي‌پردازد. اما ضمانت اجراي قانون، قهرآميز بوده، نيازمند اقتدار حكومت است. عرف بر خلاف قانون و با توجه به مشاركت عامه در اجراي عرف، محدوده اجرايي وسيعتري دارد. زيرا جامعه كه نيرويي گسترده است، به پاسداري از ارزش مي‌پردازد. به بيان ديگر در جاي جاي جامعه، افراد نقش نگهبان را براي عرف ايفا مي‌نمايند و به همين جهت قوانيني كه با عرف منطبق است، در اجرا موفق‌تر مي‌باشد؛ زيرا اولاًـ جامعه در قبال اجراي آن عكس‌العمل منفي و مقاومت نشان نمي‌دهد؛ ثانياًـ گزارش‌هاي مردمي به قدرت اجرايي قانون مي‌افزايد.
پوشش عرفي پوششي است كه آداب و رسوم اجتماعي، استفاده از آن را در اذهان افراد جامعه معقول نموده، مهر پذيرش اجتماعي را بر آن وارد كرده است.
۲‌ـ پوشش شرعي؛ بر خاسته از احكام دين است. داشتن حجاب براي زنان در دين مبين اسلام به گونه‌اي كه غير از صورت و كفين جاي ديگري از بدن نمايان نباشد و يا حرمت پوشيدن لباس زربفت براي مردان از اين گونه است. گاه پوشش شرعي و عرفي بر يكديگر منطبق هستند؛ به عنوان مثال استفاده از چادر به عنوان پوشش شرعي در عرف نيز مورد پذيرش قرار گرفته است.
۳ـ پوشش قانوني؛ اين پوشش معمولاً در مورد كاركنان دولتي در سازمانهاي خاص، به ويژه نظاميان مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
مباني دخالت حكومت در نحوه پوشش مردم
همچنان كه ذكر شد، مباني دخالت دولتها در چگونگي لباس پوشيدن مردم بر خاسته از دو تفكر ديني و اقتدارگراست. در واقع نحوه دخالت دولتها بر اساس اين دو نوع تفكر و ضمانت اجراهاي در نظر

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر 11ص

دسته بندی: علوم انسانی

تحقیق درباره مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر 11ص

محصول * تحقیق درباره مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر 11ص * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 11
 
جامعه شناسی، ایل و عشایر
گذشته، میان دو اصطلاح ایل و عشایر تمایزی قائل نبودند و این دو را مترداف با یكدیگر و برای معرفی گروهی از مردم كوچندهٔ شبانكارهٔ چادرنشین به كار می‌بردند؛ اما امروزه در مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر، دو مفهوم متفاوت به كار می‌روند. ….
در گذشته، میان دو اصطلاح ایل و عشایر تمایزی قائل نبودند و این دو را مترداف با یكدیگر و برای معرفی گروهی از مردم كوچندهٔ شبانكارهٔ چادرنشین به كار می‌بردند؛ اما امروزه در مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر، دو مفهوم متفاوت به كار می‌روند. در برخی از متنهای تاریخی ایران، ایل به مفهوم جامعه اسكان نیافته و چادرنشین، شناسانده شده است فسایی دو اصطلاح ایل و طایفه را از یكدیگر متمایز می‌كند و ایل را به مردمی كه در تمام سال در بیابانها، در چادرهای سیاه زندگانی می‌كنند و از گرمسیرات به سردسیرات جابه جا می‌شوند، اطلاق می‌كند. و طایفه را برای مردمی كه كوچ نمی‌كنند، و از تیره‌های ایلات نیستند و در سیاه چادر یا در دهات زندگی می‌كنند، به كار می‌برد؛ اما همو در جایی دیگر برعكس، برخی از گروههای كوچنده مانند «بهاءالدینی» در ناحیه صیصكان، و «سادات میرسالار» درناحیه بهمئی كهكیلویه را كه كوچ و ییلاق و قشلاق می‌كنند، طایفه می‌نامد. گفتنی است كه تاریخ نگاران ایرانی از دوره صفوی به این سو، گه گاه طایفه را به جای ایل، برای معرفی جماعت كوچنده به كار برده‌‌اند. برخی از مردم شناسان ایران برای تمایز میان جامعه ایلی و جامعه‌های دیگر، ملاكها و ضابطه‌هایی را پیشنهاد كرده‌اند. از آن جمله‌اند: وجود ساختار ایلی، یعنی رده بندی تیره و طایفه و جز آن در ایل؛ باور اعضای ایل به تعلقشان به یكی از رده‌های این ساختار؛ و داشتن سرزمین مشترك با محدوده معین . دیگر مردم شناس فرانسوی، این ضابطه‌ها را ملاك تشخیص جامعه ایلی دانسته است: ۱. نظام خویشاوندی منسجم و نیرومندی كه مسائل و معضلات ایل بر اساس قوانین برآمده از آن نظام، در درون ایل حل و فصل می‌شود؛ ۲. سازمان اجتماعی و اداری هرمی شكل شاخه‌ای مبتنی بر نظام خویشاوندی؛ ۳. شیوه معیشتی ویژه‌ای كه بیشتر بر نگاهداری و پرورش دام استوار است (زراعت در جامعه ایلی در درجه دوم اهمیت قرار دارد و تولید صنایع دستی از نوع ریندگی و بافندگی اشتغال جنبی مردم ایل است)؛ ۴. شیوه زیست خاصی كه به شكل كوچندگی و نیمه كوچندگی آشكار می‌گردد. برخی هم كوچندگی فصلی و تحرك از منزلی به منزل دیگر در قلمروی معین، و معاش مبتنی بر دامپروری را از شاخصه‌های مهم در شناخت جامعه ایلی می‌دانند و برای آن دسته از ایلها كه زمانی كوچنده بودند و سپس یكجانشین شدند، و ضمن وحدت ایلی خود، از دامداری به كشاورزی روی آوردند، اصطلاح ایل به كار می‌برند. ایل را واحدی سیاسی- اجتماعی، مركب از شماری طایفه متشكل از چند واحد پدر تبار نیز گفته‌اند. برخی هم ایل را كه مبانی آن در زندگی عشایری و سازمان اجتماعی قبیله نهفته است ، پدید آورنده ساخت ویژه‌ای از قدرت دانسته، بعد سیاسی جامعه عشایری، و تحقیق اتحادیه‌های سیاسی قبایل و طوایف عشایری را در سازمانی خاص به نام سازمان ایلی یاد كرده‌اند. ایل را به مفهوم یك واحد مستقل اجتماعی- فرهنگی نیز تعریف كرده‌اند كه سازمان اجتماعی آن قبیله‌ای، روش زیست آن كوچ نشینی (كامل یا نیمه)، و شیوه معیشت آن بیشتر دامداری است. ساختار اجتماعی ایل به منزله قبیله را، نظام عشیره ای مبتنی بر اتحاد چند عشیره شكل می‌دهد. هر عشیره از جماعتی تركیب شده است كه افراد آن بر اساس پیوندهای خونی متحد شده و یك واحد مستقل هم بسته را به وجود آورده‌اند. با توجه به آنچه گذشت ، می‌توان گفت كه ساختار اجتماعی و سیاسی ، مهم‌ترین عامل هویت دهنده به جامعه ایلی است. ایل ممكن است جامعه‌ای عشایری، یا جامعه‌ای ده نشین و كشاورز باشد كه در صورت اخیر، گله‌هایش را چوپانان به چرا ببرند. از این رو ،جامعه‌های كوچ نشین شبان و جامعه‌های یكجانشین كشاورز تا زمانی كه سازمان اجتماعی- سیاسی خود را حفظ كرده باشند، ایل به شمار می‌روند(۱).
طبقه بندی ایلها
جامعه‌های ایلی ایران از قومهای گوناگون، با فرهنگها و زبان‌های متفاوت برآمده، و در سازمانهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی منسجمی سامان یافته‌اند. هر یك از جامعه‌های ایلی دارای ویژگیهای قومی و فرهنگی و زبانی مخصوص به خود است. در اسناد تاریخی و رسمی، و در برخی از نوشته‌های تحقیقی و قوم‌نگاریهای اخیر، گروههای ایلی- عشایری ایران بر مبنای خاستگاه قومی- زبانی طبقه بندی شده‌اند. مستوفی قدیم‌ترین طبقه‌بندی از ایلات را در دوره صفوی در فهرستی از آمار مالی و نظامی ایران در ۱۱۲۸ق/۱۷۱۶م به دست داده است. بنابراین طبقه بندی ، ایلات به دو گروه بزرگ ایرانی و غیر ایرانی تقسیم شده، و فهرست ایلات و طایفه‌های وابسته به هر یك از این دو گروه، بنابر توزیع جغرافیایی آنها، نام برده شده است. وی گروه «ایرانی الاصل» راكه با طایفه‌های دیگر نیامیخته بودند، در ۶ فرقه یا طایفه «صحرانشین» طبقه بندی كرده، و نوشته است كه این گروه در كوهها، و بزرگانشان گاه در شهرها زندگی می‌كنند، این ۶ فرقه اینهاست: ۱. لرها كه ۱۱۱۸ جماعتند و در ۴ طایفه بزرگ فیلی ، لك وزند، بختیاری و ممیسنی (ممسنی) با یكدیگر در آمیخته‌اند؛ ۲. گروس، كلهر و مكری؛ ۳. كردهای خراسان كه طوایف بزرگ زعفرانلو، سعدانلو، كوانلو (ظاهرا قوانلو) و دوانلو رادر برمی‌گیرد؛ ۴. جلایر خراسان؛ ۵. قرائی؛ ۶. جلایی، همو گروه «ایلات بیرونی» یا غیر ایرانی را كه از سرزمینهای دیگر به ایران آمده بودند، به دو فرقه عرب و ترك تقسیم كرده است: تركها را ۶ طایفه نوشته است: ۱. افشار(شاملو، قرخلو و سروانلو)، بیات و دنبلی؛ ۲. قاجار و قجر؛ ۳. شقاقی؛ ۴. زنگنه؛ .۵. قراگوزلو؛ ۶. شاه شیون (شاه سون). فرقه عرب را هم به ۶ طایفه چعب (كعب) ، عرب حویضه (حوزه، هویزه)، عرب فارس، عرب میش مست خراسان، عرب زنگویی و عرب عمری تقسیم كرده است. ماری شیل ایلهای ایران را به ۳ گروه نژادی ترك، لك و عرب جای می‌دهد. ایلهای ترك را از بازماندگان مهاجمان قبایل ترك تركستان، لكها را از گروههای هم تبار ایرانی اصیل، و عربهای كرانه‌های خلیج فارس را از نسل اعراب ساكن در سواحل مقابل خلیج، و ایلهای عرب پراكنده در ایران را منشعب از مهاجمان و فاتحان عرب دانسته‌اند. وی لرها و بختیاریها را از لكها، و كردها را هم از اعضای خانواده ایرانی ، و وابسته به لكها، و هر دو را از نژاد فرس قدیم می‌داند. همو فهرستی از ایلات و عشایر ایران بر حسب پراكندگی جغرافیایی آنها باذكر خاستگاههای قومی و زبانی، و شمار چادر یا خانوار آنها به دست می‌دهد. لمتن ایلهای كوچنده و نیمه كوچنده ایران در دوره اسلامی را در ۳ گروه بزرگ عرب، تركمن و ترك، و ایلهایی كه عرب و ترك نیستند، رده‌بندی كرده، و ایلهای وابسته به قوهای كرد، لر، بلوچ و جیل (گیل) را كه پیش از حمله اعراب در ایران می‌زیسته‌اند، از گروه سوم دانسته است. طبقه بندی دیگری نیز از ایلات بر حسب اقوام و بر اساس وضع كنونی آنها صورت گرفته، و

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره آشنایی با آداب و رسوم مردم خراسان جنوبی در عید نوروز

دسته بندی: عمومی و آزاد

تحقیق درباره آشنایی با آداب و رسوم مردم خراسان جنوبی در عید نوروز

محصول * تحقیق درباره آشنایی با آداب و رسوم مردم خراسان جنوبی در عید نوروز * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 7
 
آشنایی با آداب و رسوم مردم خراسان جنوبی در عید نوروز
مردم خراسان جنوبي به مانند ديگر هموطنان ايراني خود را براي استقبال از عيد باستاني ايرانيان آماده کردند.
هر چه به روز هاي پاياني سال 85 نزديك تر شدیم، حضور مردم در بازارها، خيابان ها و كوچه هاي شهرهاي استان بيشتر شد و در روستا ها نيز مردم با اجراي برنامه هاي خاص، خود را براي سال تحويل آماده کردند. آيين هاي مردم خراسان جنوبي به خصوص شهر بيرجند به چند قسمت تشكيل مي شود:
خريد لباس عيد
از يکی دو ماه به نوروز مانده خراسان جنوبي ها به بازار مي روند و لباس عيدشان را می خرند، پارچه هايي معمولاً خريداری می شود که دارای رنگ روشن و سرخ يا زرد باشد و معتقد بودند اگر لباس را خودشان بدوزند پارچه آن را روزهای دوشنبه يا جمعه قيچی کنند و نيز معتقد هستند که روز پنج شنبه ساعت سنگين است و لباس مدتی روی دست می ماند تا دوخته شود.
روز سه شنبه اگر بريده شود نصيب دزد يا مرده شور خواهد شد و روز چهار شنبه می سوزد وسايل خانه نيز بايد عوض شود و يا تميز گردد. پختن نان شيرين از جمله کارهايي است که حتماً بايد قبل از عيد و برای عيد انجام بگيرد.
سبز کردن گندم، عدس، تره تيزک، ده پانزده روز به عيد مانده در خانه های مردم صورت می گيرد. برای اين کار از ظرفی استفاده می کنند که از جنس مس يا روی باشد و بعد مقداری دانه ابتدا به سلامتی امام زمان عج می ريزند و به ترتيب بعد از آن نام اعضای خانواده را می آورند.
خانه تکانی يا رفت و روب
يکی دو هفته پيش از عيد خانه تکاتی يا رفت و روب انجام می گيرد و مجدداً اثاثيه را جابه جا می کنند و گرد گيری می کنند و دوباره آن ها را می چينند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که آن ها را آب پز می کنند و رنگ های شاد بر روی آن ها می زنند.
سفره و ساعت تحويل سال
برای تحويل سال همه در يکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند . پيش از هر چيز آيينه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سين را می گذارند.هفت سين شامل سماق، سير، سنجد، سمنو، سکه، سرکه و سبزی است.
ماست، عسل، خرما، کره، پنير، کاهو، تخم مرغ رنگی و … اقلام ديگري هستند كه در سفره هاي تحويل سال ديده مي شوند. موقع تحويل سال همه اهل خانه بايد با لباس نو بر سر سفره باشند اسپند نيز دود می شود و هر کدام از اين ها فلسفه ای دارد.
شمع برای روشنايي خانه و زندگی، قرآن نشان توجهی است که بايد در آغاز سال به خداوند داشته، به علاوه در سال نو، صاحب قرآن يار و مددکار اهل خانه خواهد بود.
پول، نشان از خير و برکت و رفاه، اسپند برای دوری از چشم زخم حسود، برنج، نشانی از خير و برکت و فراوانی، آب نشان صافی و پاکی و روشنايي و گشايش کار است.
ماهی قرمز، شگون دارد. آيينه، برای رفع کدورت و نشانی ازصفا و پاکی و يک رنگی. طلا، نشانی از اميد به وضع مالی خوب در سال نو است.
بعد از تحويل سال نبايد شمع ها را با فوت خاموش کرد بلکه بايدگذاشت تا آخر بسوزند و يا با نقل خاموششان کرد.
يکی ديگر از اعتقادات مردم خراسان جنوبي اين است که هنگام تحويل سال در مزار امام زاده ها باشند که درآنجا شمع روشن می کنند و در دست می گيرند.
ديد و بازديد
از بامداد نوروز ديد و بازديدها آغاز می شود در همه خانواده ها رسم است که به ديدار کسی که از نظر سن و شخصيت بر ديگران مزيت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبريک بگويند و او نيز عيدی که شامل سکه يا پول است به آنها بدهد. بعضی نيز صبح عيد نوروز يک بشقاب گندم برشته که شامل: کنجد، گندم، شاهدانه، نخودچی و کشمش است به اضافه يک بشقاب نان شيرين به اضافه تخم مرغ رنگی يا سکه به کوچک ترها می دهند.
سيزده بدر
روز دوازده فروردين همه وسايل تهيه می شود و هر چه از شيرينی ها و آجيل ها باقی مانده برای صبح سيزده آماده می شود که البته همراه آن سرکه و کاهو نيز هست. صبح سيزده فروردين همه دسته دسته عازم کوه و باغ های اطراف منطقه خود می شوند و معتقدند در روز سيزده فروردين نبايد در خانه ماند زيرا اين روز نحس و بديمن می باشد.
روز سيزده پيش از طلوع آفتاب و تا پاسی از شب ادامه دارد در عصر اين روز ويژه سبزی گره زدن دخترهاست که در واقع برای گشايش بخت خود اين کار را می کنند و ترانه هايي می خوانند چنانچه سيزده به ماه رمضان بيفتد. مراسم را بعد از تمام شدن ماه رمضان در اولين جمعه يا اولين عيد انجام مي دهند.
تاریخ نوروز و تحولات کمی و کیفی آن :تاریخ آغاز مراسم باشکوه عید نوروز به جمشید شاه بازمی گردد. او که در زمان سلطنت در آبادانی ایران و آسایش خاطر مردم از هجوم بیگانگان، نقش بسیاری داشت. روزی سفر یا در واقع معراجی با تخت زرینش به آسمان به سوی خورشید داشت، پس از بازگشت دین را تجدید و آن روز را نوروز نامید.این جشن که از آن در گات های زرتشت نامی برده نشده و تنها در یکی از یشت ها بنام فروردین یشت ، ذکر و ستایش این گاه نگاشته شده پس از جمشید شاه سال به سال بر اهمیت و

دانلود + ادامه مطلب

تحقیق درباره از جمعيت نژاد آفريقا

دسته بندی: عمومی و آزاد

تحقیق درباره از جمعيت نژاد آفريقا

محصول * تحقیق درباره از جمعيت نژاد آفريقا * را از سایت ما دریافت نمایید.برای دانلود این فایل روی دکمه آبی رنگ *دریافت فایل* کلیک نمائید تا به صفحه خرید فایل منتقل شوید و فایل را خریداری کنید.

دریافت فایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 3
 
از جمعيت نژاد ، زبان و دين مردم آفريقا چه مي دانيد ؟
 
جمعيت :
به نمودار مقايسه اي جمعيت قاره ها با يکديگر توجه کنيد .
 
/
 
هر چند جمعيت آفريقا نسبت به وسعت آن کم است . اما چون زاد و ولد در اين قاره زياد است روز به روز بر تعداد جمعيت آن افزوده مي شود .
 
درطو ل ساليان دراز عواملي چون جنگ هاي داخلي ، نبود بهداشت و شيوع بيماري هاي مختلف ، خشک سالي هاي پي در پي و کمبود مواد غذايي از افزايش جمعيت در اين قاره جلوگيري کرده است.
 
به نقشه پراکندگي جمعيت در آفريقا توجه کنيد .
 
/
 
نواحي پر جمعيت در آفريقا عبارتند از :
*حوضه رود کنگو
*کناره هاي خليج گينه
*دره ي رود نيل
*کناره هاي شمال غربي
 
نژاد :
 بيشتر مردم آفريقا از نژاد سياه پوست هستند . مردم شمال صحراي بزرگ آفريقا و بخش کوچکي از جنوب اين قاره سفيد پوست اند .
 
زبان :
مردم آفريقا يا به زبان کشورهايي که قبلاً تحت نفوذ و استعمار آنها بوده اند (زبان   فرانسوي ، زبان انگليسي و … ) و يا به زبان هاي محلي خودشان صحبت مي کنند. ساکنان کشورهاي شمال صحراي بزرگ آفريقا به زبان عربي حرف مي زنند.
 
دين :
 به نقشه کشورهاي مسلمان در آفريقا دقت کنيد .
 
 
اکثر مردم کشورهاي شمال آفريقا مسلمان اند . ساير آفريقايي ها به دين مسيحي يا مذاهب ابتدايي اعتقادد دارند .

دانلود + ادامه مطلب

صفحات سایت

Page 1 of 3123